برای چی زنده هستیم؟

فراروانشناسی ، متافیزیک ، عرفان ، اهرام ، پرانا ،

مديران انجمن: amirhvr, mehdiaali

برای چی زنده هستیم؟

پستتوسط warrior » شنبه شهريور ماه 13, 1389 04:39

سلام  به همگی
می خواستم بدونم به نظر شما ما برای چی زنده هستیم؟
چه طور باید زندگی کنیم؟
هدفمون از زندگی باید چی باشه؟
به نظرتون روش زندگی غربی ها که می گن زندگی یک فرصته برای لذت بردن درسته؟ و ما باید تا میتونیم دنبال لذت های مادی باشیم؟
warrior
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 13
تاريخ عضويت: شنبه شهريور ماه 12, 1389 00:00
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط bryan » شنبه شهريور ماه 13, 1389 17:56

سراغاز زندگی رحمت , محبت و عشق بود
و خداوند به انسان لطف کرد و به انسان فرصت بودن داد و من از این که هستیم خوشحالم و خدا رو شکر میکنم
خداوند به انسان کرامت بخشید و او رو گرامی داشت و به او نعمت های زیادی داد و همچی رو برای انسان افرید وانسان را برای خودش .
و بزرگ ترین نعمت و محبت خداوند به انسان این بود که انسان رو افرید و ما تنها برای شکر همین نعمت عاجزیم و برای او گردن کشی میکنیم
موفق باشید.

شادی بیکران روزیتان باد ...
bryan
کاربر متوسط
 
پست ها : 34
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 8, 1389 00:00
محل سکونت: شیراز
تشکر کرده: 9 بار
تشکر شده: 7 بار
امتياز: 0

پستتوسط warrior » شنبه شهريور ماه 13, 1389 18:38

کسی نظری نداره؟
warrior
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 13
تاريخ عضويت: شنبه شهريور ماه 12, 1389 00:00
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط warrior » شنبه شهريور ماه 13, 1389 22:18

ممنون bryan تو چه طور به وجود خدا پی بردی ؟
به نظرت چه نوع زندگیی درست هست؟
warrior
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 13
تاريخ عضويت: شنبه شهريور ماه 12, 1389 00:00
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط bryan » يکشنبه شهريور ماه 13, 1389 04:08

به نظر من نمیتونه خدایی نباشه و این همه چیز عجیب و غریب یا بهتر بگم دنیا پر از همه چی با این نظم باشه اما خدا نداشته باشه
ببین یه بشر ساخته که پر از همه چیزه : مثلا حتی این سایت به این عظمت فقط نشان دهنده بخش کوچکی از قدرت فرا حسی انسانه ...
bryan
کاربر متوسط
 
پست ها : 34
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 8, 1389 00:00
محل سکونت: شیراز
تشکر کرده: 9 بار
تشکر شده: 7 بار
امتياز: 0

پستتوسط delta18 » يکشنبه شهريور ماه 14, 1389 22:41

سلامی مجدد به دوستان

دلیلش خیلی ساده هست
در واقع سوال اول جواب بوده که طی مدتی عوض شده

یعنی اول دلیل زنده بودن ایجاد شده
اول هدف ما برای زندگی
بعد زنده شدیم
هر کس دلیلی برای زنده موندن داره
هر کس هدفی در این جهان داره که باید انجام بده

اما این رو باید خود فرد متوجه بشه
باید به دورنت بری تا صداش رو بشنوی
و بفهمی وظیفه تو چیه
قدم اول رو محکم بردار

برای نویسنده این مطلب delta18 تشکر کننده ها: 2
bryan (يکشنبه دي ماه 11, 1390 06:52), mahan (يکشنبه دي ماه 11, 1390 06:52)
رتبه: 16.67%
 
delta18
کاربر ویژه
 
پست ها : 151
تاريخ عضويت: پنج شنبه ارديبهشت ماه 29, 1389 00:00
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 33 بار
تشکر شده: 125 بار
امتياز: 0

پستتوسط bryan » سه شنبه شهريور ماه 16, 1389 04:40

بله هر انسانی در دنیا هدفی داره و شاید برای ماموریتی افریده شده .
حالا بریم عقب تر سوال اینه اون اول اولش  برای چی انسان افریده شد ؟
و در واقع  سوال خودم اینه لزومه افریده شدن انسان چی بود ؟

خودم فکر میکنم شناخته شدن خدا به دست انسان و مواردی که اون بالا قبلا گفتم : (2ومین متن) : سراغاز زندگی رحمت و محب...

