تجسم خلاق، استاد آرام - Content


اطلاعات مفيد تجسم خلاق






جستجو در سایت تجسم خلاق


جستجو در وب
جستجوی سايت

سابقه و آمار بازدید تجسم خلاق

محبوبیت در گوگل

با زدن دکمه 1 ما را در گوگل محبوب کنید




دوست داشتن بدن
چرا بايد خودمان را دوست بداريم؟
اصول زندگي بسيار ساده است. جهان هر انديشه‌اي كه ما انتخاب مي‌كنيم را حمايت مي‌كند و آن اتفاق خواهد افتاد. حالا چه احساسي نسبت به خودتان داريد.آيا خودتان را دوست داريد. اگر دوست داشته باشيد طبيعت شرايطي را فراهم مي‌كند كه مشكلات و گرفتاريهاي كمتري براي شما اتفاق بيفتد و اگر برعكس خودتان را دوست نداشته باشيد طبيعت هم مشكلات عديده اي را پيش رويتان قرار مي‌دهد. شايد بگوئيد مگر ممكن است كسي خودش را دوست نداشته باشد. بله بيش از 90% از افراد از وضعيت جسماني و خانوادگي كه دارند، راضي نيستند و دوست دارند به گونه‌اي ديگر باشند. ذهن ما چون بر روي اتفاقات و مسائل تاثير مي‌گذارد. هر چيزي كه ما فكر مي‌كنيم، همان برايمان اتفاق خواهد افتاد. بنابراين هر باور و احساسي كه نسبت به خودمان داشته باشيم جهان همان را برايمان انتخاب مي‌كند.
كائنات هرگز درباره ما قضاوت يا انتقاد نمي‌كنند. اگر فكر كنيم زندگي يعني تنهايي و اينكه هيچ كس مرا دوست ندارد، آنگاه همين را در دنيايمان تجربه خواهيم كرد. تنها خواهيم شد و به يكبار احساس خواهيم كرد كه هيچ كس ما را دوست ندارد. زيرا اين ذهن ماست كه شرايط بيرون را ايجاد مي‌كند. بيرون تنها آئينه‌اي است كه ما خودمان را در آن مي‌بينيم.
خانواده، والدين و اجتماع احساس هاي نابخردانه را در مورد وجود خودمان در ما ايجاد كرده‌اند و هميشه سعي كرده‌اند كه ارزش ما را زير سؤال ببرند. آنها ارزش ما را با پول، موقعيت و خانواده مي‌سنجند و به ما ياد داده‌اند كه هميشه شهروند درجه 2 يا درجه چندم باشيم و هستيم. همين عامل موجب شده است كه باور صحيح در مورد خودمان نداشته باشيم و فكر كنيم كه موجودي بي‌ارزش هستيم و بايد از اين موجود بي ارزش انتقام بگيريم. تعجب نكنيد همه اينها واقعيت دارد. فكر مي‌كنيد چقدر خودتان را دوست داريد چه. عقايد محدود كننده ديگري وجود دارد كه بسيار دست و پا گير است. مثلاً مرد نبايد گريه كند. زن نمي تواند پول در آورد. بدنبال هر لبخندي گريه اي هم وجود دارد. دوست داشتن ما در زمان كودكي بصورت مشروط بوده است. به كودك گفته مي‌شد اگر ا ين كارها را بكند دوستش داريد و اگر اينكار را نكند دوست داشتني نيست. همين عامل موجب مي‌شود كه هميشه احساس ترس و نگراني داشته باشد كه مبادا دوست داشتني نباشد. زمانيكه بزرگ مي‌شود ديگر كسي نيست كه او را مورد ارزيابي و قضاوت قرار دهد و هنگاميكه كار بدي مي‌كند يا رفتار عادي و معمولي دارد فكر مي‌كند كه موجود ارزشمندي نيست و نيازمند تنبيه مي باشد و بصورت گوناگون شروع به تنبيه كردن خود مي‌كند. بله با شما هستم شما. آيا فكر مي‌كنيد خودتان را تنبيه نمي‌كنيد. از پاي برنامه بلند نشويد چون شما هستيد كه حتماً برنامه را تا انتها بايد ببينيد.بله شما. شما كه بيمار هستيد، شما كه ورشكست شده ايد، شما كه هميشه نق مي‌زنيد و...
آيا فكر مي كنيد بيماريتان عاملي جزء خود شما دارد. اگر مي‌خواهيد وضعيتتان تغيير كند بايد به آنچه گفته مي‌شود دقيقاً گوش دهيد و عمل كنيد.
