تجسم خلاق، استاد آرام - Content


اطلاعات مفيد تجسم خلاق






جستجو در سایت تجسم خلاق


جستجو در وب
جستجوی سايت

سابقه و آمار بازدید تجسم خلاق

محبوبیت در گوگل

با زدن دکمه 1 ما را در گوگل محبوب کنید



مرحله عقل كلي در زمين

اينجا مرحله آسماني خداوند است كه قابل توصيف نبوده و از هرگونه مفاهيم محدود كننده به دور است. اينجا مرحله بالقوه گي همه اشياء است. عقل كلي كه مي توان او را خدائي بزرگ دانست كه قدرت خلاقه دارد، كه مي تواند زندگي معنوي را بيافريند. اشياء بزرگ كه سيارات اصلي، ستارگان، كهكشانها و ماوراء آنها را تشكيل مي دهند، در اين سطح مي باشند.

هر شيء در هر مرحله اي كه باشد قرينه اي در مراحل بالاتر دارد. منظور اين است كه تمامي اشياء فيزيكي يا حداقل قرينه آنها را مي توان در قلمرو خدائي مشاهده نمود. البته بسياري از اشياء وجود دارند كه جنبه آسماني داشته نمي توانيم آنها را ببينيم. هر سياره در هر سطحي كه باشد نيز در تمامي سطوح بالاتر وجود دارد؛ ليكن مي توان گفت كه هر چه سطح بالاتر باشد سيارات بزرگ تر مي شوند؛ زيرا در آنجا مواد افلاكي هست كه در سطوح پائين وجود ندارد. هر كس نه تنها يك بدن فيزيكي بلكه يك بدن آسماني جداگانه و يك بدن در هر يك سطوح بالاتر نيز دارد.

مرحله فيزيكي سه بعدي است، به اين معني كه در آن فضا داراي سه بعد مي باشد. جهان بالا نيز داراي چهار بعد اصلي فضائي مي باشد. به اين معني كه در بررسي سطوح ستاره اي شخص حداكثر مي تواند به يك مكان فيزيكي اشاره كند در حاليكه فضاي چهار بعدي وجود دارد. معنوي شدن و آگاه شدن از اين چهار بعد، كيفيتي شگفت انگيز و غير قابل توصيف است و در اين مرحله يكي از مشكل ترين چيزهائي كه شخص تجربه مي كند اين است كه باز گردد و مجبور شود در اين دنياي سه بعدي و با يك جسم فيزيكي زندگي كند؛ در آن بعد شخص تنها مي تواند بگويد كه اشياء بزرگتر به نظر مي رسند. ليكن اساساً به همان شكل مي باشند. در وراي دنياي سياره اي، مرحله ذهني است كه داراي پنج بعد، مرحله بودائي كه داراي شش بعد و مرحله آتميك مي باشد كه داراي هفت بعد است، در حاليكه دنياي مواد آلي و بالاتر از آن بطور كلي در وهم و ادراك بشر نمي گنجد.

دو مفهوم ديگر باقي مي ماند كه بايستي آنها را توصيف نمائيم. عود قهقرائي، فرايند ثقيل شدن و جدا شدن است، حال آنكه تكامل، سفر بازگشتي است به وحدت و معنويت. در بسياري از سطوح هر چيز ابتدا تكامل مي يابد و غليظ تر شده و هويت فردي پيدا مي كند، سپس تغيير ماهيت داده و معنوي تر مي گردد. بعنوان مثال، مانند اين است كه در اين سطح كه هستيم؛ به سفر رفته و سپس به خانه خود باز گرديم،تمامي زندگي كه از مرحله روحي وارد شده وتجسد پيدا مي كنيم و سپس به سوي مرگ باز مي گرديم ، به همين امر شباهت دارد. اين امر حتي به مفهوم كلي "خداوند" نيز مربوط مي گردد كه عالم هستي را خلق نموده و خود تجربه مي نمايد.

