تجسم خلاق، استاد آرام - Content


اطلاعات مفيد تجسم خلاق






جستجو در سایت تجسم خلاق


جستجو در وب
جستجوی سايت

سابقه و آمار بازدید تجسم خلاق

محبوبیت در گوگل

با زدن دکمه 1 ما را در گوگل محبوب کنید




اوم، صداي بدون ضرب در موسيقي درماني
 
 
تعاليم باستاني و دانش مدرن در اين زمينه توافق دارند كه بنياد شما، من، تمامي موجودات زنده و هر چه وجود دارد از انرژي مرتعش و با تپش تشكيل شده‌ است.
هزار سال است كه تصوف از تجربه خود در ارتباط با انرژي صحبت مي‌كند و مي گويد در آگاهي شنوايي ما ارتعاشي همهمه كننده پيرامون و درون چيزهاي ديگر تجلي پيدا مي‌كند.
در سنت سانسكريت، صدا آناهاتا نادا ناميده مي‌شود كه به معناي ”صداي بدون ضرب“ است. به عبارت بهتر، صدا با ”اصوات ناشي از برخورد دو چيز“ تفاوت دارد. فرق بين صدا و صوت اين است كه تمامي اصواتِ معمولي كه شنيده مي‌شوند، حداقل از دو عنصر تشكيل شده اند: كمان و تار و همچنين طبل و ميله مخصوص ضرب زدن. در واقع دو تار صوتي، دو لبه شيپور، دو ني در قره ني، امواجي كه كنار ساحل قرار دارند، بادي كه بر برگ‌ها مي‌وزد، همگي اصواتي توليد مي‌كنند. تمامي اصواتي كه در محدوده دامنه شنوايي ما قرار دارند، ناشي از چيزهايي مرئي و غير مرئي هستند و بر يكديگر ضرب وارد مي‌كنند و يا با هم به ارتعاش در مي‌آيند؛ اين اصوات امواج ضربدار و با تپشي از مولكول‌هاي هوا توليد مي‌كنند كه گوش و مغز آن‌ها را به صورت صوت تفسير مي‌كند.
 
خلقت با صداي اوم يا ”صداي بدون ضرب.“ آغاز گرديد.
 
بنابراين صوتي كه از برخورد دو چيز به يكديگر بوجود نيامده است، صداي انرژي مربوط به آغاز خلقت، صداي گيتي و نظام جهان است. دان كمپبل، يكي از صاحب نظران در اين علم، ارتعاش بدون ضرب را به همهمه، صداي مبدل الكتريكي يا همهمه‌هاي غير قابل شنيدن اتم‌ها و مولكول‌ها تشبيه مي‌كند كه در گوش ما طنين انداز مي‌شوند.
مردم باستان مي‌گويند صداي قابل شنيدني كه بسيار صداي بدون ضرب شباهت دارد، سيلاب اوم (Aum يا OM) است. طبق سنت، اين مانتراي باستاني از چهار عنصر تشكيل شده است. سه عنصر اول، اصوات شفاهي هستند كه عبارتند از: A، U و M. چهارمين صدا، صداي غيرقابل شنيدن است كه با صداي قابل شنيدن شروع مي‌شود و خاتمه مي‌يابد. به عبارتي سكوت آن را احاطه كرده است.
تعابير سنتي و تشبيهات زيادي در مورد اين صداي باستاني وجود دارد.
زيباترين تفسيري كه در مورد اوم آمده است در متون ودا و سنت‌هاي سانسكريتي يافت مي‌شود. در اثر حيرت آور ماندوكا اوپانيشد مطالبي در مورد اوم ذكر شده است. در اين اثر، چهار عنصر اوم به چهار سطح هوشياري تشبيه شده است.
A“ در مركز دهان تشديد مي‌شود و ارتعاش مي‌كند. اين صدا، نشان‌دهنده هوشياري معمول در زمان بيداري است كه در آن فاعل و مفعول در دو دنياي جداگانه قرار دارند. اين چهار سطح، سطوح مكانيكي، علمي، استدلال منطقي و سه چاكراي پايين‌تر هستند. ماده در سطح ملموس‌تر وجود دارد و در برابر تغيير از خود پايداري نشان مي‌دهد يا به كندي تغيير مي‌كند.
سپس صداي ”U“ حس ارتعاش را به پشت دهان منتقل مي‌كند كه علائم را به سطح هوشياري رؤيا انتقال مي‌دهد. در اينجا مفعول و فعل با آگاهي در هم پيچيده مي‌شوند. هر دو ميان ما هستند. ماده، ظريف و سيال‌تر است و با سرعت بيشتري تغيير پيدا مي‌كند. ماده قلمرو مربوط به رؤياها، الهيات، تخيل و جهان داخلي است.
M“ سومين عنصر است و با لباني كه آرام بسته‌اند، همهمه و صدا مي‌كند. اين صدا در قسمت جلويي دهان تشديد و در همه جاي سر طنين‌انداز مي‌شود (اين موضوع را امتحان كنيد). اين صدا نمايانگر قلمرو خواب عميق و بدون رؤيا است. در اينجا هيچ مشاهده‌كننده و يا مشاهده‌شونده‌اي وجود ندارد. همه يكي هستند و چيز جداگانه‌اي وجود ندارد. صرفاً هوشياري خالص وجود دارد كه به صورت مشاهده نشده، طبيعي و دست نخورده، پنهان و پوشيده از تاريكي است. در واقع شبي كيهاني و فاصله زماني بين چرخه‌هاي خلقت و يا رحمي براي مادر الهي است.
ممكن است بگوييد هدف نهايي يوگا اين است كه هنگام بيداري وارد سومين قلمرو بدون رؤيا شويم. يوگا به معناي ”يوغ“ و يا ”پيوستن“ است. از طريق يوگا مي‌توانيم هوشياري بيدار خود را به منبع آن در جهان خالص كه جهاني با درجه هوشياري پايين‌تر است، متصل كنيم.
علت ايجاد صداي چهارم AUM، صداي اصلي ”بدون ضربي“ است كه در ميان سكوت انتهايي سيلاب مقدس قرار دارد. در واقع، خود كلمه ”سكوت“ فقط زماني درك مي‌شود كه بتوان آن را نسبت به ”صدا“ سنجيد. سكوت را زماني بهتر مي‌شنويم كه بدون هر گونه تفسير و داوري، به هر صدايي گوش فرا دهيم. به عبارت ديگر زماني اين اتفاق مي‌افتد كه به طور كامل، با پذيرش بالا و بدون تعصب يا انتظار گوش دهيم. صداي موسيقي، صداي شهر، صداي باد در جنگل، همگي از اين جمله هستند. همه اين صداها فرصتي برايمان فراهم مي‌سازند تا مسير صدا را در آگاهي پنهان شده در وراي آن دنبال كنيم.
زماني كه واقعاً به اين صداي خاموش، كه ارتعاشي بدون ضرب است، ”گوش فرا مي‌دهيم،“بي‌شك وارد سكوتي مي‌شويم كه قادر به تصفيه و گشايش هستي است. شاعري با نام قرهات هوپتامن مي‌گويد: ”منظور از اين همه شعر فراهم ساختن زمينه‌اي براي شنيدن صداي دوباره‌اي است كه در وراي كلمات پنهان شده است.“ در واقع اين صدا، صداي دوم است كه پشت صداي اول قرار دارد و براي تبديل صداي AUM، اين صداي بدون ضرب را در لحظه‌اي كه آخرين ارتعاشات همهمه ”M“ كمرنگ‌تر مي‌شود، واضح‌تر مي‌شنويم. در اين لحظه كه صداي قابل شنيدن و سكوت از هم جدا مي‌شوند، شكاف نازكي بين آن دو وجود دارد و آگاهي شنوايي ما وسيع‌تر است.
استفاده از كلمات ويليام بليك[1] در لحظه سكوت، باعث تميز شدن ”دروازه‌هاي ادراك“ مي‌شود و ”همه چيز براي انسان حالت بي نهايت پيدا مي‌كند.“
يكي از تمرين‌هاي عالي با صداي AUM مقدس شامل تفسيري مدرن از عناصر آن است. به طور خلاصه مي‌توان گفت: ”A“ صداي انرژي در حال گسترش بي نهايت در كيهان، انرژي هوشياري واحد و عشق الهي است؛ ”U“ صداي انرژي مذكور است كه در واقعيتِ بيدارمان تجلي پيدا مي‌كند؛ ما با صداي ”M“ اين انرژي را در وجودمان جذب كرده و با آن يكي مي‌شويم. در سكوت بعد از صدا، سپاسگذاري مي‌كنيم و اجازه مي‌دهيم فرآيند درون‌مان به اهتزار در آيد.
 


[1]-William Blake





اوم، صداي بدون ضرب در موسيقي درماني اوم، صداي بدون ضرب در موسيقي درماني اوم، صداي بدون ضرب در موسيقي درماني اوم، صداي بدون ضرب در موسيقي درماني

در تاریخ : يكشنبه، 8 شهريور ماه، 1388
نویسنده :
(5720 مشاهده)

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Content ©
کانال تلگرام مجموعه تجسم خلاق