هیپنوتیزم

معرفی و شناخت پديده هيپنوتيزم

معرفی و شناخت پديده هيپنوتيزم

تشريح علمی پديده هيپنوتيزم: در بررسی های تاريخی به پديده های برخورد می كنيم

كه در هاله هايی از ابهام و تعابير درست و نادرست قرار گرفته است. اين هاله های ابهام انگيز

شرايطی را باعث می شوند كه مرزهای واقعی اين پديده ها در هم شكسته و جايگاه واقعی آنها معرفی نگردد.

علل به وجود آمدن اين شرايط ابهام انگيز عظمت برخی از اين پديده ها و جاذبيت آنها و عدم توانايی در فهم و شناخت كامل آنهاست. يكی از اين پديده ها هيپنوتيزم است.

پديده هايی كه همواره مورد توجه عام و خاص و تعابير مختلف بوده است.

عده ای اين پديده را نفوذ مغناطيسی ، عده ای جادو، عده ای يك

رابطه خاص درونی و روحی و عده ای يك رفلكس شرطی شده در قبال تلقينات خاص می دانند.

وقتی دكتر آنتون مسمر طبيب اتريشی در سال 1775 ميلادی پديده ای به نام “مانيه تيزم”

كه امروزه آن را “هيپنوتيزم” می نامند را كشف كرد و اقعا” نمی دانست كه چه چيزی را كشف كرده است.

حتی بسياری از علمای علاقمند به اين پديده نيز واقعا” نمی دانستند كه اين پديده چگونه بوجود می آيد.

دكتر مسمر تصور می كرد راه جديدی را برای معالجه امراض روانی كشف كرده است.

ولی متوجه نبود كه پديده عظيمی را كشف كرده كه دهها راه ديگر از آن منشعب می شود

و معالجه امراض يكی از آنهاست و دهها علم ديگر كه احيانا” هيچ ارتباطی با طبابت نيز در آن وجود دارد.

هيپنوتيزم يك حالت روحی خاص شبيه به خواب آلودگی است.

يك حالت سرشار از آرامش و بدور از تفكرات گوناگون.

در حالت هيپنوتيزم تفكرات فرد صرفا” معطوف

و متمركز بر صحبت های هيپنوتيزم كننده يا هيپنوتيزور می باشد. برخی از نظريه پردازان اعتقاد دارند

كه در حالت عادی فرد دارای يك توجه تعميم يافته است و تقريبا” به بسياری از موضوعات اطراف

خود توجه نسبی دارد و صرفا” متمركز به يك موضوع خاص نيست و اگر هم بخواهد به موضوع خاصی

متمركز شود اين تمركز باعث قطع توجه كلی از موضوعات اطراف نمی شود.

در حالت عادی فرد ضمن تمركز نسبی به يك موضوع خاص بطور اتوماتيك روی موضوعات

و شرايط اطراف نيز توجه دارد. ولی در حالت هيپنوتيزم شرايطی در فرد ايجاد می شود كه

می تواند روی يك موضوع يا موضوعات خاص تمركز بدهد و تقريبا”

توجه نسبی به موضوعات و شرايط اطراف قطع شود.
در حالت هيپنوتيزم ذهن قادر خواهد شد صرفا” روی يك موضوع يا تعداد محدودی از موضوعات

متمركز شود و توجه نسبی به محيط و اطراف تقريبا” قطع می شود. بدين ترتيب تمركزی

كه فرد در حالت هيپنوتيزم می تواند داشته باشد قويتر از حالت عادی است.

درحالت هيپنوتيزم تلقين پذيری فرد و قدرت تخيلات و تصوير سازی ذهن افزايش می يابد

و هرچه درجه هيپنوتيزم عميق تر شود اين خصوصيات نيز قويتر می گردند.