قبل از اينكه به سيارات در منظومه شمسي خود نگاه كنيم، بگذاريد ابتدا با زمين فيزيكي خودمان شروع كنيم. باز هم بايد بگوئيم كه سياره ما چيزي بيش از آن است كه ما فكر مي كنيم. علاوه بر مراحل ستاره اي و قرينه هاي آن در عوالم بالاتر، سياره ما تاريخي غني دارد و آينده آن حتي از اين هم وسيع تر است. تمدنهاي باستاني آتلانتيس و لموريا كه قبل از آن بود، براستي حقيقت دارند. بخصوص اينكه تكامل در سياره ما به هفت تمدن بزرگ يا منشاء نژادي تقسيم مي گردد. در اينجا شرح خلاصه اي از آنها را مي آوريم. اولين نژاد ، نژاد اتريك يا ريشه نژادي بوريايي بود؛ كه كاملاً فيزيكي نبود ، بلكه از سطح بالاتر فيزيكي يعني از سطح اتريك غليظ بود و حتي كمترين شباهتي به بدن انسان نداشت. نژاد دوم ريشه نژادي فوق بوريايي بود؛ كه همه آثار آن ، همراه با نژاد اول نابود شده است. نژاد سوم، نژادي از ريشه لموريا بود. اين تمدني بود كه خصوصيت بارز آن را فعاليت تشكيل مي داد و همچنين شكوفائي اراده آزاد فردي. اين همان باغ افسانه اي عدن بود كه انسان از آن هبوط كرد. بلندي قد نژاد لموريا به بيش از دوازده فوت مي رسيد. و اولين نژادي بود كه اختلاف جنسيت را تشخيص داد. قاره لموريا در اقيانوس آرام قرار داشت كه جزيره Easter Iland از بقاياي آن است. نژاد چهارم ريشه آتلانتائي داشت كه تقريباً از يك ميليون تا ده هزار سال پيش وجود داشت و باز هم با بشريت امروز تفاوت داشت و بسياري از آنها پوست آبي رنگ داشتند. خصوصيت بارز اين تمدن را عاطفه تشكيل مي داد و در نتيجه دوره آفرينش در آتلانتيس بسيار آرام و معنوي بود. در حاليكه بقيه دوره ها پر از نزاع و كشمكش هاي خونين بود؛ تا اينكه مي رسيم به دوره ظهور و غرق شدن قاره آتلانتيس.



نژاد پنجم، ريشه نژادي آريائي يا هند و اروپايي مي باشد كه خصوصيت بارز آن هوش بود كه انسان امروزي بخشي از آن به شمار مي رود. اين نژاد تقريباً شصت هزار سال پيش ايجاد گشت و هنوز در حال شكوفائي است. پس از نژاد ما، ششمين نژاد از ريشه نژادي آب مي باشد خواهد آمد كه خصوصيات بارز آن را بيشتر، عشق و خرد تشكيل مي دهد. اين نژاد تا حدود هزار سال ديگر پديدار نخواهد گشت. آخرين نژاد در سياره ما ريشه نژادي هفتم خواهد بود كه سطوح مجرد تري از وجود را آشكار خواهد ساخت. اين هفت نژاد در دور تسلسل تكامل قرار مي گيرند كه آتلانتيس حد واسط آن يا نقطه پائين آن است و نژاد هفتم بالاترين آن.
هر يك از نژادها به نوبه خود به هفت نژاد فرعي تقسيم مي شوند. هر نژاد فرعي تا حدودي از لحاظ تعداد همانند نژاد اصلي است. با اين تفاوت كه نژاد فرعي چهارم هنري تر و عاطفي تر است و نژاد فرعي پنجم باهوش تر است و ... . نژادهاي فرعي متفاوت بطور همزمان وجود دارند؛ ليكن در آغاز از روي ترتيب بوجود مي آيند. آخرين نژاد فرعي از پنجمين نژاد فرعي ما را، نژاد ششم تشكيل مي دهد كه فقط از حدود يك قرن پيش آغاز گشته است. خصوصيات فيزيكي متفاوت و ساير خصوصيات هم وجود دارند كه نشان دهنده نژاد فرعي يك فرد مي باشند؛ گرچه بسياري از نژادها با يكديگر مخلوط شده اند. نژادهاي فرعي ممكن است به نوبه خود به هفت شاخه نژادي يا مليت تقسيم شده باشند؛ ليكن تفاوت چندان مهمي بين آنها وجود ندارد.
اكنون نوبت به جالب ترين قسمت مي رسد؛ قبل از اولين ريشه نژادي و پس از هفتمين نژاد، آثار حيات بشر در سيارات ديگر بوده و يا خواهد بود. ما هفت ريشه نژادي را در طي يك دوره كامل حيات روي يك سياره گذرانده ايم؛ ليكن زمين فيزيكي ما تنها يكي از سياراتي است كه ما روي آنها به ترتيب، تكامل يافته ايم. ما بر روي دايره اي عظيم كه متشكل از هفت سياره منظومه شمسي است ، تكامل يافته ايم كه از سياره A تا سياره G نام گذاري مي شوند؛ به ترتيبي كه ما با آنها ملاقات كرده ايم. سيارات A و G در پائين سطح ذهني وجود دارند. سيارات B و F بر سطح ستاره اي قرار دارند. سيارات C و E فيزيكي هستند؛ ليكن زندگي در آنها حالت اتريك (غيرمادي) دارد؛ حال آنكه سياره وسطي D كاملاً فيزيكي مي باشد. سياره زمين، چهارمين يا سياره D مي باشد كه فعلاً در آن زندگي مي كنيم. سياره C ، سياره اي است در منظومه شمسي ما كه آن را مريخ مي ناميم؛ حال آنكه سياره E سياره اي است كه عطارد ناميده مي شود. معنايش اين است كه بسياري از ما در سياره مريخ تجسد يافته ايم ( زندگي كرده ايم) و در سياره عطارد، پس از اينكه دوره زندگي ما در زمين پس از هفتمين نژاد به پايان رسيد؛ زندگي خواهيم كرد. هرگاه سيارات B و F را بررسي كنيم؛ متوجه مي شويم كه دو سطح ستاره اي در سياره ديگر در منظومه شمسي ما وجود دارند؛ حال آنكه در سطح ذهني دو تاي ديگر هم اضافه مي شوند.
قبل از زندگي در اولين سياره ، اوضاع چگونه بود و پس از آخرين آنها چگونه خواهد بود؟ ما هر يك از سيارات را تنها يكبار ملاقات نمي كنيم؛ بلكه بر روي هم هفت بار. ما فعلاً در چهارمين دور هستيم. و معنايش اين است كه برخي از ما، در گذشته هاي بسيار دور سه مرتبه روي كره زمين بوده ايم تا اينكه نوبت به دوره اي رسيد كه سه دوره آن را پشت سر گذاشته ايم. باز هم هر دوري داراي يك دور اصلي بوده است؛ كه مثلاً دوره چهارم آن را دوره شكوفائي عاطفه و دوره پنجم آن را دوره شكوفائي هوش تشكيل مي داده است.
هفت دور يك زنجيره كامل را تشكيل مي دهد، با اين وجود حتي يك دوره كامل هم قسمتي از يك تصوير كلي است. زنجيره هم با ترتيب هفت زنجيره تكامل پيدا مي كنند، بدين معني كه هر زنجيره داراي هفت سياره و هفت دور كامل مي باشد. يك دور كامل هفت زنجيره اي باز هم وارد سير قهقرائي / دوره تكامل مي گردد، در حاليكه سيارات در زنجيره هاي وسطي در حالت غليظ تر و آخري ها كه در حالت بالاتري هستند. سياراتي را دارند كه به نوبه خود در وسط غليظ بوده و در آخر دوره حالت اتريك دارند. بخصوص در مورد اولين و هفتمين دوره سيارات A و G از ماده آتميك ساخته شده اند و سيارات B و F از ماده بودائي و سيارات C و E از مواد بالاتر ذهني و علي. در حاليكه سياره D از ماده ذهني پائين تري ساخته شده. در مورد دوره هاي دوم و ششم، همه چيز به مرحله اي پائين تر نزول مي كند؛ سيارات A و G در حالت بودائي هستند. سيارات B و F در حالت علي ، CوE در حالت ذهني،D در حالت ستاره اي .در دوره هاي سوم و پنجم، دوباره دوره غلظت را داشته ايم كه سياراتAوG در حالت علي ،BوF در حالت ذهني و C و E در حالت ستاره اي و سياره D در حالت فيزيكي بوده اند. و بالاخره اينكه در وسط دوره چهارم از يك دوره، سيارات A و G ذهني را داريم، B و F ستاره اي را، C و E فيزيكي بالاتر را و D فيزيكي پايين تر را. در واقع، اصطلاح "globe" بجاي كلمه سياره در حالت بودائي بالا و حالت هاي آتميك ، نوعي نام گذاري غلط مي باشد. در اين سطوح بالاتر اين سيارات بيشتر جنبه انرژيائي وآكاهي دارند.
ما اكنون در چهارمين زنجيره از كل زنجيره ها هستيم. پس از هر زنجيره، كره يا سياره آن متلاشي گشته و يك دسته هفت تائي ديگر تشكيل مي گردد. مي توان مشاهده كرد كه منظومه شمسي ما هميشه با توجه به سيارات آن ثابت نبوده؛ بلكه سيارات و تعداد سيارات قابل رؤيت در هر حالتي، به محض شروع يك زنجيره جديد؛ تغيير مي كنند. هر گاه سيارات يك زنجيره متلاشي شوند؛ گاهي اوقات بقاياي سيارات را مي توان در زنجيره بعدي يافت. سياره ماه غليظ ترين يا سياره D از زنجيره دوره سوم ما مي باشد. در دوره هاي بسيار دور گذشته، كره ماه بسيار بزرگ تر بوده است و قبل از زمين و ساير سيارات مانند مريخ و عطارد وجود داشته است و بسياري از ما در طي دوره هفت زنجيره اي ماه در آن زندگي كرده ايم. ليكن ديگر هيچ دوره تكاملي در كره ماه اتفاق نمي افتد و اين كره سرانجام موقعي كه كره زمين به دور هفتم خود برسد؛ نابود خواهد شد.





مرحله عقل كلي

در تاریخ : پنجشنبه، 14 آبان ماه، 1388
نویسنده :
(3546 مشاهده)

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Content ©
کانال تلگرام مجموعه تجسم خلاق