توسط MGS » دوشنبه مرداد ماه 11, 1389 19:41
درود
آقا من یه شب خواب بودم و وقتی از خواب پریدم دیدم یه صدایی داره میاد مثل صدای طوفان همراه با زمزمه های عجیب چشمام رو باز کردم دیدم یه چیزی مثل گرود و خاک دور یه محور فرضی میپیچه (شبیح گرد باد ) خیلی ترسیده بودم گفتم هیچی نگنم شاید از بین بره چشمامو بستم داشتم میشنیدم که هی داره صدا بلند تر و زمزمه ها بیشتر میشه خلاصه بعد از حدودا کم تر از 10 ثانیه دوباره چشمام رو که باز کردم دیدم یه قسمت از اون گرود و خاک جدا شد و با سرعت زیاد اومد به طرف من دقیقا از جلو چشم من رد شد( حتی بادش هم که به صورتم خورد رو متوجه شدم ) و دور زد و به طرف اون محور فرضی رفت ( من که دیگه داشتم سکته میکردم دوسه باز گفتم بلند گفتم بسم الله الرحمن الرحیم چراغ رو روشن کردم و این صدا ها 4 ثانیه بعد از روشن شدن چراغ ادامه داشت و هر ثانیه کم تر میشد
حالا میخواستم بدونم این چی بود آیا از همین حیونایی که میگید بود؟
داشت یادم این ماجرا ساعت 4 صبح برام اتفاق افتاد
من از این اتفاق ها خیلی خیلی کم برام پیش اومده هر وقت هم که اومده ساعت 4 صبح بوده البته دفعات قبل به این شکل نبود من خواب نبودم مشغول درس خوندن بودم و فقط هم در حد صدا
نابرده رنج گنج پنج شش هفت .............