 پدر و مادر ما در گذشته ما را براساس الگوهاي خود كه از والدينشان گرفته بودند، تربيت كرده‌اند و اين چرخه همچنان ادامه دارد. اين الگوهاي بيمار به افراد و بچه‌ها منتقل مي‌شود و موجب مي‌شود در بزرگسالي زندگي آنها را تحت تاثير قرار دهد. اگر مي‌خواهيد پدر و مادرتان را بهتر درك كنيد در مورد بزرگ شدنشان و دوران كودكي شان بپرسيد. آنها خواهند گفت كه با چه مشكلات و افكاري بزرگ شده‌اند. ترس، نگراني، عدم امنيت اين چيزهايي است كه پدران و مادران به فرزندانشان هديه مي‌دهند. تقصيري ندارند، خودشان هم درگير بوده‌اند و بهترين كاري كه مي‌توانستند انجام دهند همين كار بوده است. پس جايي براي سرزنش كردن آنها وجود ندارد.
مشكل هر چه باشد يا بوده، الان به صورت يك انديشه مي باشد و انديشه و فكر اكنون قابل تغير است. مي‌توانيم نوارهاي قديمي را عوض كنيم و اين بار آنگونه كه دوست داريم نوارهايمان را بخوانيم. هر احساسي كه نسبت به خود داريم بدنبال انديشه‌اي است كه نسبت به خود داريم. انديشه قابل تغيير است. بدنبال عوض كردن انديشه، احساس نسبت به موضوع تغيير مي‌كند.
همه امراض از عدم بخشايش آغاز مي‌شوند، هرگاه كه بيمار هستيم بايد به پيرامون خود نگاه كنيم و ببينيم كه چه كسي را بايد عفو كنيم. خشم بيروني به صورت درد و ناراحتي دروني تظاهر پيدا مي‌كند. زمانيكه همانگونه كه هستيم خود را مي‌پذيريم و خود را دوست داريم و تائيد مي‌كنيم، همه چيز زندگي بر وفق مراد است، گويي معجزه اي كوچك در شرف وقوع است. سلامت ما بهبود مي‌يابد، پول بيشتري در مي‌آوريم. همه مي خواهند سالم باشند، پول بيشتري در آورند تا آن وقت احساس خوشبختي كنند و خودشان را دوست داشته باشند و من مي‌گويم خودتان را دوست داشته باشيد، احساس خوشبختي كنيد تا از آسمان برايتان طلا ببارد. جهان وطبيعت از باور هايي كه داريم حمايت مي‌كنند. اگر احساس كنيم كه موجود مفلوك و بي ارزشي هستيم شرايطي را فراهم مي‌كند تا اين را اثبات كند و اگر احساس خوبي، خوشبختي، سلامتي و خوش بيني را انتخاب كنيم شرايطي را ايجاد مي‌كند كه به واقع احساس خوشبختي، خير و بركت از همه جا بدست ما سرازير مي‌شود.
تائيد و پذيرش خويش در اين لحظه و اكنون، كليد ايجاد و دگرگوني در همه زمينه هاي زندگي است. جهان را و از جمله خودمان را دوست داشته باشيم. بخاطر خودمان، دوست داشتن خودمان و ديگران، به تنها كسي كه ممكن است سود برساند خود ما است. ما تنها يك دشمن داريم و اين دشمن خودمان هستيم. تنها كسي كه مي تواند به ما آسيب برساند ديگران نيستند. اگر بدترين اتفاق هم برايمان افتاده است، آن اتفاق ديگر تمام شد.آن اتفاق فقط انديشه و توهمي بيش نيست. شما با انتخاب اين انديشه و توهم داريد به خودتان آسيب مي‌زنيد. مي‌توانستيد و مي‌توانيد از بدترين اتفاقات بهتر نتيجه گيري كنيد. حتماً داستان لقمان را شنيده ايد. از وي مي‌پرسند ادب را از كه آموخته‌اي؟ گفت: از بي‌ادبان. اگر كسي بي ادبي نسبت به شما بكند، چه مي كنيد. يكي از مراجعه كنندگان مي‌گفت كه به او ثابت مي‌كنيم كه بي ادب تراز او هم هست. انتخاب با ما است. او فقط بي ادبي خود را نشان داده است. اما ما مي‌توانيم تصميم بگيريم كه مثل لقمان عمل كنيم يا روش ديگري را پيش بگيريم. دوست داشتن خويشتن هم همين گونه است. اگر اتفاقي هم بيفتند ما مي‌توانيم از خودمان انتقاد كنيم و خودمان را سرزنش كنيم يا اينكه خودمان را بيشتر دوست داشته باشيم. اگر فردي به شما مراجعه كند كه سختي هاي زيادي كشيده است او را سرزنش مي‌كنيد؟ سعي مي كني كه تو هم از او انتقام بگيري؟ يا اينكه او را دوست داري و سعي مي‌كني به او كمك كني. خوب آن فرد خودت هستي!! نه من زياد تند نرفته‌ام. هنوز نگفته‌ام كه از كجا مي‌فهميم كه خودمان را دوست داريم يا نه؟ صرف اينكه بگويم من خودم را دوست دارم، كافي نيست. در عمل هم بايد ببينيم واقعاً خود را دوست داريم ؟
اگر مدام به سرزنش و انتقاد از خود يپردازيم.
اگر با بد غذايي و مواد الكل يا مخدر با جسم خود بد رفتاري كنيم.
اگر اين اعتقاد را داريم كه دوست داشتني نيستيم.
اگر جرأت نكنيم كه براي كار و خدمت خود، اجرت و پاداشي متناسب بطلبيم.
اگر بيماري و درد در تن خود داريم.
اگر در آشفتگي و بي‌نظمي زندگي مي‌كنيم.
اگر قرض و فشار براي خود ايجاد كرده‌ايم.
اگر دوستان وياراني را برگزيده ايم كه ما را تحقير مي‌كنند.
همه و همه ناشي از علائم و نشانهاي دوست نداشتن خود مي‌باشند.
خوي دوست داشتن خود را شروع كنيد و به خودتان بگوئيد كه من تو را دوست دارم. باز هم بگوئيد. باز هم بگوئيد. آنقدر بگوئيد كه ديگر هنگام گفتن اين جمله احساس فشار، تنش، انقباض نكنيد. شايد بگوئيد كه چه كار بي معني است. اين كار مرا دچار غرور مي‌كند. مي خواهم بداني كساني كه غرور دارند خودشان را دوست ندارند. چون خودشان را دوست ندارند ماسك غرور بر چهرشان مي‌زنند. آنها بيشتر به اين نياز دارند كه به خودشان بگويند كه دوستت دارم. اگر مي خواهيد گذشته هيچ اقتداري بر روي شما نداشته باشد ياد بگيريد كه خودتان را به اندازه كافي دوست داشته باشيد.
اعتقادات و باورهايي كه در مورد خود داريم همه محدود كننده هستند و موجب شده اند آنگونه كه بايد خودمان قبول نكرده ايم. اگر مي خواهيد از محدوديت بيرن بيائيد ياد بگيريد كه خودتان را زياد دوست داشته باشيد. خيلي بيشتر ازآنچه كه فكر مي كنيد.
اگر در قسمتي از بدنتان احساس درد، ناراحتي يا مشكل مي‌كنيد آن ناحيه نيازمند دوست داشتن بيشتر است بايد بيشتر از قبل آن ناحيه را دوست داشته باشيد. كمرتان درد مي كند يا سرتان؟ دستتان را روي ناحيه بگذاريد و بگوئيد آن را دوست داريد. قلبتان، معده، چشم و ... همه اندامهايتان را دوست داشته باشيد. بدون قيد وشرط. نگوئيد كه لاغر بودم خودم را دوست داشتم. اگر خود را دوست داشته باشيم همين گونه باقي مي‌مانيم. خير. اگر مي‌خواهيد تغيير كنيد خودتان را و بدنتان را دوست داشته باشيد.
ما به طرق مختلف به خود آسيبب وارد كرده ايم. با كار زياد، خوردن غذاهاي چرب و سرخ كرده اين روشهايي است كه ما به خود آسيب وارد كرده ايم. يكي از مراجعانم مي گفت من مرتباً دست هايم را مي برم. به او گفتم روبروي آئينه بايست و به خودت بگو من تو را دوست دارم. او مي خنديد و فكر مي كرد كه مسخره اش كرده ام او سعي كرده بود اين موقعيت را مورد آزمايش قرار دهد و انجام داده بود. پس از آن ديگر دستهايش را نبريده بود. اگر دوست و آشنايي كاري براي شما انجام مي دهد از او تشكر مي كني. سعي مي كني اين تشكر به اندازه محبت او باشد. اما تاكنون از اندامهايتان تشكر كرده ايد. بعضي ها فكر مي كنند كه وظيفه شان بوده و بايد كارشان را انجام مي دادند، نه اين طور نيست. با آنها صحبت كنيد. از آنها تشكر كنيد. اگر مي بينيد با پر خوري چاق شده ايد از معده تان تشكر كنيد. نه به اين دليل كه شما را چاق كرده است به اين دليل كه معده شماست و لايق تشكر كردن است.اگر قسمتي از بدنتان به جايي بخورد به صورت خود به خود وذاتي آن ناحيه را نوازش مي كنيم. خودتان را نوازش كنيد. با معده تان صحبت كنيد و از او بدليل اينكه با پر خوري و بد غذا خوردن اذيتش كرده ايد معذرت خواهي كنيد. از او تشكر كنيد و او را بدون قيد و شرط دوست داشته باشيد. اگر زخمي داريد، اگر درد داريد بيشتر از او تشكر كنيد. هر قسمت از بدنتان كه درد مي كند به تشكر بيشتري نيازمند است. ياد بگيريد كه بتوانيد به تنهايي لذت ببريد. لذت بردن و شاد زيستن خود را منوط به هيچ كس و هيچ موقعيتي نكنيد. اينگونه مي آموزيد كه شاد باشيد. خوشبخت باشيد.
سپس نگاهي به انگشتان خود بيندازيد. به آنها نگاه كنيد و به آنها بگوئيد كه دوستشان داريد. به تك تك اندامهايت دست بگذاريد و به آنها بگوئيد كه دوستشان داريد. تك تك اندامهايتان را اينگونه دوست داشته باشيد. در فاصله بين دو جلسه كه از افراد مي خواهم اين كار را انجام دهند. دردهاي آنهاكاهش مي يابد و نه تنها احساس مي كنند كه جوانتر شده اند بلكه واقعاً جوانتر مي‌شوند. چهره‌ آنها باز مي‌شود. پوست صورت آنها ، تنش و انقباصي كه دارند را آزاد مي‌كند. لبخند بر چهره شان قرار مي‌گيرد.
بايد بياموزيم كه با خود مهربان باشيم. دوست داشتن خود را هر چه سريعتر شروع كنيد. خيلي وقت است كه سري به آن نزده‌ايم. به جاي اينكه به سريالهاي بي سرو ته و تكراري نگاه كنيد و اجازه دهيد كه سوژه‌هاي اين سريالها وارد زندگيتان شوند، دوست داشتن خود را شروع كنيد. يادتان باشد باور ها و افكاري كه شما انتخاب مي‌كنيد طبيعت از آنها حمايت مي‌كند. بايد آگاه باشيد كه چه فيلم يا موضوعي را مي‌بينيد؟ در واقع داريد اين تخم را در درون خود مي‌كاريد و روزي مي‌رسد كه اين تخم شكوفا مي‌شود و مي‌بينيد همان اتفاقي كه در فيلم افتاده است در زندگيتان اتفاق مي‌افتد.
ما انتخاب مي‌كنيم كه چه چيزهايي وارد زندگيمان شوند. در كودكي معلم، پدر و مادر، والدين سوژه ها را وارد زندگي ما مي كنند و حالا كه بزرگ شده‌ايم خودمان با انتخاب كتاب، فيلم و دوستان و علاقه‌اي كه نسبت به آنها نشان مي‌دهيم، اجازه مي‌دهيم كه در زندگيمان پديد بيايند و وارد زندگيمان شوند. پس دوست داشتن خود را آغاز كنيد.
خودتان را در آغوش بگيريد و براي خودتان آواز بخوانيد، همانطور كه گفته شد به خودتان احترام بگذاريد. در مورد خودتان سخت گيري نكنيد. خودتان را ببخشيد. هر چيزي با بخشايش شما آغاز مي شود. خودتان را ببخشيد و نخواهيد به دليل چيزهاي بسيار ناچيز از خودتان انتقام بگيريد. حتي در مورد چيزهاي بسيار مهم هم نبايد از خودتان انتقام بگيريد. شما ديگر بزرگ شده ايد. آن كودك قبلي نيستيد. خودتان را بپذيريد و قبول كنيد.
دوست داشتن بدن، دقيقاً كاري است كه قبل از هر كاري بايد انجام دهيد. هر فعاليت مهمي كه مي خواهيد در زندگي بگيريد ابتدا خودتان را دوست داشته باشيد. آن وقت متوجه مي شويد كه آيا اين كار انتقام گرفتن از خود است يا اينكه در واقع بايد آن را انجام دهيد. پس دوست داشتن بدن بر هر كاري ارجحيت دارد.
با حوصله زياد اين تخم را در درون خود بكاريد ممكن است در ابتدا با مقاومت هاي ناخودآگاه روبرو شويد ولي منتظر معجزه باشيد.





دوست داشتن بدن دوست داشتن بدن دوست داشتن بدن دوست داشتن بدن دوست داشتن بدن

در تاریخ : يكشنبه، 8 شهريور ماه، 1388
نویسنده :
(8833 مشاهده)

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Content ©
دوره تجسم خلاق