تجسم خلاق، استاد آرام - Content


اطلاعات مفيد تجسم خلاق






جستجو در سایت تجسم خلاق


جستجو در وب
جستجوی سايت

سابقه و آمار بازدید تجسم خلاق

محبوبیت در گوگل

با زدن دکمه 1 ما را در گوگل محبوب کنید



بيماران قلبي و انرژي درماني

در سال 1994 من با دكتر مهمت اُز از مركز جراحي قلب در نيويورك ملاقات كردم ,تا امكان استفاده از برخي متممهاي داروئي را جهت بيماراني كه جراحي قلب داشته اند بررسي كنم .

من طي هفت سال گذشته يك درمانگرو يك دانشجوي در مانهاي غير متعارف بوده ام .شغل من به مثابه يك روزنامه نگار مسائل طبي نيز تا حد زيادي بر اين موضوع متمركز مي باشد.

ناگزير مي بايستي به كلمبيا مي آمدم تا درجه فوق ليسانس را در رشته بهداشت عمومي دريافت كنم در حالي كه نظري هم به طبابت مكمل در مراقبتهاي پزشكي داشتم .



علاقه دكتر اُز به اين رشته و مزاياي بالقوه آن براي بيماران , فرصتي مغتنم را براي من ايجاد كرد . ما تصميم گرفتيم كار هيپنوتيزم قبل از عمل جراحي را جهت بهبود بيماراني كه جراحي قلب داشته انجام دهيم.

من اخيراً مقالهاي براي جمله “REMEDY” نوشته ام ومقادير قابل توجهي اطلاعات در اين خصوص جمع آوري كرده ام . موقعي كه كار هيپنوتيزم انجام پايان گيرد ,شصت نفر بيمار يا بعنوان سوژه يا بعنوان گروه كنترل در اين برنامه شركت خواهند كرد.

قرار ما بر اين شد كه با بيماران قلبي ديگر كمي به طور آزمايشي كار كنم,كه در گروه بيماران خود هيپنوتيزم قرار نداشتند , و راهكارهاي عملي را كه در خصوص درمان انرژيايي و آ گاهي سلولي مطالعه كرده بودم به كارگيرم .

درمان انرژيايي كه تقريباً بخشي از سيستم غير غربي مي باشد (بيشتر در مانهاي چيني وآيور ودائي ) حوزهُ انرژيايي بدن انسان را مورد توجه و درمان قرار مي دهد .

پزشكان و مهندساني كه اين رشته را مطالعه مي كنند آنرا "انرژي لطيف" مي نامند.اين انرژي را در طب چين "كي" (با تلفظ "چي")مي نامند ,واز طريق طب سوزني وماساژدادن اعمال مي گردد,و در ژاپن آنرا "كاي " مي نامند كه نوعي ماساژ ماهيچه اي عميق بنام شياتسو مي باشد.

در أيور ودا كه طب سنتي هند مي باشد, اين انرژي را پرانا مي نامند.يوگا كه منشاَ پيدايش طب أيورودائي است كار خود را بر پايه انرژي دادن به هفت مركزي قرارميدهد كه در امتداد ستون فقرات قراردارند,و پرانا در آن متمركز مي گردد.

بسياري از درمانگران غربي كه كار انرژيائي انجام مي دهند,از جمله خود من دو سيستم را در يكديگر ادغام كرده اند,و اعتقاد دارند كه انرژي از طريق اين هفت مركزي كه در ستون فقرات قراردارند(وبنام چاكرا هستند)در بدن متمركز گشته و سپس از اين مراكز در اندامها ,بافتها و نصف النهارهاي طب سوزني توزيع مي گردد.

ضمن كار بابيماراني كه در كلمبيا داشتم ,معمولاً كار خود را با مشاهده و بررسي انرژي اي كه در امتداد ستون فقرات آنها قرار داشت و قرار دادن يك پاندول در بالاي هر چاكرا مسير چرخش پاندول و اندازه وشكل بيضي كه ايجاد ميكرد , اطلآعاتي را در خصوص قدرت وكيفيت انرژي موجود در آن محل به من ارائه ميداد . كار من بيشتر در خصوص بيماراني بود كه عمل (L.V.A.D) پيوند قلب انجام داده بودند,زيرا خصوصيات الگوي انرژيائي اكثرآنها يكسان بوده و اين الگو پس از اتمام كار من به شكل قابل توجهي تغيير مي كرد .

