مديران انجمن: amirhvr, mehdiaali
| برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید عضويت / ورود |






|
سلام مي خواستم بدونم دلايلي كه براي اثبات يا تاييد تناسخ يا زندگي هاي مكرر گفته مي شه چي هست؟ اگر قراره آدما تا وقتي به تكامل نرسيدند در اين دنيا باشند پس بهشت و جهنم براي چيه؟ اگه طبق توحيد صفاتي همه صفات خدا را يكي بدونيم آياپاداش بهشت و عذاب جهنم براي به تكامل رسيدن ما و جبران گناه ها يا تعادل كارما همون كار زندگي هاي مكرر رو نميكنه؟ به نظر من جسم آدم ها مثل حافظه پرتابله. هرجا كه وصلش كني همان اطلاعات درش ذخيره ميشه. اين امكان وجود داره كه در حال خلسه و پرواز روح يك روح ديگه براي مدتي كوتاه در جسم شما حلول كنه. ان وقت افكار-گفتار اون روح در جسم و مغز شما باقي مي مونه مثل اينكه شما فلش خودتون رو به رايانه همسايتون وصل كرده باشين. اطلاعات رايانه همسايتون رو ميشه درش ريخت ولي اين به معناي وجود همون اطلاعات تو كامپيوتر شما نيست. |


| برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید عضويت / ورود |
| برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید عضويت / ورود |
| برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید عضويت / ورود |
| برای مشاهده لینکها باید عضو سایت باشید عضويت / ورود |
aram نوشته است:سلام
کارما به این سادگی نیست که بتوان آن را رد یا اثبات کرد. زندگی ها قبلی هم همین طور است. در تجربیات هیپنوتیزمی ما د ر سوژه زندگی دیگر حتی زبان دیگری را برایمان بیان می کند و هر کسی ممکن است مطمئن شود که زندگی قبلی وجود دارد ولی این باز نمی تواند اثبات کند که زندگی قبلی وجود دارد.
ممکن است حق باشما باشد ناخود اگاه خیلی قوی است و ممکن است همه اینها کار ناخود اگاه باشد. ولی گاهی اوقات با اطلاعاتی مواجه می شویم که درست است و نمی تواند در ناخود اگاه ما باشد. البته این را دال بر اثبات زندگی قبلی ما کارما ندانید چون به نظر من خیلی پیچیده تر از آنی است که بتواند خیلی صریح در مورد آن صحبت کرد.
حال اگر تمام قوانین ذهن و ناخود اگاه باشد در روانشناسی می توان از ان بهره خوبی برد. به طور کلی نظری قطعی در این مقوله ندارم
موفق باشید.

861197147 نوشته است: سلام دوستان من 2سال كه روي موضوع تناسخ تحقيق كردم راستشو بخواين اول قبولش نداشتم و نظرم مثل ماهان بود ولي اروم نگرفتم تا تقريبا بهش رسيدم شايد باورتون نشه ولي من نه ادم دروغ گويي ام نه خيال باف
من به كالبد قبلي ام رفتم و با تمام وجود حسش كردم هر سوالي كه ازم پرسيده مي شد سريع جواب مي دادم بدون اينكه معني دقيقشو بفهمم
در واقع ضمير ناخود اگاه من جواب تمام سوالاتو مي داد تا لحظه اي كه به جسمم برگشتم گيج و مبهوت بودم
هنوز هم لحظه به لحظه اون سفر تو ذهنم هست در موردش با هيچ كس حرفي نزدم چون مي دونستم كسي حرفمو باور نمي كنه
من از 14سالگي عاشق متا فيزيك بودم ولي اطلاعات خاصي نداشتم 5ماهه كه دارم به طور جدي مطالعه مي كنم
ومي دونم اين مطالعات قطره اي در برابر دريا ولي عقيده دارم هر چيزي و بايد بهش رسيد تا قبولش كرد

با هيچ كس حرفي نزدم چون مي دونستم كسي حرفمو باور نمي كنه


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان