شگردهاي پيشرفته ورود به مرحلههاي عميق
در خود هيپنوتيزم
شگرد کسري وُگت
قبل از بيرون آوردن بيمار از هيپموتيزم از او ميخواهند که فکرها و احساسهايي را که در عمق آرامش تجربه کرده است، تعريف کند. سپس او را از هيپموتيزم بيرون ميآورند. وقتي او را دوباره هيپنوتيزم ميکنند، همان احساسها مجدداً به او القا ميشود. به او ميگويند هر دفعه دوباره هيپنوتيزم ميشود، در سطحي عميقتر فرو ميرود. به عنوان مثال، اگر بيمار بگويد، فکر ميکردم در ابرهاي سفيد شناور شدهام، اين گفتهها در تلقينهاي بعدي ادغام شده و به او ميگويند: آن چنان هيپنوتيزم ميشويد که فکر ميکنيد روي ابرهاي سفيد شناور شدهايد. اگر بيمار بگويد، چندين منبع نور رنگارنگ ديدم، به او ميگوييم، به محض ديدن منبعهاي نوراني وارد سطحي عميقتر و آرامتر خواهي شد. اطلاعاتي که بيمار ميدهد، مکرراً براي اجراي مرحله بعد القاي تلقين به کار برده ميشود تا اين که او به سطحي عميقتر وارد شود. در شگرد کسري وُگِت بايد قبل از اين كه بيمار را از هيپموتيزم خارج کنيم، از او سؤالاتي بپرسيم، و با استفاده از اطلاعاتي که از او به دست آوردهايم تلقينهاي بهتر انجام دهيم تا در سطحي عميقتر فرو رود. اين روش آن قدر تکرار ميشود تا بيمار به آرامشي عميقتر دست يابد.
براي اين که خود را هيپنوتيزم کنيد، ابتدا، به نواري درباره اين شگرد گوش کنيد و بعد، دستورهاي گفته شده را به نحو احسن اجرا کنيد.
حالا تا 5 ميشمارم تا شما بيدار شويد.
بعد از انجام اين کار، با اين که چشمهاي شما باز ميشود، ولي همين که با شما صحبت ميکنم، احساس رخوت و خواب آلودگي ميکنيد.
باز نگه داشتن چشمها و بيدار ماندن براي شما دشوارتر خواهد شد.
پلكهايتان بسيار سنگين شدهاند و فروميافتند.
نميتوانيد جلوي باز و بسته شدن چشمها را بگيريد.
وقتي چشمها باز و بسته ميشوند، باز نگه داشتن آنها براي شما دشوارتر خواهد شد.
وقتي چشمها بسته ميشوند، نميتوانيد جلوي بسته شدن آنها را بگيريد.
هر لحظه که با شما صحبت ميکنم، خوابآلودتر و سستتر ميشويد.
چشمهاي شما بسته ميشوند و به خوابي عميق فرو ميرويد.
به خوابي عميقتر از آن چه تا به حال تجربه کردهايد، فرو ميرويد.
آهسته تا 5 ميشمارم.
در حالي که من اين کار را انجام ميدهم، شما چشمهاي خود را باز کرده و بيدار ميشويد.
ولي خيلي خواب آلود و سست هستيد.
چشمهاي شما آن قدر سنگين و خسته است که نميتوانيد آنها را مدتي طولاني باز نگه داريد. مدام پلك ميزنيد و نميتوانيد جلوي پلك زدن خود را بگيريد.
با انجام اين کار، چشمهاي شما خسته و بسته ميشوند و به خوابي بسيار عميقتر فروميرويد.
(بعد از بيدار شدن ممکن است پلك بزنيد يا چشمهايتان نيمه بسته و خوابآلود بمانند. بايد اين وضعيت را بلافاصله دنبال کنيد.)
ديدي گفتم! حالا چشمهاي شما دارند سنگينتر ميشوند!
شما خيلي سست و خوابآلود هستيد.
چشمها دارند بسته ميشوند و شما داريد به خوابي عميقتر فرو ميرويد.
(گاهي اوقات اين کار غيرضروري است، زيرا پلك زدن غيرارادي صورت ميگيرد. در اين صورت بايد، بر حسب وضعيت، تلقينها را اندکي تغيير دهيد.)
ديديد گفتم! چشمهاي شما دارند خود به خود بسته ميشوند.
حالا در خوابي بسيار عميق فرو ميرويد.
خواب هر لحظه عميقتر ميشود.
شگردهاي پيشرفته ورود به مرحلههاي عميق شگردهاي پيشرفته ورود به مرحلههاي عميق شگردهاي پيشرفته ورود به مرحلههاي عميق شگردهاي پيشرفته ورود به مرحلههاي عميق