
کوپيد اسرار زيادي داشت!
ببينيد آيا ميتوانيد اين معما را حل کنيد:
آن چيست که
نمي توان آن را توصيف کرد.
رايجتر از سرماخوردگي معمولي است (و بعضي اوقات ميتواند شخص را آزار دهد).
بدون هيچ دليل واضحي ميآيد و ميرود.
نمي دانيم چه چيزي آن را ميآورد،
و چه زماني ميرود، تقريبا برگرداندن آن غير ممکن است.
نمي دانيم چرا رخ ميدهد.
بيشتر اوقات انتظار آن را داريد، ولي هرگز رخ نميدهد.
بعضي مواقع نيز، در حاليکه انتظارش را نداشتيد، رخ ميدهد.
بعضي اوقات از آن خوشتان ميآيد.
بعضي اوقات ....
جمعه، 27 آذر ماه ، 1388
بازديد:169 بار
حدس بزنيد چه کسي براي شام ميآيد؟
تا اوايل دهه 1950، اگر پرسيده ميشد، "چه کسي براي شام ميآيد؟"، قلب مامان و بابا از ترس سنگکوب ميکرد. بسياري از افراد نسل پس از جنگ جهاني دوم، اولين اشخاص در خانواده بودند که دوستي با رنگي متفاوت را به خانه خود ميآوردند.
ولي اکنون همين نسل، پدر و مادر هستند و بسياري از آنها به بچههاي خود که در حال بازي "حدس بزن چه کسي امشب براي ... ميآيد؟" مينگرند. آنها ميدانند هر کس آن روز عصر کسي را در کنار ميز شام خود بنشاند و غذايش را با او سهيم شود، احتمالا خواهد توانست درکشان از جهان را گسترش دهد. بسياري از روابط دوستي شان که بعضي از آنها سه دهه طول کشيده است، بين دو فرد از دو فرهنگ متفاوت است...
جمعه، 27 آذر ماه ، 1388
بازديد:172 بار
تنوع فقط براي محل کار نيست
در سال 1945 (بعد از اين سال يعني در سالهاي بين 1946 تا 1964 يا به عبارتي سالهاي پس از جنگ جهاني دوم، نرخ رشد بسيار افزايش يافت) يا بعد از آن، سن پتر يا پطرس مقدس هياهويي روي زمين ديد. به همين خاطر از فراز آسمانها به پايين يعني به سمت زمين نگاه کرد. بعد روي خود را به عيسي کرد و گفت، "اي عيسي، اين همه غوغا و آشوب را در پايين ببين. آنها مثل خرگوش توليد مثل ميکنند و زياد ميشوند!"
عيسي نيز پاسخ داد، "بله، پطرس. آنها را نسل جديد پس از جنگ بدان."
بعد عيسي ادامه داد، "واي پطرس، ميخواهم به تو هشدار دهم. وقتي آنها وارد دروازههاي خانه تو شوند، داستانهاي زيادي براي گفتن خواهند داشت. اين نسل جديد بيش از برادران و خواهران قبلي خود به زندگي گروهي روي خواهند آورد و دوست دارند شبيه هم باشند. بعضي از چيزهايي که آنها خواهند ديد، خوب خواهند بود (و بايد بگويم زمان اين کار فرا رسيده است) آنها به چيزهاي خوب نامهايي مثل جنبش حقوق مدني و جنبش آزادسازي زنان ميدهند. آنها همچنين چيزهايي را خواهند ديد که هم بعد خوب و هم بعد بد دارند. آنها به اين چيزها فعالان دانشجويي و انقلاب جنس یي ميگويند. دو تا از آنها حتي چند قدم کوچک ديگر به سمت ما نزديک خواهند شد و بقيه آنها تلويزيون تماشا خواهند نمود. البته به اين اقدامات، قدمهاي بزرگ براي بشريت خواهند گفت." ...
پنجشنبه، 26 آذر ماه ، 1388
بازديد:170 بار
اگر به آن دست پيدا کرده ايد، آن را به رخ ديگران بکشيد!
بعد از اينکه از سياهچالي که به مدت چهار ماه در آن زنداني بودم نجات يافتم و مشکلم به طرز اسرار آميزي حل شد، ميتوانستم به گذشته نگاه بيندازم و ببينم اگر دو دوست عزيزم گئورگيو و فيل نبودند، زنده نميماندم. در اين لحظه بود که تصميم گرفتم با افراد زيادي از همه قشر ملاقات کنم.
فيل و من تصميم گرفتيم يک سري ميهماني با عنوان "ميهماني دو ماه يک بار ويژه ملاقات با افراد جديد" برگزار نماييم. دهها نفر يا بيشتر از دوستان را دعوت کرديم و به آنها پيشنهاد کرديم هر کدام شخصي را همراه خود بياورند و هر چقدر اين شخص غير عاديتر باشد بهتر است (البته لفظ غير عادي و شبيه آن را به کار نبرديم)...
پنجشنبه، 26 آذر ماه ، 1388
بازديد:158 بار
آيا تا حالا دوستي داشته ايد ...
که نگرش شما نسبت به زندگي را براي هميشه تغيير داده است؟
منظورم اين است که آيا نحوه نگريستن خود به بعضي افراد و وضعيتهاي خاص را براي هميشه تغيير داده ايد؟ به اندازه کافي فرصت اين برايم بوجود آمده است که لحظاتي را با دو تا از اين نوع دوستانم سهيم باشم. متاسفانه آنها ويژگي مشترکي داشتند. هر دوي آنها در اثر تصادف دردناک دچار معلوليتهاي بزرگي شده بودند.
مدتي کوتاه بعد از اينکه به نيويورک نقل مکان کردم، در کنسرتي شرکت کردم و اتفاقي کنار يک زن جوان بسيار جذاب به نام لسلي نشستم که او نيز در آنجا تنها بود. او و من شروع به صحبت کرديم و فورا گفتگويمان گرم شد. گروه اجرا کننده کنسرت خيلي کارشان خوب نبود و به همين علت در مورد اينکه با هم هستيم و خودمان يک گروه دخترانه تشکيل داديم، شوخي ميکرديم. اين صحبتها خيلي ضرورتي نداشت، ولي از آنجا که هر دويمان تازه به نيويورک آمده بوديم و دوستان کمي در آن شهر داشتيم، از صميم قلب ميخواستيم با هم باشيم...
چهارشنبه، 25 آذر ماه ، 1388
بازديد:210 بار
خيلي خوب است. پس حالا ميدانم چرا دچار تشويش ميشوم و چگونه ميتوان اين مشکل را حل کنم؟
متاسفانه اين تشويش ناشي از مواجه با زن و مردي جذاب اجتناب ناپذير است و نميتوان آنها را از درون خود بيرون ريخت. با اينحال، با کمي دانش در اين زمينه ميتوان براي دوست شدن با اين اشخاص يا ايجاد روابط عاشقانه با آنها، اطمينان به نفس بيشتري داشت...
چهارشنبه، 25 آذر ماه ، 1388
بازديد:175 بار
چرا وقتي با زن يا مرد جذابي صحبت ميکنم، دچار تشويش ميشوم؟
آه، اکنون ميخواهيم در مورد يک اقليت متفاوت صحبت کنيم و البته اين اقليت در نوع خودشان جزء افراد تنها به حساب ميآيند. ميخواهيم در مورد افراد شيک و پر زرق و برق چه مرد يا چه زن صحبت کنيم. اين افراد واقعا در جامعه معدود هستند.
مي توانم صداي شما را بشنوم که با طعنه ميگوييد، "اه، چه آدمهاي بيچاره اي!"
نه، واقعا به خاطر کار کردن با افراد شيک و جذاب چند شغل گيرم آمده است که شانس زيادي در آنها نصيب من شده است. يا در بعضي مواقع به خاطر ديدگاه و نگرش غلطي که داشته ام، شانس بد و بدبختي به سراغم آمده است.....
چهارشنبه، 25 آذر ماه ، 1388
بازديد:373 بار
با يکي از همين آدمهاي عادي دوست شويد
چشمانم را باز خواهم کرد، به اطراف نگاه خواهم انداخت و فردي که کمتر از خودم محبوب هستند را پيدا خواهم کرد (يا به دنبال کسي ميروم که به آن اندازه که من نزد دوستانم محبوب هستم، او نزد آنها محبوبيت ندارد). سپس به سراغش ميروم و از صميم قلب با او دوست ميشوم و کمي از جاذبه و انوار کهکشاني خودم را به آنها خواهم تاباند.
سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388
بازديد:168 بار
آيا شما ميخواهيد محبوب باشيد يا اينکه ميخواهيد ديگران شما را دوست داشته باشند؟
آيا شاهزاده خانم پريسيلا در دبيرستاني که در آن درس ميخواندم محبوب بود؟ با قطعيت زياد ميتوانم بگويم، بله. آيا بچهها از صميم قلب او را دوست داشتند؟ اين بار با قطعيت زياد ميتوانم بگويم، نه. مطمئنا اکثر دانش آموزان از او خوششان نميآمد. بعدها به اين موضوع پي بردم، ولي خيلي جوان و بدون تجربه بودم و احساس ميکردم گفتن اين حرف حتي به خودم حماقت محض است. دهها سال بعد، وقتي در شرکتهاي مختلف کار کردم و روي عوامل تاثيرگذار در جذابيت و اقتدار کار کردم، متوجه شدم بايد به غريزه دروني خود اعتماد کنم. اينکه مردم از صميم قلب کسي را دوست داشته باشند، خيلي با آن محبوبيت پريسيلا در دبيرستان تفاوت دارد.
تقريبا در همين اواخر هزاره دوم بود که محققان مطالعه روي محبوبيت و گروههاي مختلف مردم را شروع کردند. شايد بخشي از اين تحقيقات در پاسخ به حوادث غم انگيز و تجاوزات زيادي است که در دبيرستانها به خاطر محروميتهاي اجتماعي و ساختارهاي سلسله مراتبي نامناسب در مدارس رخ ميدهند...
سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388
بازديد:214 بار
اکنون، شما نيز ميتوانيد ترقي کنيد
فرض کنيد ميخواهيد در کاري ترقي کنيد. (البته همه ما از جمله شما ميخواهيم ترقي کنيم و خود را در نظر ديگران جلوه دهيم!) هر بار کاري براي کسي انجام ميدهيد که از آن هر چند مقدار کمي خوشش ميآيد، مهم نيست آن کار چقدر بزرگ است. هر چقدر هم کوچک باشد، يکي از همان کارتهايي که در موردش صحبت کردم را درون فايل سوابق شغلي خود قرار ميدهيد. به هر ميزان تعداد اين کارتها در سوابق شما بيشتر باشد، مردم بيشتر از شما خوششان خواهد آمد. و اين دقيقا همان موضوعي است که اينجا در موردش صحبت ميکنيم...
سه شنبه، 24 آذر ماه ، 1388
بازديد:179 بار