حالا باز یه سوال خدا برای شناخته شدن چرا این همه ادم افرید ؟ با یکی 2تا کارش نمیشد ؟

فکر کنم دارم کفر میگم تا بحث به جاهای باریک نکشیده فکر کنم باید این تاپیک حذف شه چون تو این سایت و اینجا جاش نیست شاید سایت رو ببندن
بعد باید بگردیم دنبال فیلتر شکن  :lol:
bryan
کاربر متوسط
 
پست ها : 34
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 8, 1389 00:00
محل سکونت: شیراز
تشکر کرده: 9 بار
تشکر شده: 7 بار
امتياز: 0

پستتوسط mahan » سه شنبه شهريور ماه 16, 1389 14:42

سلام:

در قران مجید تنها یک دلیل برای آفرینش انسان ذکر شده و آن :

انسان آفریده شده تا خدایش را عبادت کند . والسلام

و عبادت یعنی خداشناسی و صد البته راه خداشناسی

از خودشناسی میگذرد .. یعنی ای بنده

خود را بشناس تا خدا را بشناسی

یعنی متوجه درونت شو تا بشنوی هر آنچه که می خواهی .
mahan
کاربر متوسط
 
پست ها : 42
تاريخ عضويت: پنج شنبه فروردين ماه 4, 1389 00:00
تشکر کرده: 95 بار
تشکر شده: 17 بار
امتياز: 0

پستتوسط mahan » سه شنبه شهريور ماه 16, 1389 14:51

نقل از
warrior


هدفمون از زندگی باید چی باشه؟
به نظرتون روش زندگی غربی ها که می گن زندگی یک فرصته برای لذت بردن درسته؟ و ما باید تا میتونیم دنبال لذت های مادی باشیم؟
دوست عزیز
warrior
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر لذت نفس را لذت ندانی (نخوانی)

ضمنا فلسفه لذت بردن از دنیا تحت هر شرایطی مربوط به فلسفه اپیکور است
که فلسفه جالبی نیست و  با عرض معذرت به اصطلاح مزخرفه.
mahan
کاربر متوسط
 
پست ها : 42
تاريخ عضويت: پنج شنبه فروردين ماه 4, 1389 00:00
تشکر کرده: 95 بار
تشکر شده: 17 بار
امتياز: 0

پستتوسط delta18 » سه شنبه شهريور ماه 16, 1389 15:01

bryan نوشته است:بله هر انسانی در دنیا هدفی داره و شاید برای ماموریتی افریده شده .
حالا بریم عقب تر سوال اینه اون اول اولش  برای چی انسان افریده شد ؟
و در واقع  سوال خودم اینه لزومه افریده شدن انسان چی بود ؟

خودم فکر میکنم شناخته شدن خدا به دست انسان و مواردی که اون بالا قبلا گفتم : (2ومین متن) : سراغاز زندگی رحمت و محب...

حالا باز یه سوال خدا برای شناخته شدن چرا این همه ادم افرید ؟ با یکی 2تا کارش نمیشد ؟

فکر کنم دارم کفر میگم تا بحث به جاهای باریک نکشیده فکر کنم باید این تاپیک حذف شه چون تو این سایت و اینجا جاش نیست شاید سایت رو ببندن
بعد باید بگردیم دنبال فیلتر شکن  :lol:

سوال خیلی خوبیه دوست من
ولی باید دانست که یک اقیانوس رو نمیشه ریخت توی یک لیوان
اون لیوان ظرفیت و اندازه ماست
پس نمیشه چیزی رو درک کرد که تا به حال تجربه نکردیم یا ندیدیم

اما انسان برای چی به وجود اومده

ولی قبل باید دونست انسان چیه؟
انسان اینی نیست که داریم می بینیم

میشه به نوعی گفت ما برای انسان شدن و رسیدن به انسانیت افریده شدیم
همین طور که همه می گن و می دونم انسان جانشین خداست

پس اگه کسی به انسانیت برسه ممکنه در دنیایی دیگه وظایف خدایان رو به عهده بگیره

خداوند نیازی به شناخته شدن نداره
بشر دارای اختیار هست و خودش برای خودش تصمیم می گیره
دلیل وجود 7میلیارد ادم    :
ممکنه کم بودن انسان باشه
شاید هر 1 میلیارد 1 نفر انسان از توش در بیاد!!
قدم اول رو محکم بردار
delta18
کاربر ویژه
 
پست ها : 151
تاريخ عضويت: پنج شنبه ارديبهشت ماه 29, 1389 00:00
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 33 بار
تشکر شده: 125 بار
امتياز: 0

پستتوسط bryan » سه شنبه شهريور ماه 16, 1389 17:43

سلام .
درسته که خدا به چیزی نیاز نداره اما خودش تو قران گفته که من گوهری بودم که کسی منو نمی شناخت پس انسان رو افریدم تا شناخته بشم

موفق و سربلند باشید...
bryan
کاربر متوسط
 
پست ها : 34
تاريخ عضويت: سه شنبه شهريور ماه 8, 1389 00:00
محل سکونت: شیراز
تشکر کرده: 9 بار
تشکر شده: 7 بار
امتياز: 0

پستتوسط nabeghe » چهارشنبه شهريور ماه 16, 1389 00:55

انسان و جن را خلق نکردم مگر برای بندگی


انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج لنبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا 2 انا هدیناه السبیل اما شاکرا اما غفوا3

ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم و او را می آزماییم (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم2 ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد (و هدایت پذیرد) خواه ناسپاس3         سوره ی انسان

__________________________________________________________________________________________________________

به نظر من دلیل خلق انسان و زنده بودن او فقط و فقط یه کلمه است : "عشق" . همون بانگ نی در شعر مولانا :
آتش است این بانگ نای و نیست باد/ هر که این آتش ندارد نیست باد.
هر کسی که عاشق نباشه بهتره که اصلا نباشه. این عشق فقط باید برای خدا باشه. که البته این ها فقط حرف های کوچکه. هفت شهر داره عشق . این عشق قابل وصف نیست و خدا و اولیای او می دونند چیه .

هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست / ما به فلک می رویم عزم تماشا که راست
ما به فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم / باز همان جا می رویم جمله که آن شهر ماست
خود ز فلک برتریم وز ملک افزون تریم / زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست
بخت جوان یار ما دادن جان کار ما / غافله سالار ما فخر زمان مصطفی(ص) است
از مه او مه شکافت دیدن او برنتاف / ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست
بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست / شعشعه ی این خیال زان رخ چون والضحا است
آمده موج الست کشتی غالب ببست / باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقا است  (مولانا)

آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند






برای نویسنده این مطلب nabeghe تشکر کننده ها:
031558468 (يکشنبه دي ماه 11, 1390 06:52)
رتبه: 8.33%
 
nabeghe
کاربر پیشرفته
 
پست ها : 64
تاريخ عضويت: پنج شنبه دي ماه 16, 1388 01:00
محل سکونت: اصفهان
تشکر کرده: 2 بار
تشکر شده: 59 بار
امتياز: 0

پستتوسط javadhashemi » جمعه شهريور ماه 19, 1389 18:05

سلام.كلا هدف خدا از خلقت انسان معاشقه هستش يعني معاشقه بين خالق و مخلوق .به زبون ساده تر بگم زماني خداوند آسمانها و زمينها رو خلق كرد يعني قبل از اينكه انسان رو خلق كنه ديد كه همه چيز هست به غير از معشوق مثل اينكه شما همه امكانات داشته باشي اعم از بهترين خونه و بهترين ماشين و كلا تمام امكانات رفاهي داشته باشي اما يك معشوقه نداشته باشي كلا اين زندگي معني نداره تقريباهمين مثال رو ميشه براي خداوند  تبارك و تعالي زد و بهترين راه براي معاشقه ما با  خالق همين تقوا و اعمال نيك هستش كه اين خود راهيست به سوي رستگاري هم در اين دنيا و هم در آن دنيا كه اين خودش يك تير و دو نشان زدنه و خدا به ازاي همين معاشقه پاداش خوبي در دو دنيا به ما ميده ولي فكر كن اگه اين معاشقه صورت نگيره و ما سهل انگاري و  خلاف قانون  الهي  عمل كنيم  صفت جبار و منتقم اينجا معني خودشو نشون ميده يعني اينطور بگم مثل اينكه شما يكي رو خيلي دوست داري اما اون طرف بر خلاف عهد و پيماني كه با هم بستين عمل ميكنه  خوب اينجاست كه شما يه جوري لجتون در مياد و منتظر يك فرصتي هستين تا حالشو بگيرين  :arrow: اما اينو بگم كه خداوند هيچ نيازي به اعمال نيك و تقواي يا بهتر بگم معاشقه ما نداره  خداوند ميگه شما از دستورات من پيروي كن تا رستگار بشي و همچنين مفهوم حديثي از حضرت محمد (ص) كه خداوند ميفرمايد كه اگر يك وجب به سوي من بيايي من يك ضراع به سوي تو ميآيم و اگر كسي يك ضراع به من نزديك شوي  من به اندازه فاصله دو دست به او نزديك ميشوم و اگر كسي آهسته به من نزديك بشه من شتابان به سوي اون ميام
دوست عزيز يك سري هم به اين سايت بزن به خصوص قسمت اعجاز قرآني به كه البته به استناد اكتشافات علمي هستش مطمئنم به جواب اكثرشبهات و  سوالاتت  ميرسي
www.akshayemazhabi.blogfa.com
ضمنا عيد سعيد فطر مبارك :)
javadhashemi
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 8
تاريخ عضويت: سه شنبه تير ماه 28, 1389 00:00
محل سکونت: فارس-لارستان-شهر خور
تشکر کرده: 5 بار
تشکر شده: 1 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط shabi_queen_1 » شنبه شهريور ماه 19, 1389 00:35

vaghean hadaf az in zendegi chiye??????? man ke fekr nemikonam adami vojood dashte bashe ke az in donya raazi bashe
shabi_queen_1
 
پست ها : 1
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 17, 1388 01:00
تشکر کرده: 0 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط warrior » شنبه شهريور ماه 19, 1389 03:36

سلام بچه ها ممنون از پاسخ هاتون
من فکر می کنم نتها راه پی بردن به حقایق مراقبه عمیق هست و حقیقت تنها از راه شهود بدست می آید .
به نظرتون توی جوامع مدرن انسانها به خدا نزدیکترند یا جوامع سنتی ؟.
ما در جوامع قدیم عرفای بزرگی داشتیم که دنیا کمتر نظیر اون بزرگان رو دیده بود اما در دنیا امروز دیگه اون بزگان شبیه یک افسانه اند.
در گذشته قناعت یک ثروت بود  اما امروز انسانها هر چه بیشتر به دست می یارند حریص تر می شوند.
شعار  جوامع قدیم : گر بریزی بحر را در کوزه ای چند گنجد قسمت یک روزه ای  شعار مدرنیته:خوشبختی مال پولدارها و ثروتمند هاست باید تا می تونیم لذت ببریم(لذت مادی).
در جوامع امروز آدما با این که امکانات مادی خیلی خیلی بیشتری از گذشته دارند اما بازم ناراضی هستند .
و...
نظر شما چیه آیا مدرنیته ما را از فطرتمون و از پروردگارمون دور نکرده؟
warrior
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 13
تاريخ عضويت: شنبه شهريور ماه 12, 1389 00:00
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط javadhashemi » شنبه شهريور ماه 20, 1389 04:38

دوست عریز اینها همش بر می گرده به فقط و فقط ایمان, اگه ایمان قوی و اخلاص باشه اگه انسان  حتی اگه دنیا رو هم بهش بدن در صورتی که ایمان باشه  هیچ چیز مانع نمیشه تا از خدا دور بشه
javadhashemi
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 8
تاريخ عضويت: سه شنبه تير ماه 28, 1389 00:00
محل سکونت: فارس-لارستان-شهر خور
تشکر کرده: 5 بار
تشکر شده: 1 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط tihoo » يکشنبه شهريور ماه 21, 1389 17:04

دوست عزیز....اگرروزی  یکی از افراد خانواده که بیشترازهمه دوسش داری یک هدیه که بسته کوچکیه بی هیچ مناسبتی بهت بده چه عکس العملی ازخودت بروزمیدی؟آیا ممکنه قبل از بازکردن کادوازکوچکی آن گله مند بشی؟اما هنگامی که بازش میکنی یک سکه طلا میبینی ویک یادداشت تا خورده که حیلی کوتاه نوشته این مال توست هرطور که درسته استفاده کن....توبااون سکه چکارمیکنی ؟                                          میشه راحت حدس زد که چه جوابهایی  خواهی داد......دوست خوبم  اون عزیز همون خداست هدیه جان گرانمایه ماست که ما طلب نکردیم اما آفریدگار ازکرم و حکمت الهی خویش به ما عطا کرد....آیاممکنه بخاطردریافت هدیه مدتها فکرت رودرگیر این سوال کنی که علت دادن این هدیه چیه؟
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
   مطمئنا عفل سلیم میگه باید نهایت قدردانی را از ایشان داشته وبادقت تمام بهترین استفاده را از ان هدیه کرده به نوعی که رضایت ان عزیزی که هدیه داده را جلب کرده وشرایط بهتری را برای خود بوجود آورده باشی...
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
پس بیاییم از این زندگی ووحود ارزشمند خود که هیچ بهایی رابرای آن نمی توان برابر دانست بهترین بهره را بگیریم وازلحظه لحظه ان لذت ببریم وباشکر گذاری خالق هستی ثابت کنیم که ما همان اشرف مخلوقات هستیم که آفریدگارمان فرموده     همواره شادوسرافراز درحمایت پروردگار باشید

برای نویسنده این مطلب tihoo تشکر کننده ها:
javadhashemi (يکشنبه دي ماه 11, 1390 06:52)
رتبه: 8.33%
 
tihoo
 
پست ها : 1
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 31, 1389 00:00
محل سکونت: karaj
تشکر کرده: 0 دفعه
تشکر شده: 1 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط warrior » دوشنبه شهريور ماه 21, 1389 01:35

tihoo نوشته است:
دوست عزیز....اگرروزی  یکی از افراد خانواده که بیشترازهمه دوسش داری یک هدیه که بسته کوچکیه بی هیچ مناسبتی بهت بده چه عکس العملی ازخودت بروزمیدی؟آیا ممکنه قبل از بازکردن کادوازکوچکی آن گله مند بشی؟اما هنگامی که بازش میکنی یک سکه طلا میبینی ویک یادداشت تا خورده که حیلی کوتاه نوشته این مال توست هرطور که درسته استفاده کن....توبااون سکه چکارمیکنی ؟                                          میشه راحت حدس زد که چه جوابهایی  خواهی داد......دوست خوبم  اون عزیز همون خداست هدیه جان گرانمایه ماست که ما طلب نکردیم اما آفریدگار ازکرم و حکمت الهی خویش به ما عطا کرد....آیاممکنه بخاطردریافت هدیه مدتها فکرت رودرگیر این سوال کنی که علت دادن این هدیه چیه؟
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
   مطمئنا عفل سلیم میگه باید نهایت قدردانی را از ایشان داشته وبادقت تمام بهترین استفاده را از ان هدیه کرده به نوعی که رضایت ان عزیزی که هدیه داده را جلب کرده وشرایط بهتری را برای خود بوجود آورده باشی...
برای مشاهده تصاویر ابتدا باید عضو شوید
عضويت  / ورود
پس بیاییم از این زندگی ووحود ارزشمند خود که هیچ بهایی رابرای آن نمی توان برابر دانست بهترین بهره را بگیریم وازلحظه لحظه ان لذت ببریم وباشکر گذاری خالق هستی ثابت کنیم که ما همان اشرف مخلوقات هستیم که آفریدگارمان فرموده     همواره شادوسرافراز درحمایت پروردگار باشید



سلام
هیچ وقت نمیشه با مثال چیزی را اثبات کرد چون برای هر پدیده ای هم میشه مثال موافق آورد هم مخالف.
منظورتون از لذت بردن چیه می شه توضیح بدین؟
شما چه طور به همه ی این نتایج رسیدین؟
برای چی باید خدا ما رو خلق کنه و بهمون جان رو هدیه بده؟
من اگر به کسی هدیه بدم به خاطر شاد شدن اون فرد یعنی من نیازمند هستم به شادی اون فرد. خدا تنها وجودی است که از نیاز مبراست.
به نظرتون بهترین استفاده ای که از جان میشه کرد چیه؟
warrior
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 13
تاريخ عضويت: شنبه شهريور ماه 12, 1389 00:00
تشکر کرده: 1 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط Prana » يکشنبه مهر ماه 11, 1389 09:23

دوست عزیزم من در این نوشتار صرفا نظر شخصی خودم رو بیان میکنم ,کاری هم به فلفسفه و....! ندارم

زندگی یعنی عشق
زندگی یعنی  لذت
زندگی یعنی  خدمت
زندگی یعنی ایمان

من هر انچه رو که بخوام میتونم زیر مجموعه عشق و لذت و قرار بدم ولی میبینم به خدمت و ایمان هم نیاز دارم.
چقدر سوال قشنگیه که در لحظه حال بپرسیم
چگونه میتوانیم عشق بورزم؟
چگونه میتوانیم لذت ببرم؟
چگونه میتوانیم خدمتی کنم؟
چگونه میتوانیم ایمان داشته باشم؟

هرکدام از این سوالها زیر مجموعه ای از سولات دیگر رو در پی خواهد داشت..
به طور مثال
چگونه میتوانم به شما عشق بورزم؟
چگونه میتوانم به شما محبتی کنم؟
چگونه میتوانم به شما خدمتی(کمکی) کنم؟
چگونه میتوانم به خدایم و فرایند زندگیم ایمان و اعتقاد داشته باشم؟
چگونه میتوانم از لحظه حال لذت ببرم؟
و....

در یکی از کتاب های مقدس هندیان اینگونه امده است که :
همانگونه که پا و دست چشمو دندان و دهان و زبان و سایر اندام در کارند که شکم تغذیه کند و لذت ببرد و از لذت شکم(سیری) مجموعه اندام لذت ببرنند و اسوده باشند و , مجموعه بشر ,(همانند اندام انسان در کارند ) و زمانی لذت میبرند که خدای انها لذت ببرد و در واقع زمانی شما لذت میبرید خدای  شما لذت ببرد.
پس از این گفتار میشه ایجوری نتیجه گرفت که ما برای لذت بردن افریده شدیم و زمانی لذت میبریم که خدای مالذت ببره و راضی باشه.

بیشتر از این وارد این بحث نمیشم.
ضمن اینکه به این نکته اشاره کنم در جاهای مختلف ذکر شده موفق ترین انسانها(موفقیت تعریف شخصی دارد) بهترین سوالهارو از خودشون میپرسن

زندگی رو در عشق ,لذت ,خدمت و ایمان واصل مطلب لذت وجودی فراتر از خودت دریاب(به نظر من) , ضمن اینکه اینها اطلاعات و نظر شخصی منه و اینکه تو چه راهی رو برای زندگی خودت انتخاب کنی بستگی به خودت داره.

برات ارزوی موفقیت میکنم,موفق باشی



-----------------------------------------------
امضا :
وصیت نامه گارسیا مارکز

اگر برای لحظه ای خداوند فراموش می كرد كه من پیر شده ام و به من كمی دیگر زندگی ارزانی می داشت، شاید تمام آنچه را كه فكر می كنم بازگو نمی كردم ، بلكه تأمل می كردم بر تمام آنچه كه بازگو می كنم. چیزها را نه بر مبنای ارزش آنها كه بر مبنای معنای آنها ارزش گذاری می كردم. كم می خوابیدم. بیشتر رؤیاپردازی می كردم، در حالیكه می دانستم كه هر دقیقه ای كه چشمانمان را می بندیم، 60 ثانیه نور را از دست می دهیم.

به رفتن ادامه می دادم آن هنگام كه دیگران مانع می شوند. بیدار می ماندم آن هنگام كه دیگران می خوابند. گوش می دادم هنگامی كه دیگران سخن می گویند و با تمام وجود از بستنی شكلاتی لذت می بردم.

اگر خداوند به من كمی زندگی می داد، به سادگی لباس می پوشیدم، صورتم را به سوی خورشید می كردم و روحم را عریان می كردم.

خدای من، اگر قلبی داشتم نفرتم را بر یخ می نوشتم و منتظر طلوع خورشید می شدم. با اشك هایم گل های رز را آب می دادم تا درد خارها و بوسه ی گلبرگهایشان را احساس كنم.

خدای من، اگر كمی دیگر زنده بودم نمی گذاشتم روزی بگذرد بی آنكه به مردم بگویم كه چقدرعاشق آنم كه عاشقشان باشم. هر مرد و زنی را متقاعد می كردم كه محبوبان منند و همواره عاشق عشق زندگی می كردم.

به كودكان بال می دادم امَا به آنها اجازه می دادم كه خودشان پرواز كنند. به سالخوردگان می آموختم كه مرگ نه در اثر پیری كه در اثر فراموشی فرا می رسد.

آه انسان ها، من این همه را از شما آموخته ام. من آموخته ام كه هر انسانی می خواهد بر قلَه كوه زندگی كند بی آنكه بداند كه شادی واقعی ، دركِ عظمت كوه است. من آموخته ام زمانی كه كودكی نوزاد برای اولین بار انگشت پدرش را در مشت ظریفش می گیرد، برای همیشه او را به دام می اندازد. من یاد گرفته ام كه انسان فقط زمانی حق دارد به همنوع خود از بالا نگاه كند كه باید به او كمك كند تا بر روی پاهایش بایستد. از شما من جیزهای بسیار آموخته ام كه شاید دیگر استفاده ی زیادی نداشته باشند چرا كه زمانی كه آنها را در این چمدان جای می دهم، باید با تلخ كامی بمیرم.
یاد گرفته های گارسیا مارکز
چیزی که من آموختم...

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می كند.

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود می سازد.

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند.

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود.
زندگی

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

-----------------------------
استاد آرام دوست داریم به خاطر همه اون چیز هایی که میگی و ما راه داریم تا درکش کنیم
Prana
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 8
تاريخ عضويت: يکشنبه مهر ماه 10, 1389 01:00
تشکر کرده: 3 بار
تشکر شده: 1 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط delta18 » دوشنبه آبان ماه 2, 1389 01:33

چرا اینقدر پست هاتون تکراری هست؟
قدم اول رو محکم بردار
delta18
کاربر ویژه
 
پست ها : 151
تاريخ عضويت: پنج شنبه ارديبهشت ماه 29, 1389 00:00
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 33 بار
تشکر شده: 125 بار
امتياز: 0

پستتوسط maantraa » پنج شنبه شهريور ماه 10, 1390 04:34

سلام به همه

نظرات همه دوستان رو خوندم اما باز هم این سوال باقی است که چرا به دنیا  امدیم؟؟؟!!!
همه 85 که هیچ شاید تا 20 سال هم عمر نکنن که زیبایی زندگی رو درک کنن
چه بسا نوزادی که در چند ماهگی از دنیا بره, اون اصلا برای چی به دنیا اومد؟؟؟!!!
حتی نوزادانی هنگام زایمان یا چند لحظه یا چند ساعت بعد از دنیا میرن!!!
هدف از دنیا اومدن چند لحظه , ساعت یا چند  روز یه انسان چیه؟!!!

به نظر من هیچکس نمی تونه به این سوال که چرا افریده شدیم جواب بده
تمام  دلایلی هم که در کتابهای اسمانی اومده اونقدر کلی و مبهمه که بازم چیزی حل نمیشه
مثلا اینکه  خداوند گنجی بوده که خواسته شناخته شه پر از ابهامه, چون همیشه گفته شده خدا بی نیازه, پس چه نیازی به شناخته شدن داره؟!!!

یا یکی از دوستان به ایه ای اشاره کرده بود که خدا انس و جن را افرید تا او را عبادت کننند, در صورتیکه خدای بی نیاز, احتیاجی به عبادت ما نداره و عبادت ما دلیل دیگه ای داره

یا دوستی اشاره کرده بود خدا معشوقه میخواسته که اینهم یعنی نیازمندی خدا که از ذاتش دوره!!!

اگر قران واقعا به همین سادگی ظاهرش بود که دیگه نمیشد بهش گقت کتاب آسمانی!!!!

به نظر من با توجه به ذات بی مثالش و اینکه قادر مطلقه, این دلایل نمیتونه دلیل آفرینش باشه  

یا دلیل اینکه چند میلیارد نفر به دنیا میان چون تمام این تعداد به معنای واقعی آدم نیستن, چیه!
اصلا به مرور زمان همه به معنای واقعی آدم بشن چی میشه؟
آیا هدف از آفرینش اینه که یه روزی همه آدم بشن؟! خب که چی؟!!!
حتی نمیشه با قاطعیت گفت افریده شدیم که عشق ورزی و آدم شدن رو بیاموزیم چون باز سوال پیش میاد که:


ته ته عشق ورزی و آدم  شدن چیه؟!!!!
قراره چی بشه ؟ قراره چه اتفاقی بیفته؟
به نظر من در باره علت آفرینش, جز کتابهای آسمانی که دلایل مبهم  و کلی بیان کردن و فکر نمکنم کسی بتونه ادعا کنه معنی واقعی آیه های قران رو می دونه,
هر شخصی هم که به این سوال جواب بده, جوابش برداشت و درک شخصی خودش از دریافتهای خودشه که البته میتونه جوابهای زیبایی هم باشه!!!
پس این سوال همچنان بی جواب باقی می مونه!!!!!!

حداقل من هنوز به جوابی نرسیدم!!!!!!!
maantraa
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 9
تاريخ عضويت: پنج شنبه تير ماه 23, 1389 00:00
محل سکونت: tehran
تشکر کرده: 0 دفعه
تشکر شده: 2 بار
امتياز: 0

پستتوسط mehrdad_marines » پنج شنبه مهر ماه 28, 1390 10:24

ما به دنیا اومدیم تا نسل به نسل و نفر به نفر زندگی کنیم و تکامل ÷یدا کنیم و روزه بشه که به ذات مقدس خدا بپیوندیم چون از همون ذات زاده شدیم و به همون هم بر میگردیم
انا لله و انا ....
mehrdad_marines
 
پست ها : 1
تاريخ عضويت: پنج شنبه مهر ماه 27, 1390 01:00
تشکر کرده: 0 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0

پستتوسط delta18 » جمعه مهر ماه 28, 1390 01:39

اسرار ازل را نه تو دانی نه من
وین حل معما نه تو خوانی نه من
هست از پس پرده گفت گوی من تو
چون پرده بر افتت نه تو مانی و نه من

به خودآ گر به خودآیی تو خدایی به خودآ

من به اندازه فهم و شعورم از جهان و ... می فهمم نه بیشتر نه کمتر

دوری که امدن و رفتن ماست
اورا نه بدایت نه نهایت پیداست
کس مینزند دمی در این معنی راست
کاین امدن از کجا و رفتن ز کجاست

بزرگان هم زبان خودت رو مطالعه کن همه اینها گفته شده
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
انچه خود داشتیم ز بیگانه تمنا می کرد

قران پارسی ایران چیه هست دوست عزیز؟
ایا اطلاعاتی دارید؟
قدم اول رو محکم بردار
delta18
کاربر ویژه
 
پست ها : 151
تاريخ عضويت: پنج شنبه ارديبهشت ماه 29, 1389 00:00
محل سکونت: تهران
تشکر کرده: 33 بار
تشکر شده: 125 بار
امتياز: 0


بازگشت به آموزش فراروانشناسي

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان

cron