سلام بر دوستان و بزرگواران
دوستان، ما سالیان سال با ذهن خود سپری کرده ایم .و اینکه خود را جدا از ذهن بدانیم کار بسیار سختی میباشد .همانطور که قبلا خدمت شما عرض کردم ذهن با گذشته و آینده زنده است و در اصل گذشته و آینده منبع تغذیه ذهن می باشند .اگر این منبع از آن گرفته شود ،ذهن روز بروز نحیفتر و کم رنگ تر خواهد شد .و آگاهی و انرژی درونی روزبروز فربه تر و غنی تر میشود.اما پیشنهاد من اینه که شما هر روز سعی کنید ،دقایقی در حال باشید . کار سختی نیست اما بسیار موثر میباشد .موثر بودن آن میتوانید از باز شدن دل تان بفهمید از احساس خوب داشتن بفهمید .همین لحظه های کوچک میتواند معجزه گونه باشند.
این لحظه ها را تکرار کنید .اما لحظه ی حال چگونه است ؟ لحظه ی حال یعنی حضور در همان جایی که هستید . در آنجا چه میگذرد ؟آیا صدای کوچک و بزرگ را میشنوید ؟آیا آن غذایی که میل میکنید ،میدانید چیست ؟آیا صدای قاشق و چنگالتان را مشنوید ؟آیا آنچه که دارید میبینید ،میدانید چه رنگی دارند؟آیا صدای ساعت رو مشنوید؟ آیا در هنگام پیاده روی میدانید همکنون کدام پایتان جلو و کدام عقب هست؟آیا موقع قدم زدن صدای پرندگان شهری را میشنوید ؟ من که در تهران با این همه آلودگی ،صدای پرندگان را زیبا میشنوم پس شهرستان معرکه هست .باید استفاده کرد .میخواهم بگویم که لازم نیست که خود را زیاد از حد ملزم به این کنید . فقط در روز دقایقی به این زمان بپردازید . دوستان خوبم، بعضی مواقع لازم است .دقایقی از قفس ذهن بیرون بیاییم و در اکنون بسر ببریم .والا با این مشکلاتی که در این دیار هست ،دیوانه خواهیم شد .
مگر ما با یک دیوانه چه تفاوتهای داریم ؟شاید باور نکنید بین ما و افراد دیوانه هیچگونه تفاوتی از این نظر وحود ندارد . تنها تفاوتی که هست این که ما صامت هستیم و دیوانه گان ناطق .
شاد باشید