توجه:

دستگاهL.V.A.D را تنها براي بيماراني مورد استفاده قرار مي دهند كه نياز به عمل پيوند داشته و مرگ آنها

نزديك باشد .اين دستگاه بسان پلي مي باشد كه بگونه اي طراحي شده كه كار طرف چپ قلب را انجام مي دهد تا اينكه يك اندام پيوندي آماده مي گرددو بيمار هم به قدر كافي نيرومند كه بتواند پس ازعمل زنده بماند.پس از بررسي كردن هاله ,با بيمار مدي تيشن انرژيايي انجام مي دهيم ,كه عبارت از يك راهكاروانهاده ساختن او در بدن و در اطراف بدن خود احساس نمايد.سپس كارها ي متفاوتي انجام مي دهم كه به گردش انداختن انرژي نام دارد ,كه ضمن آن جريان انرژي از طريق ساق پاها به طرف بالا هدايت مي كنيم و به پايين ترين چاكرا رسانده و بعد بسوي ساير چاكرا به سمت بالا مي فرستم .گاهي اوقات ضمن مدي تيشن انرژيايي,مسدودشدن انرژي را در جائي از بدن بيمار متوجه مي شوم .دست خود را مستقيماروي آن نقطه قرارداده و از بيمار مي خواهم كه آگاهي خود را بدان نقطه منتقل نمايد,و به اتفاق هم سعي مي كنيم آنچه را كه سبب انسداد شده است احساس كنيم و نيز چگونگي بر طرف ساختن آنرا .اغلب اوقات عواطف و خاطرات نيرومندي آزاد مي گردد.



مرحله بعدي كار من با بيماران, شامل كارهايي است كه آنها را آگاهي سلولي مي نامم و عبارت از متمركز ساختن ذهن _بدن مي باشد,كه از كتاب كرهن اقتباس شده است . كرهن اعتقاد دارد هر يك از سلولهاي بدن مانند يك مغز عمل مي كند كه مي توان آن را آگاهي مخاطب قرار داد . ضمن اين راهكار,از بيمار مي خواهم كه با فتها ومايعات مختلف بدن خود را احساس نمايد ,مانند :خون ,استخوان ,يا ماهيچه ها.
گاهي اوقات اين بافتها حامل انرژي عاطفه هاي بخصوص هستند ,كه آگاهانه مورد توجه قرار نگرفته اند و ميتوان فعاليت آنها را تغيير داد.به عنوان مثال ,وقتي از بيماراني كه عمل پيوند قلب داشته اند مي خواهم به داخل بدن خود فرو بروند و به "خون خود "تبديل شوند ,احساس غم واندوه به خون خود من باز ميگردد.كه اعتقاد دارم ارتعاشي همدلانه را از خون آنها گرفته است .وقتي كه از اين قبيل بيماران مي خواهم كه از خون خود بخواهند تا از قلب قديمي خود به خاطر زحماتي كه برايشان كشيده تشكر كنند و به گرمي با آن خداحافظي كنند ,احساس غم واندوه رفته رفته بر طرف مي گردد.
اغلب بيماران پس از اين فرايند ,احساس وا نهادگي فوق العاده اي را گزارش مي كنند , و يكي از آنها كه افسردگي شديد داشت گزارش داد كه به مدت چندين ساعت احساس رضايت وسعادت كامل داشته است .ديگري گفت كه ظرف مدت دو روز به بهترين كيفييت روحي رسيده,و سومي گفت چنان احساسي پيدا كرده كه گويا به مدت هشت ساعت به خواب رفته است . همچين توانستم به يك بيماركمك كنم تا فشار خون پايين خود را بالا برده ,زخمهاي ساق پايش را بهبود بخشدوكار كليه خود را تنظيم سازد .بيمار ديگري پس از كار درمان من ,دياليز ومراقبت شديد را كنار گذاشت .كاهش فشار حون وضربان قلب نيز در صورت لزوم انجام مي گيرد.
در ماه نوامبر بنا به درخواست بيماران ,در اتاق عمل و ضمن عمل پيوند قلب كار كردن با آنها را شروع كردم . در اين فرايند قبل ازاينكه بيمار به بيهوشي كامل برود ، من در كنار او ايستاده بودم و به كليه ها و كبد او از طريق نصف النهار ها انرژي دادم تا عمل اين اندام ها را در ضمن عمل جراحي تقويت كنم ، هنگاميكه بيمار تحت بيهوشي قرار دارد ، ليكن قبل از اينكه به بيهوشي كامل فرو رود ، سعي مي كنم حوزه انرژيايي را ايجاد كنم كه بدن را ترك نموده ودر اطراف هر كه تحت بيهوشي است قرار مي گيرد ، و سپس به قسمت پاها باز مي گردد . من اين كار را با قرار دادن دستان خود روي مچ پاها ، زانو ها و مفاصل او انجام مي دهم .
ضمن عمل من در بالاي سر بيمار مي ايستم دستان خود را روي شقيقه هايش قرار مي دهم ويا سر او را از قسمت پايين نگه مي دارم .اغلب با بيمار صحبت مي كنم واز او مي خواهم هر چه كه در حال روي دادن است براي من شرح دهد . همچنين به بيماران كمك ميكنم تا به خاطرات دردناك خود بپردازند كه بدن موقعي كه سينه باز شود دوباره آنها را تجربه مي كند . موقعي كه قلب جديد به اتاق عمل آورده مي شود ,من به آن انرژي مي دهم . ايده اي كه آنرا ضمن كار در مدرسه پزشكي (Htsanai) گرفتم ,كه طي آن اساتيد كي كنگ از طريق انرژيايي ,حل شدن آنزيم ها را تحت كنترل خود مي گرفتند. معمولا قدري احساس ارتعاشي را از قلب جديد مي گيرم تا بفهمم چگونه احساسي را در خصوص مرگ اهداكننده خود دارد , و به بيمار مي گويم كه بدن او چگونه عملي را بايستي انجام دهد تا به قلب جديد كمك كند تا بر ضربه اي كه تحمل كرده فائق آيد .
بلافاصله پس از عمل كه بيمار به هوش مي آيد ,با او كار مي كنم تا قلب جديد وبدن بيمار را هماهنگ نمايم. پنج بيمار پيوند قلبي را كه توانسته ام بدين طريق با آنها كار كنم ,كمترين ميزان ردكردن اندام جديد را داشته اند.
همچنين روي بيماراني كه سه عمل (L.V.A.D) و يك عمل پل ارتباط كرونري داشته اند كار كرده ام . هيچ يك از نه بيماري كه در اتاق عمل با آنها كار كرده ام دچار افسردگي پس از عمل جراحي نشده اند .
در حال حاضر اين فرايند هنوز در مرحله آزمايش قرار دارد .من مشغول دريافت تجربه و اطلاعات از بيماران هستم تا نيازهاي آنهارا و چگونگي كار انرژي درماني و تمركز آگاهي بر بدن آنها را به نحو ممكن فرا گيرم .همچنين جلساتي را با چند را تن از دست اندركاران پيوند قلب داشته ام ,كه يكي از آنان متخصص قلب ,ديگري روانپزشك و يكي از آنان هم مددكار اجتماعي در رابطه با پيوند قلب بوده است .
ماهي يك مرتبه جهت تبادل اطلاعات با در مانگران ملاقات مي كنم تا راهكارهاي جديد را مورد بررسي قرار دهم .ما جلساتي از اين قبيل را به مدت دو ماه داشته ايم , و از اينكه كار انرژي درماني بصورت گروهي تا چه اندازه موثر ونيرومند است ,شگفت زده شده ايم بر پايه اين تجربه ,يك كارگاه انرژي درماني گروهي را براي بيماران(L.A.V.D) ترتيب دادم, كه هفته اي يك مرتبه تشكيل مي گردد.در اين گروه ,بيماران كار مديتيشن انرژيائي و درمان انرژيايي را روي يكديگر اعمال مي كنند اين فرايند به ويژه براي ازبين بردن درد موثر بوده است .
من اخيراً پروتو كل انرژي درماني ,جهت بيماران رابط كرونري تهيه كرده ام و تصميم دارم پروتو كل مشابهي را براي بيماراني كه عمل پيوند (L.V.A.D)داشته اند تهيه كنم . بر پايه چند تجربه اي كه داشتم ,اعتقاد دارم كه مراسم دعا ضمن عمل جراحي بايستي عمدتا جهت از ميان برن عواطف انجام گيرد و اينكه انجام اين كار ميتواند تا حد قابل توجهي دردهاي بعد از عمل را كاهش دهد .ديده شده است كه بيمار ضمن بيهوشي ,سطوح مختلفي از هشياري را نشان داده است ,كه تعيين كننده آنست كه بيمار تا چه حد آماده مي باشد ,عواطف ومشكلات جاري او آگاهانه تر ابراز مي شوند ,در اين صورت درد كمتري را تحمل خواهد كرد ,كه به اعتقاد من ,دليل اينكه چرا عمل طب سوزني يا همراه با هيپنو تيزم دردهاي پس از عمل نا چيزي را , همراه دارد ,همين است .





بيماران قلبي و انرژي درماني

در تاریخ : پنجشنبه، 14 آبان ماه، 1388
نویسنده :
(3224 مشاهده)

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Content ©
کانال تلگرام مجموعه تجسم خلاق