در همين راستا برخی از نظريه پردازان اعتقاد دارند كه هيپنوتيزم

چيزی جز يك تمركز برتر نيست يا به عبارتی: “Hipnotism is a Super Concentration”

تجلی برخی از حالات هيپنوتيزمی

اگر در حالت هيپنوتيزم به فرد تلقين شود كه قسمتی از بدنش سنگين می شود،

ناخودآگاهانه آن قسمت شروع به سنگين شدن می كند.
تشريح حالات هيپنوتيزمی از زبان هيپنوتيزم شدگان اظهارات مربوط به

دهها نفر از كسانی كه تحت هيپنوتيزم قرار گرفته اند:
س: در حالت هيپنوتيزم من به شما آرامش، احساس راحتی و رهايی تلقين

كردم و ملاحظه می شد كه خيلی راحت هستيد. ممكن است حالاتی را كه داشتيد توضيح دهيد:
ج: احساس آرامش بخصوصی داشتم، خيلی آزاد و رها بودم، فكری نداشتم و

احساس می كردم تحت حمايت شما هستم و ناخودآگاهانه همانگونه كه

می گفتيد می شدم ضمن اينكه متوجه همه چيز بودم و

حتی صداهای اطراف را می شنيدم ولی برايم مهم نبود…
س: شما در چه حالات و شرايطی بوده ايد؟

ج: يك حالت آرامش… يك حالت شبيه به در رويأ بودن…
س: آيا خواب بوديد؟
ج: نه، خواب كه نبودم، خيلی بيدار هم نبودم…
س: آيا اين حالت را قبلا” هم در حالت عادی تجربه كرده ايد؟

ج: فكر نمی كنم…نه…

س: وقتی شما در حالت هيپنوتيزم بوديد من گفتم كه دست شما سنگين می شود…

آنقدر سنگين كه احساس می كنيد از سنگينی به سمت پائين كشيده

می شود و بلافاصله ملاحظه شد كه دست و طرف راست شما شروع كرد

به سنگين شدن و شما به سمت پائين خم شديد! ممكن است قدری توضيح دهيد؟
ج: احساس كردم دستم شروع كرد به سنگين شدن و بعد آنقدر

سنگين شد كه نمی توانستم آن را تحمل كنم…
ج: احساس كردم نيرويی دستم را بطرف بالا می آورد…
س: آيا خودتان اين كار را كرديد؟…
ج: نه… بهيچوجه حتی من قدری هم مقاومت كردم كه دستم

بالا نيايد ولی اين نيرو بيش از آن بود كه من تحمل كنم …

ضمن اينكه در حالتی بودم كه خودم نمی خواستم مانع شوم و دستم سبك شد…
س: از اينكه دستتان سبك شده و بالا می آيد تعجب نكرديد…؟
ج: قدری مكث … چرا … همينطوره… در اينجا نكته جالبی وجود دارد.

عليرغم اينكه اين جواب از سوژه ها شنيده می شود ولی

در چهره و قيافه آنها در هنگام بالا آمدن دست در هيپنوتيزم

تعجبی ملاحظه نمی شود. ولی بعدها ممكن است بعضی از سوژه ها اين تعجب را اظهار كنند.
س: من در حالت هيپنوتيزم به شما تلقين كردم كه قسمتی

از دست و صورت شما سر و بی احساس می شود. آيا شما اين سری و بی احساسی را داشتيد؟
ج: اصلا” درد وناراحتی را احساس نمی كردم ولی متعجب بودم كه سوزن وارد بدن من می شود…
س: من به شما گفتم كه بدنتان مثل يك تكه چوب خشك و سفت می شود..

ممكن است قدری در اين زمينه توضيح دهيد…

ج: بدنم خارج از كنترل خودم شروع كرد به سفت شدن…

س: آيا از اين وضعيت دچار ترس نشديد؟
ج: اصلا” فكر نمی كردم… به هرحال ترسی نداشتم…
س: به شما از شادمانی و شعف گفتم و شما شروع به خنديدن نموديد. ممكن است توضيح بفرمائيد.
ج: احساس كردم همه چيز بنظرم مضحك و خنده دار آمد ولی واقعا” دليلی نداشتم…
س: وقتی گريه به شما تلقين شد، شروع به گريستن كرديد…
ج: آری…احساس كردم غم دنيا روی قلبم سنگينی می كند.
منبع :سایت ملی طب مکمل

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن