تجسم خلاق، استاد آرام - Content


اطلاعات مفيد تجسم خلاق






جستجو در سایت تجسم خلاق


جستجو در وب
جستجوی سايت

سابقه و آمار بازدید تجسم خلاق

محبوبیت در گوگل

با زدن دکمه 1 ما را در گوگل محبوب کنید




روانشناسی موفقیت



 
تاريخچه مختصر خواب مصنوعي (هيپنوتيزم)
اسرار خود هيپنوتيزم
 
تاريخچه کاربرد خواب مصنوعي[i] به زمان رهبران مذهبي، پزشک‌هاي جادوگر، حکيم‌ها و شمن‌ها باز مي‌گردد. طالع‌بين‌هاي مصر و يونان باستان براي اجراي درمان‌هاي گوناگون وارد حالت خلسه مي‌شدند. پاراسِلسوس
 
[ii] (1541-1493) تأثير شفابخش اجرام آسماني و آهن‌ربا را توضيح داد. او مي‌گفت نيروي مغناطيس، نيرويي درمانگر است.
پدر هِل[iii] در سال 1773 براي درمان مردم در وين روي بدن عريان آن‌ها صفحه‌هاي فولادي قرار مي‌داد. مِسمِر[iv] اين موضوع را بيشتر توضيح مي‌داد و براي شفاي مردم از روش انتقالي استفاده مي‌کرد. او اين روش را، که در نيمه دوم قرن 18 بسيار در اروپا رواج يافت، نيروي مغناطيس حيواني[v] ناميد.
مسمر به طور ناخواسته مباني علم نوين روان‌درماني، روانکاوي، و درمان معنوي (روحي) را پايه‌گذاري کرد. برخي پيروان و شاگردان او عبارت بودند از : پِتِتين[vi] که جمود خلسه‌اي را کشف کرد، مارکيس دِپويسگور[vii] که براي اولين بار خوابگردي مصنوعي[viii] را شرح داد، و دِ باربارين[ix]، که پيروان و شاگردان او خود را باربارينيست مي‌ناميدند، درمان آهن‌ربايي را بدون هيچ گونه تجهيزات انجام مي‌داد. اين گروه در سوئد و آلمان احضارکننده روح ناميده مي‌شدند. مسمرگرايي به سرعت در سرتاسر دنيا رواج يافت، تا اين كه از سال 1840 به بعد کاربرد آن در روش‌هاي درمان کمرنگ شد.
جيمز اسديل[x]، جراح اسکاتلندي، بين سال‌هاي 1840 تا 1850، در هندوستان از صدها جراحي‌ بدون درد با استفاده از خواب مصنوعي گزارش تهيه کرد. کرافورد لانگ[xi] در سال 1849 مشخص کرد، در ايالات متحده براي انجام جراحي روش‌هاي مسمر به کار گرفته مي‌شوند.
شهرت اصلي دکتر لانگ به خاطر تحقيق او روي اتر، ماده بيهوش کننده عمومي، است.
جيمز بريد[xii] بريتانيايي پدر علم هيپنوتيزم نوين است. بريد پس از ديدن اجراي نمايشي اين روش در منچستر در سال 1843 و به همت لافونتن[xiii] (که از طرفداران سويسي مسمر بود) پژوهش‌هاي علمي خود را با ‌ترديد آغاز کرد. بريد متوجه شد نتايج به دست آمده به سيال‌هاي آهن‌ربايي مربوط نيست، بلکه کار روي اين افراد باعث افزايش تلقين‌پذيري آن‌ها مي‌شد.
متأسفانه بريد اين پديده را براي اولين بار هيپنوتيزم (خواب مصنوعي) ناميد. اين وجه تسميه از کلمه يوناني هيپنوس به معني خواب گرفته شده است. ولي وقتي بعد متوجه شد اين پديده در واقع خواب نيست، سعي کرد نام آن را «تک انديشه‌گرايي»[xiv] بگذارد، ولي نامگذاري قبلي در بين مردم و محافل علمي رواج يافته بود و تلاش او در جهت تصحيح نامگذاري قبلي ناكام ماند. بزرگ‌ترين کشف بريد آن بود که خواب مصنوعي مي‌تواند بدون هيچ گونه القاء برنامه‌ريزي‌شده روي دهد. کشف او مدت يک قرن مورد غفلت واقع شد.
ليبلت[xv] بنيانگذار واقعي تلقين درماني بود. اثر وي به نام خواب در سال 1866 منتشر شد. معروف‌ترين حرفي که ليبلت به بيمارانش مي‌زد اين بود: اگر مي‌خواهيد دارودرماني روي شما انجام دهم بايد ويزيت من را بپردازيد ولي اگر بگذاريد با خواب مصنوعي شما را درمان کنم، اين کار را رايگان انجام خواهم داد. فداکاري و از خود گذشتگي او در قبال افراد نيازمند و موفقيتي که در درمان با استفاده از خواب مصنوعي به دست آورد توجه هيپوليت برنهايم[xvi] عصب‌شناس معروف اهل نانسي را به خود جلب کرد او که در ابتدا نسبت به درمان با خواب مصنوعي ‌ترديد داشت، بعدها به يکي از طرفداران پر و پا قرص آن تبديل شد. آن‌ها با کمک يک‌ديگر فرضيه‌هاي بريد را در اين زمينه تکميل کردند و بيش از 12000 بيمار را درمان کردند.
آن‌ها خواب مصنوعي را بخشي از رفتار عادي انسان‌ها در نظر ‌گرفته و فرآيند تلقين‌پذيري را توسعه دادند. برطرف کردن نشانه‌هاي بيماري از نظر آن‌ها کاري مؤثر و بي‌خطر بود. چارکوت[xvii] فکر مي‌کرد خواب مصنوعي نوعي حمله عصبي خطرناك است، لذا انديشه‌هاي آن‌ها نظر چارکوت رد را رد كرد.
در سال 1886 زماني که برنهايم کتاب خود را با عنوان «‌تلقين‌پذيري» منتشر کرد، و تلقين‌پذيري را مبناي خواب مصنوعي دانست، اين پديده جنبه علمي به خود گرفت. شخصيت و مطالب معتبر او باعث شد خواب مصنوعي چنين جايگاهي بيابد.
در سال 1880، دکتر برويِر[xviii]، يکي از دست اندرکاران اين حرفه در وين، مهمترين روش ابتکاري در خواب درماني مصنوعي را ابداع کرد. در نتيجه، کاربرد خواب مصنوعي فراتر از برطرف کردن صرف نشانه‌هاي بيماري شد. او تصادفاً هنگام هيپنوتيزم يکي از بيمارانش متوجه شد وقتي از او مي‌خواست آزادانه درباره زندگي خود صحبت کند او واکنش عاطفي عميقي از خود بروز مي‌داد و سپس، همه نشانه‌هاي بيماري در او ناپديد مي‌شد. وقتي توجه فرويد[xix] به اين موضوع جلب شد. با همکاري با برويِر در اين زمينه تحقيقي جامع به عمل آورد و نتايج او را تأييد کرد.
اهميت اين کشف در آن بود که با هيپنوتيزم درماني، غير از نشانه‌هاي بيماري، علت بروز بيماري نيز محو مي‌شد.
فرويد مدتي بعد اين زمينه تحقيقاتي را رها کرد و به مبحث روانکاوي و تداعي آزاد روي آورد. علت اصلي اين کار آن بود که نمي‌توانست اکثر بيماران خود را در حالت خلسه عميق فرو ببرد. ذاتاً به تحقيق در زمينه خواب مصنوعي تمايلي نداشت و تلقين‌پذيري هيپنوتيزمي را چندان معتبر نمي‌دانست.
نياز به درمان سريع افراد روان‌‌پريش[xx] دوران جنگ جهاني اول و دوم و جنگ با کره منجر به جلب توجه مردم به سمت هيپنوتيزم‌درماني شد. يکي از مهمترين پيشرفت‌هاي حاصل در اين زمينه ادغام شگردهاي هيپنوتيزمي با روان‌پزشکي بود.
بخش روانشناسي انجمن پزشکي آمريکا در 13 سپتامبر سال 1958 مقوله خواب مصنوعي را رسماً پذيرفت و آن را در برنامه آموزشي دانشکده‌هاي پزشکي و دانشجويان کارشناسي ارشد قرار داد. انجمن پزشکي بريتانيا پيش از اين از خواب مصنوعي در جراحي و روان‌پزشکي استفاده مي‌کرد.
امروزه هزاران دندان‌پزشک، پزشک، روانشناس، و ساير دست اندرکاران اين حرفه در زمينه خواب مصنوعي آموزش و تعليم مي‌بينند. حتي در برخي آموزشگاه‌ها خواب مصنوعي را به افراد عامي نيز آموزش مي‌دهند. خواب مصنوعي ابزاري ارزشمند در پزشکي و روان‌درماني است. با وجود مانع‌هايي که سر راه اجراي آن وجود داشته است، اکثر دانشمندان آن را به رسميت شناخته و استفاده مي‌کنند.
 


[i]Hypnosis
[ii] paracelsus
[iii]Father Hehl
[iv] Mesmer
[v] animal magnetism
[vi] Petetin
[vii]Marquis de Puységur
[viii]Somnambulism
[ix] de Barbarin
[x]James Esdaile
[xi]Crawford Long
[xii] James Braid
[xiii] la Fontaine
[xiv] Monoideism
[xv] Liébault
[xvi] Hippolyte Bernheim
[xvii] Charcot
[xviii] Dr. Breuer
[xix] Freud
[xx] Neuroses





روانشناسی موفقیت و تاريخچه مختصر خواب مصنوعي

در تاریخ : يكشنبه، 8 شهريور ماه، 1388
نویسنده :
(4013 مشاهده)

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Content ©
iranpsychology