تجسم خلاق، استاد آرام - Content


اطلاعات مفيد تجسم خلاق






جستجو در سایت تجسم خلاق


جستجو در وب
جستجوی سايت

سابقه و آمار بازدید تجسم خلاق

محبوبیت در گوگل

با زدن دکمه 1 ما را در گوگل محبوب کنید




تعادل
اميدوارم كه توانسته باشيد از تكنيك هاي آدمك ذهني استفاده كرده باشيد يا نوارهاي آنها را با صداي خودتان آماده كنيد يا از CDهاي آماده استفاده كرده باشيد.
در برنامه قبلي در مورد نحوه انجام و عملكرد آدمك ذهني صحبت كرديم. آدمك مغزي فراتر از يك برنامه ريلكسيشن روانشناسي است. اثرات كوتاه مدت و طولاني مدت آن اصلاً قابل مقايسه نمي‌باشد. وجود انسان دقيقاً شبيه يك برنامه بهم پيچيده است. اين ماتريس هم جايش با هم در ارتباط است و بر همديگر تاثير مي گذارند. در علوم آلوپاتي كلاسيك زماني كه كسي براي دل درد به پزشك مراجعه مي‌كند آن پزشك معده‌اش را از كل بدن جدا مجزا درمان مي‌كند. ولي اين معده قسمتي از كل بدن است. در روشهاي ديگر كل نگر به كل بدن بعنوان يك واحد نگاه مي كند و اصل و وحدت را در تمام بدن رعايت مي كنند كه در برخي از اين روشها به انسان بعنوان جزئي از هستي نگاه مي شود و براي درمان او بايد به تمام جوانب محيطي دروني و بيروني توجه شود. در روشهاي كل نگر سعي مي كنند ارتباطي كه بين خصوصيات اخلاقي و باورهاي فرد و وجود دارد را پيدا كنند و با استفاده از اين ارتباط سعي به درمان عميق تر و سريعتر بيمار گردند. هرگونه باور يا احساسي كه داشته باشيم بصورت يك تصوير ذهني ظاهر مي شود. پس ما با مورد برسي قرار دادن تصاوير ذهني فرد مي‌توانيم باورها و خصوصياتي كه در درون داريم متوجه شويم و سعي بر برطرف نمودن آنها و اصلاح آنها بنماييم.
اين تصاوير ذهني و تجسمي كه از خود داريم و بيماريهاي ما بصورتي خاص بر روي گردش انرژي تاثير مي گذارند و موجب اختلال در آن مي گردند و با گذشت زمان اين اختلال بصورت بيماري ظاهر مي گردد. مي توان با استفاده از تكنيك آدمك ذهني مشكل را قبل از ايجاد شناسايي كرد و آن را بهبود بخشيد. سؤالي اينجا مطرح مي شود كه ما چگونه مي توانيم بدانيم از نظر ذهني يا جسمي دچار اختلال شده ايم يا نه؟ ملاك چيست؟ خودمون را با چه چيزي بايد مقايسه كنيم؟ مثلاً آيا من دارم زياده روي مي كنم؟ آيا دچار عدم اعتماد به نفس هستم يا اينكه ترسي دارم و خود از آن خبر ندارم؟
بسياري مواقع مخصوصاً اختلالات رفتاري را خود فرد قبول ندارد و ممكن است آنچه از نظر كسي مشكل يا بيماري باشد از ديدگاه كس ديگر كاملاً سالم و بدون مشكل باشد. از كجا مي توانيم بدانيم ار اعتدال و تعادل خارج شده ايم يا خير؟ 
همانگونه كه گفته شد هرگونه اختلال بصورت جسمي يا ذهني بر روي گردش انرژي تاثير مي گذارد.
بنابراين اگر كسي بتواند به راحتي انرژي را در بدنش گردش دهد يا تجربه هايي كه خواسته شده است را انجام دهد نشان دهنده اين است كه با رفتارش آسيبي به خود وارد نكرده است و از اعتدال خارج نشده است و اگر نتواند تكنيك ها را انجام دهند يا قسمتي از تصورات خواسته شده را نمي تواند انجام دهد يا گردش انرژي را در قسمتي از بدن احساس نمي كند، نشان مي دهد كه آن قسمت دچار اختلال است. يكي از راههاي كه مي توانيم بفهميم فرد از تعادل خارج شده است را تجربه سنگيني و سبكي مي گويند. در تمرينات از افراد مي خواهيم كه احساس سنگيني را در خود بوجود آورند. تصور كنند كه بدشان بسيار سنگين و شبيه سرب است و سپس از آنها مي خواهيم كه حالا احساس كنند سبك شده‌اند و مثل پركاه هستند. اگر بتوانيم اين تضاد را تجربه كنيم نشان مي دهد كه از آرامش خوبي برخوردار هستيم و اگر بتوانيم انجام دهيم نشان مي دهد كه افراط و تفريط داريم در سخت گيري يا اينكه ممكن است كاري را بشدت به تاخير بيندازيم يا اينكه به چيزي يا كسي شديداً گير بدهيم. پس از آن افراد مي خواهيم كه اين احساس را همزمان در خود بوجود آورند و سعي كنند در يك لحظه هم احساس سنگيني و هم احساس سبكي كنند. بيشتر افراد قادر به انجام اين كار نيستند ولي پس از كمي تمرين قادر مي شوند كه اين عمل را انجام دهند و آن موقع است كه متوجه مي شوند چه تغييراتي در درون و بيرون آنها صورت گرفته است.
زمانيكه ما نتوانيم تكنيكي را انجام دهيم نشان مي دهد كه مشكل وجود دارد. مي توان از فرد خواست كه به يك روانشناس مراجعه كند تا اختلال او را پيدا كند كه معمولا توصيه نمي شود يا اينكه با انجام مرتب تكنيك اين احساس را با استفاده از تمرين در خود ايجاد مي كنند. پس از اينكه توانايي انجام تمرين بوجود آمد مشكل خود به خود بدون اينكه حتي بدانيم كه چه بوده است برطرف مي شود و آن زمان است كه متوجه مي شويم از زمانيكه توانستيم تكنيك سبكي و سنگيني را در خود ايجاد كنيم چه تغييراتي در زندگيمان اتفاق افتاده است.
از تجربه تضادهاي ديگر سرما و گرما است. گروهي از افراد سرمايي هستند و گروهي ديگر گرمايي.
دسته اي هم، هم سرمايي و هم گرمايي و گروه اندكي ديگري نه سرمايي و نه گرمايي هستند. شما كدام دسته هستيد.
آيا دوست داريد جزء افرادي باشيد كه نه سرما و نه گرما بر شما تاثير نگذارد و هميشه بتوانيد از محيط‌تتان لذت ببريد. جهت انجام اين منظور از افراد مي خواهيم كه تصور كنند بدشان سرد شده است و سپس مي خواهيم گرم شوند و دوباره مي خواهيم گرما و سرما را در وجودشان با همديگر تجربه كنند
از تضادهاي ديگري که مي توانيم تجربه کنيم در دو لذت است. مي خواهيم بصورت ذهني بدمان درد بگيرد و سپس بصورت ذهني لذت و عشق را در اندام‌هايمان و درونمان تجربه کنيم و پس از آن هر دو را در آلفا مي خواهيم تجربه کنيم. اين روش بسيار نيرومند است و همانطور که گفته شد مي تواند تغييرات عميقي را در تمام لحظات زندگي ما وارد منند ولي بايد درست انجام گيرد تا از آن مطمئن شويم. بنابراين من در دوره‌هايم هميشه از چيزهاي ساده شروع مي‌کنم و CD هايي که دارم به طريقي پيش رفته است که سوژه بتواند با فشار کمتر به نتيجه برسد. ولي به هر حال نياز به تلاش و پشتکار و تمرين دارد. انتظار داريم با آگاهي به اين مسئله تمرينات را انجام دهيد تا نتيجه مطلوب را کسب کنيد. تصور کنيد که شما فرزندي داريد 18 ساله که هر شب عادت کرده بود تا ساعت 12 شب بيرون از منزل باشد و حالا شما تصميم گرفته ايد ساعت 8 شب به دليل سلامتي خودش در منزل باشد. فرزند به راحتي تن به خواسته شما نخواهد داد و بين شما و او اصطلاکي بوجود خواهد آمد.
ذهن انسان ساليان سال هر کاري که دوست داشته انجام داده است و حالا شما مي خواهيد به دليل متعادل نمودن يا هر نيت ديگري او را تربيت کني او ساکت نخواهد شد. يادت باشد هر گونه احساس غير عادي در بدن يا اتفاق غير عادي کار ذهن مي باشد که نمي خواهد تسليم خواسته شما شود. بر خواسته‌اتان يا فشار کنيد تا بتوانيد او را تحت اراده و کنترل خود قرار دهد. زود تسليم نشويد.
در مراحل بعدي از افراد خواسته مي شود که منازل مختلف يا تصاوير ذهني خاص را در ذهنتان مرور کنند. واکنش هاي مختلفي ايجاد مي شود. هيچ دو نفري شبيه يکديگر نيستند. به همين دليل هر گونه احساسي که بوجود آيد يا نبايد نشانگر نوعي نگرش، اختلال يا توانايي فردي مي‌باشد که با توجه به اين گونه احساس ها مي‌توانيم به يک شناخت عميق‌تر خود دست پيدا کنيم.
پس از انجام مرتب و منظم آدمک مغزي، انرژي خاصي در بدن و سلولهاي کورتکس مغز آزاد مي شود. تحقيقات نشان مي دهد که آستانه درد در آنها افزايش مي يابد و اين افراد بسيار خونسرد و آرام مي شوند انجام مرتب و منظم يک الي دو هفته روزي 2 الي 3 بار مي تواند افراد را وارد به يک آرامش نسبي و عميق بکند. من توصيه اي که به همه همکاران و روانشناسان و روانپزشکان دارم مي‌خواهم که از اين تکنيک براي بهبود سريعتر بيماران يا برطرف کردن اختلال و اشکال استفاده کنند و از نتايج آن لذت ببرند. معمولاً زمانيکه ما از بيمار بخواهيم در درمان خود مشارکت کند، زودتر خوب مي‌شود و بيمار هم احساس رضايت بيشتر مي‌کند و نسبت به سلامتي خود احساس مسئوليت بيشتر مي‌کند و اينگونه افراد هم در آينده کمتر دچار مشکل مي‌شوند. در تست هاي اندازه گيري استرس که در مرکز انجام داده‌ايم متوجه شده‌ايم که در مدت بسيار کوتاه 1 الي 2 هفته استرس افراد اين تکنيک مراقبه‌اي را به مدت 6 الي 12 ماه انجام دهند از يک نوع آرامش، خود آگاهي و شناختي برخوردار مي‌شوند که به راحتي تحت تاثير مشکلات محيطي قرار نمي‌گيرند. اين تکنيک به افراد ثبات مي‌دهد. ثبات در شخصيت و ثبات در وضعيت هاي فيزيکي بدن.
تمام کسانيکه از تکنيکهاي خود هيپنوتيزم، آلفا، مراقبه يا تجسم خلاق استفاده مي کنند توصيه مي شود که براي وارد شدن به حالت آگاهي مضاعف يا خلسه از روش آدمک ذهني استفاده نمايند. بدون کوچکترين مقاومت دروني وارد حالت خلسه مي شوند.
اين تکنيک در ترک سيگار گرفته تا دروغ گفتن بدون اينکه در موردش صحبت کنيم مي تواند مؤثر باشد. اگر کسانيکه از قدرت ذهني و فيزيکي خوبي برخوردار بودند از روش خلسه در طول روز استفاده مي کردند.
بو علي سينا معتقد است خواب نيم روز اثرات خوبي بر روي حافظه و سلامتي مي‌گذارد. خواب نيم روز که قيلوله ناميده مي‌شود روشي است که فرد آگاهانه وارد حالت خلسه يا خواب مي‌شود. اين حالت در افراد نابغه معروف بوده است و آنها به چرت زدن در طول روز معروف بوده‌اند. چرت زدن در طول روز موجب مي‌شود که فشارها و تنشهايي که بر روي مغز وجود دارد برداشته شود و خلاقيت افزايش يابد.
مثلاً ناپلئون در طول روز 20 دقيقه کسي به چادر او نزديک نمي‌شود و در اين مدت او وارد حالت خلسه مي شود و پس از آن از انرژي زيادي برخوردار بود. اديسون مرتباً در طول روز وارد حالت چرت مي‌شد. انيشتين و نيوتن نيز از اين خصوصيت برخوردار بوده‌اند.
اشتباه نشود چرت زدن آنها نشانه تنبلي يا بي مسئوليتي آنها نبوده است بلکه نشانه اين مسئله است که خودشان را مي توانند از مشکلات مسائل بيرون بکشند و در مورد آنها بخوبي و منطقي تصميم گيري کنند. شايد شما از آن دسته باشيد که مي‌گوييد من آنقدر کار درام که وقت نمي‌کنم خواب شبانه را داشته باشم چه چرت بزنم يا اينکه مدي تيشني مثل آدمک مغزي يا غيره را انجام دهم اجازه دهيد داستاني را بازگو کنم هر چند بسياري از آنها را بارها شنيده ايد.
فردي، شخصي را در جنگل ديد که عرق از سر و رويش مي‌چکيد و در حالي که خستگي در چهره‌اش موج مي زد، مشغول اره کردن تنه يک درخت بود. اين مکالمه بين اين دو فرد رخ داد:
- چکار مي‌کني؟
- مگر نمي‌بيني؟ و خيلي بي حوصله ادامه مي دهد: مشغول اره کردن اين درخت هستم؟
- خيلي خسته هستي، چند وقت است که مشغول اين کاري؟
- بيش از 5 ساعت، خيلي خسته شده‌ام، واقعاً کار شاقي است.
- چرا 5 دقيقه دست از کار نمي کشي تا اراده ات را تيز کني، مطمئناً کارت بسيار سريعتر خواهد شد.
- کي وقت اين کارها را دارد. مگر نمي‌بيني وقت ندارم.
ما هم وقت تيز کردن اره‌مان را نداريم. با اره کند مشغول کار هستيم و کاري از پيش نمي‌بريم. بنابراين اگر 5 دقيقه استراحت کنيم طبيعتاً سرعت کار کردنمان بسيار افزايش مي‌يابد. روزي 30 الي 60 دقيقه استراحت کردن کارايي تمام روز را بالا مي برد.





تعادل تعادل تعادل تعادل تعادل

در تاریخ : شنبه، 7 شهريور ماه، 1388
نویسنده :
(7057 مشاهده)

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Content ©
دوره تجسم خلاق