انرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري
مطابق علوم باطني، انرژيهاي رواني و ذهني ايجاد شده بوسيلة فكر و احساس داراي آگاهي هستند.آنچه كه شما تجربه ميكنيد، فكر ميكنيد و احساس ميكنيد موجوداتي رواني ايجاد مينمايند كه«شكلهاي فكري» يا «ماهيتهاي فكري» ناميده ميشوند. بعبارت ديگر، افكار و احساسات شما واقعيهستند و ميتوانند بر شما و ديگران اثر بگذارند. هنگامي كه شخص حادثه يا احساسي ناراحتكننده ياضربهاي روحي را تجربه مينمايد انرژيهاي رواني آسيبرسان ناشي از آن احساس يا تجربه در برخي ازچاكراها ثبت ميشوند و در درازمدت ممكن است به صورت استرس يا فوبي بروز نمايند. اين انرژيهايآسيبزا تاحدي آگاهي دارند و «ماهيتهاي فكري آسيبزا» ناميده ميشوند. يك فوبي (ترس بيدليل وغيرعادي از چيزي) چيزي نيست جز انرژي ترس آسيبزا يا ماهيتهاي فكري ترس كه در يك يا چندچاكراي بيمار ثبت شدهاند. پس از آنكه درمانگر پرانايي ماهيتهاي فكري فوبي يا انرژي ترس را به طورجزئي يا كامل از چاكراهاي بيمار پاك نمود، بيمار بهبود قطعي را احساس ميكند.
يك تجربه و احساس آسيبزا ممكن است ترسهاي مكرر، ضعف اعتماد به نفس، احساس عدمامنيت، آسيبپذيري و بيتفاوتي را در فرد ايجاد ناميد. اين تفكر را احساس منفي، ماهيتهاي فكريمنفي با اثر بازدارندة قوي ايجاد ميكند كه به صورت افسردگي شديد بروز مينمايد.
چاكراها، شبكة محافظ، عناصر منفي
در پشت چاكرا نزديك سطح بدن يك «شبكة انرژي» وجود دارد. قطر اين شبكه حدود يك اينچ كمتراز خود چاكراست. اين شبكه انرژي را «شبكة اثيري يا شبكة محافظ» مينامند زيرا مانند فيلتري شخصرا از اثرات منفي بيروني محافظت مينمايد. اگر ناراحتي روانشناختي چندان شديد نباشد، برخي ازشبكههاي محافظ ترك برميدارند. ولي در مورد ناراحتيهاي شديدتر برخي از اين شبكهها سوراخميشوند و حفرههاي بزرگي پيدا ميكنند. اين امر بيمار را در برابر «آشفتگيهاي رواني» يا «دخالتهاي»عناصر يا ماهيتهاي رواني منفي آسيبپذير ميسازد. به زبان مسيحيت اينها را ارواح شرور مينامند.اينجانب ترجيح ميدهم از كلمة «شيطان» يا «شياطين» استفاده نكنم زيرا تصوير يا احساس دقيقي ازماهيت و طبيعت مسئله به دست نميدهد. در كتاب مقدس موارد بسياري از بيماران ذكر شده است كهدچار ناراحتيهاي شديد روانشناختي بودند و با دفع ارواح شرور يا برطرف كردن نيروهاي منفي درمانشدند.
اندازة اين عناصر منفي حدود يك سوم اينچ تا چند اينچ ميباشد، كه بستگي به ماهيت آنها و ميزانتاثيرشان بر شخص دارد. آنها ميتوانند به وسيلة تركها يا سوراخهاي شبكة محافظ بر فرد اثر بگذارند.اگرچه اين عناصر منفي سبب مشكلات و آشفتگيهاي زيادي در بيماري ميشوند كه تعادل روانشناختيندارد، اما در حقيقت بسيار ضعيف هستند و يك درمانگر پرانايي باتجربه به آساني ميتواند آنها را نابودنمايد. اين عناصر منفي چيزي بيش از سوسكها يا انگلهاي اثيري نميباشند. تاثير ارادة درمانگر، استفادهاز انرژي پرانايي بنفش يا انداختن آنها در محلول آب و نمك به آساني ميتواند نابودشان نمايد.
شكل (a)
تفاوت ميان يك فرد روشنبين و يك انسان معمولي در اين است كه شبكة اثيري يا محافظ فردروشنبين بسيار نازك است و زماني كه روشنبين از حس خاص خود استفاده ميكند ميتواند به آسانيآن را باز كند و در اوقات ديگر آن را ببندد. به عبارت ديگر شبكة اثيري درست مانند يك دريچه است كهروشنبين ميتواند آن را به ارادة خود باز يا بسته نمايد. چنين فردي تسلطي فوقالعاده بر احساساتخود دارد، بويژه بر ترس، و ميتواند فرشتهها و پريان و عناصر منفي را ببيند بدون آنكه تعادل روانياشبه هم بخورد. از طرف ديگر، شبكههاي محافظ انسان معمولي سوراخ دارد و او نميتواند سوراخها راببيند. چنين فردي دائماً در معرض آسيب و آزار بر اثر ماهيتهاي فكري منفي و عناصر منفي ميباشد. اوچيزهاي زشتي ميبيند و صداهاي نامطبوعي ميشنود.
انرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري\r\nانرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري\r\nانرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري\r\nانرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري\r\nانرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري\r\nانرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري\r\nانرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري\r\nانرژي رواني آسيبزا و ماهيتهاي فكري