سلام بر شما روشن دلان
قرار بر اين نيست كه كامل باشيم، زيرا كامل بدنيا مي آييم. و قرار بر اين نيست كه شادماني را اختراع كنيم، فقط بايد آنرا كشف كنيم. پس اين كار آنگونه كه مردم تصور مي كنند دشوار نيست. روند آن ساده و شامل آرامش يافتن، آسودن و به تدريج نزديك شدن به كانون وجود است. روزي كه تصادفا به كانون وجودت برسي، ناگهان همه چيز نوراني مي شود. تو كليد را يافته اي. مثل اين است كه در تاريكي كورمال كورمال مي رفتي كه ناگهان دستت به كليد خورد. و اين دقيقا همان موقعيتي است كه ما گرفتار آن هستيم. بي خود گريه و زاري مي كنيم. رنج و دردناآگاهانه است. اين روش مضحك و ناآگاهانه زندگي را بايد تغيير داد. به درون بنگر و اگر در آنجا چيزي نيافتي، بيرون را جستجو كن. اما من با اطمينان مي گويم كه هر كس به درون نگريسته به گمراهي نرفته است. پس هيچ دليلي وجود ندارد كه تو به گمراهي بروي. يك قانون كلي است كه هيچ استثنايي ندارد: هركس به درون برود آنرا مي يابد. شادماني مطلق و حقيقت محض، زندگي سراسر شور و سر مستي مي شود. چنان سرمست مي شوي كه گمان مي كني " اين اوج سرمستي است، بيش از آن ديگر ممكن نيست." اما روز بعد در مي يابي بيش از آن هم ممكن است. روز به روز سر مست تر از پيش مي شوي. سفر هرگز به پايان نمي رسد. سفري است با آغاز ولي بي پايان.
شاد باشید


