تفکرذهن

قدرت اندیشه و فکر

قدرت اندیشه و فکر

ملتی که دارای افکار بزرگ باشد هیچگاه مستعمره ، عقب مانده و فقیر نخواهد شد.

بقاء سربلندی هر ملتی به آفرینندگی نیروی ” فکر و اندیشه خلاق ” آن سرزمین نهفته است.

قدرت اندیشه

در اینجا خاطره ای از خودم تعریف می کنم تا هرچه بیشتر با قدرت اندیشه و تأثیرگذاری آن بر جزئی ترین جنبه های زندگی آشنا شوید.

داستان از این قرار است . روزی برای گرفتن مرخصی نزد مدیرشرکت به نام آقای کریمی رفتم .

درآن زمان با توجه به شرایط شرکت، درخواست مرخصی کاری بسیار مشکل بود،

ولی من به دفتر آقای کریمی رفتم ودرخواست خود را به او تحویل دادم ؛

او از منشی خود خواست که یک برگه به او بدهد تا مرخصی مرا امضاء کند ،

من فوراً ، یک برگه از جیبم بیرون آوردم و به او دادم ، آقای کریمی به من گفت :

” عزیزی ” تو همیشه برای گرفتن پاسخ مثبت آماده هستی !

من در پاسخ به او گفتم : قبل از اینکه پیش شما بیایم، باور داشتم که باتقاضای مرخصی من موافقت می کنید .

به نظر شما او چه واکنشی از خود نشان داد ؟ آقای کریمی علاوه بر امضای برگه مرخصی ام ،

مبلغ خوبی به من پاداش داد و گفت این پاداش بابت ” تفکر زیبای ” تو است .

از آن زمان فکر کردم ” کیمیایی “

درنزدیک و درون من وجود دارد ؛ گوهری گران بها و باارزش که توسط آن می توان پاداش های

خوبی از دنیا دریافت کرد تا شاهد یک زندگی مرا دلپذیر باشیم.

به همین خاطربود که اصطلاح ” فکرزیبا ” به ذهنم خطور کرد.

تجربه زندگی خودم و دیگران ، بهترین دانشگاهی است که در آن درس های بسیار ارزنده ای آموخته ام .

فکرزیبا به من آموخت که دنیا با ما مقابله به مثل می کند .

فهمیدم که دنیا یک نماد از آینه تمام نمای اعمال و افکارو گفتارما است ، یعنی هر اندیشه ،

عمل و کلام ما در دنیا دارای پاسخ های مقابل به مثل است .

فکر زیبایم این فرصت و موقعیت را برایم فراهم کرد تا با امکانات و شرایط موجود، به خلق یک زندگی پرانرژی و هدفمند بپردازم .

اگربه اطراف خود نگاه کنید ؛

به موقعیت خانوادگی ، شغلی ، دوستان ، محل زندگی و حتی شکل فیزیکی زندگی ،

متوجه می شوید که همگی این شرایط محصول خود شماست.

اندیشه ی فراوانی ، رفاه ، شادی است و اگر در سردر گمی و تنگنای مادی هستید،

شالوده افکار شما با جهان محرومیت و محدودیت گره خورده است .

داستان

به این داستان و نتایج اندیشه های مختلف توجه کنید .

روزی شاگرد یک کفاش به یک جزیره دور افتاده مأمور می شود

تا وضعیت بازارو تقاضای کفش را در آن جزیره مورد ارزیابی قرار دهد .

آن شاگرد متوجه می شود که در آن جزیره کسی کفش به پا نمی کند .

او فوراً این مطلب را از سر ناامیدی ، توسط نامه ای به استادش خبر داد و در آن نامه می نوشت

که وضع بازاردر این جزیره خراب است زیرا کسی دراینجا کفش به پا نمی کند .

پس ازآن ، استاد کفاش ، شاگردی دیگر را مأمور رفتن به آن جزیره می کند.

آن شاگرد، در کمال مثبت اندیشی ، برای استادش می نویسد ، کسی در این جزیره کفش به پا نمی کند

واهالی این جزیره دور افتاده با کفش آشنایی ندارد ، پس فرصت خوبی برای کاسبی است .

در این داستان متوجه دو نوع نگرش هستید .

دراینجا به دریچه نگرش دو نوع دیدگاه متفاوت آشنا می شوید .

می بینید که تماشای دنیا و موقعیت های این عالم با یکدیگر متفاوت است ،

در صورتی که برای این دو شاگرد تنها یک موقعیت یکسان وجود داشت .

اولین شاگرد، موقعیت تجاری جزیره را نابسامان می بیند

و دومین شاگرد ، همان موقعیت را فرصت گران بهایی برای یک

جهش اقتصادی وعالی مشاهده و تحلیل می کند .

یکی پا برهنه بودن مردم جزیره را با نگاهی منفی ، تجزیه و تحلیل می کند و دیگری با تفکر مثبت خود ،

شرایط را فرصتی گرانبها برای ترقی و رشد می بیند .

” دکتر استیون ر.کووی ” درکتاب « هفت ویژگی افراد موفق »

می گوید : ” نحوه نگرش ما به اشیاء و مسایل، سرچشمه شیوه تفکروعمل ماست.” ( ص- 17 )

برای این است که هرگاه کسی از من سؤال می کند

” نمی دانم چرا در زندگی این همه بد شانس هستم ” ؟

به اوتنها یک چیز می گویم ! به او می گویم : چون اینطور ” فکر می کنی “.

اگر می خواهید از کسالت و ناملایمات رها شوید،

باید به اندیشه های زیبا فکر کنید . اگر به طور واقعی مشتاق جذب یا دفع شرایطی خاص هستیم

قبل از هر چیز باید آنرا در درون اندیشه های خودمان بسازیم .

در بیشتر مواقع برای من پیامدهای فرایند

اندیشه های زیبا بسیار فراتر از اراده شخصی ام بوده است .

گاهی با حوادثی در زندگی روبرو می شوم

که من هیچ دخالتی در ایجاد و پدید آوردن آنها ندارم ،

ولی متوجه می شوم که چیزی در کنار من در حال جور کردن اوضاع است .

” خلاقیتی نامرئی ” که پنهان است ولی از هرچیزی آشکارتر ، دقیق تر و آگاه ترعمل می کند .

چندین سال است که درارتباط با بخش ” خلاقیت نامرئی” زندگیم کار می کنم

و به سامان یافتن برنامه هاو اهدافم ایمان واعتماد دارم .

گویی کارهایم را به شریکی معتمد و آگاه سپرده ام که بی نظیر عمل می کند

و من اینجا فقط در نقش یک ناظر هستم .

یادتان باشد که خوشبختی فرایند همسانی با قدرت ضمیر برترالهیمان است ؛

نیرویی که بر همه چیز حاکم است .

این قدرت الهی در درون خودمان است که شرایط طلایی را به زندگیمان هدیه می دهد .

قانون جذب

” قانون جاذبه می تواند این گونه تعریف شود :

« من هر آنچه را که توجه ، انرژی و تمرکزم را به آن معطوف می

کنم به زندگی ام جذب می کنم ، حال چه آن مورد مثبت باشد و یا منفی .»

” قانون جاذبه تنها یک عنوان تخیلی و جالب و یا یک جادوی تازه به بازار آمده نیست ؛

بلکه این قانونی از طبیعت است که هر کدام از اتم های وجود شما در پاسخی دائمی است ، چه بدانید و چه ندانید . “

( مایکل لوسیر – قانون جاذبه – ص 8-10 )

این فصل از آن جهت حائز اهمیت است که تمامی اصول این کتاب با فرایند قانون جذب در ارتباط است .

جنبه مهم این قضیه از این جهت است که می توانید همه چیز را به نفع خودتان و به سوی خودتان جذب کنید ؛

هر چه که دلتان بخواهد .

تعریف مختلفی در ارتباط با قانون جذب وجود دارد ، ولی همه آنها با یک مضمون مشترک هستند .

قانون جذب می گوید : انسان برروی هر چیزکه تمرکز کند ،

آن را به سوی خود جذب می کند. هرچیزی را با افکار خودتان به جهان مخابره می کنید ،

کائنات آن را به همان صورت یا شرایط هماهنگ ِآنرا به سوی خودتان ارسال می کند .

هر فکری هم طیف فکر خود را جذب می کند .

اگربه صورت مدام ، میزگرد افکار و گفتگوی شما پیرامون

موضوعات مختلفی مانند شادی ، ثروت و معنویت و صلح و دوستی بچرخد،

آنگاه می بینید که زندگی تان در شادی و رفاه و عشق موج می زند.

اندیشه ی زیبا راز بزرگی از زندگی خودم و دیگران به من آموخت

. آن راز بزرگ این است ، شکل زندگی ما ، خدمتگزار فکر و اندیشه ما است.

مسیر زندگی باید با حس زیبایی پیموده شود .

ذهن کوچک ما هرگاه با یک بینش و احساس قوی و زیبا آمیخته شود

به نیرویی قدرتمند و عظیم تبدیل می شود که همه چیز را مانند یک آهن ربای عظیم الجسه به سوی خود جذب می کند .

عالم، نوازنده شرایط مختلف است

عالم، نوازنده سمفونی ها و ملودی های مختلف شادی بخش و غمناک است ؛

هرچه از آن بخواهید برای شما می نوازد .

اگرساز خود را بر نت های غم و غصه کوک کنید دنیا برای شما ساز ثروت ، آرامش و شادی می نوازد

و اگر ساز اندیشه ی خود را بر روی موقعیت های نابسامان و دنیای غم وغصه کوک کنید ،

دنیا برای شما آهنگ های غم انگیز خواهد نواخت .

هرگز در بیرون از وجود خودتان چیزی را نمی بینید

مگرآنکه شرایط جذب آن را قبلاً در اندیشه ی خودتان بوجود آورده باشید.

هرگاه به طور مدام بر یک اتفاق خاص تمرکز می کنید و ازآن به صورت مدام صحبت می کنید ،

در آینده بسته به نوع تصور ذهنی و کلامتان، آن اتفاق را به سوی خود جذب می کنیم .

من در اینجا دواتفاق را توضیح می دهم تا این مسأله روشنتر شود . مدتی در محل کارم ،

محفل بحث و صحبت من و همکارانم ، پیرامون نابسامانی

اجتماعی ، بذهکاری و سرقت و این جور مباحث بود

و در بعضی از وقت ها به خواندن بعضی از حوادث ناگوار چاپ شده در روزنامه ها توجه زیادی داشتم .

به هر حال قانون “جذب تصاویر وکلام ” کار خود را کرد و پس از مدتی کیف دستیم مورد سرقت قرارگرفت .

به نظر شما چه چیز باعث شد که من در آن زمان و مکان خاص

در سر راه سارقان قرار بگیرم و کیف دستیم مورد سرقت قرار بگیرد .

توضیح می دهم . یک عامل اساسی به رقم خوردن این حادثه کمک کرد و آن عامل تصور و گفتاری بود .

من به صورت مکرر از دزدی و سرقت صحبت می کردم و یا آن حوادث را در ذهن خودم مجسم می کردم .

حالا یک واقعه دیگر تعریف می کنم .

چند روزی بود که از جریمه های متفاوت وتوقیف اتومبیل توسط پلیس صحبت می کردم ،

عجیب اینجا بود که با یک اتفاق بسیار ساده ماشین من توسط پلیس نیروی انتظامی توقیف گردید ،

آنهم به این دلیل که، اتومبیل من شیشه پائین کشیده دریک محل به صورت مشکوک پارک شده بود

و تمامی درب های ماشین بازبودند. خوب این حادثه به نظر شما چرا اتفاق افتاد ؟

چرا من می باید ماشینم را در جایی پارک کنم و شیشه آن پایین و درب های آن بازباشند ؟

چه عاملی باعث شد که من اینقدر سهل انگار شوم و حادثه ای این چنین برای من رقم بخورد ؟

حالا به تحلیل علمی این مسأله می پردازیم .

تمرکز مداوم تصاویرذهنی در مورد وقایع و بکارگیری مدام کلمات در مورد سرقت و توقیف اتومبیل باعث شد

تا ضمیر ناخودآگاه من به این پیام های تصویری و کلامی توجه کرده و آنها را ضبط کند .

ضمیر ناخودآگاه من در همین راستا تمامی مکانیسم جسمی و فکری مرا برای پذیرایی از این شرایط ساخت .

می دانید که ضمیر ناخودآگاه وظیفه اش تحقق باورها و اعتقادات است و هر چه را که باور داشته باشیم

به صورت کاملاً پیچیده و حیرت آور محقق می سازد .

البته این حوادث در مورد امور دیگر مانند بیماری ، جنگ ، عشق ، ثروت و فقر و غیره هم صدق دارد .

اگر مدام از بد بیاری و بد شانسی صحبت می کنید به طور قطع با حوادث ناگوار روبرو می شوید .

اگر از ثروت و شادی صحبت می کنید شما را در محافل شادی بخش و مفرح دعوت می کنند ؛

قراردادهای پرسود و پرمنفعت با شما می بندند.

به هر حال زندگی ما تابع قوانین ذهنی و اندیشه است.

انتخاب با ما است که کدام قانون اندیشه (قانون ثروت یا فقر ، شادی یا رنج و بیماری ، جنگ یا صلح ) تبعیت کنیم .

انتخاب با شما ، پاسخ از جهان . شاعر نامی و بلند آوازه ی

ایرانی ، مولانا می گوید : “شما چیزی جزء اندیشه نیستید” .

تجسم زیبا

بزرگی و شأن انسان ،
در بزرگی شأن افکارش ،
در ارزش تجسم یافته اش ،

در چشمه هایی که روحش از آنها سیراب می گردد،
و در بینشی که بدان دست یافته ، نهفته است .

(سی . ای . فلین –دل به رویاها سپار – ص 23 )

” روان شناس ها چنین اظهار می کنند که یکی از نیرومندترین قدرت های ذهن ، تخیل می باشد .

هر چه بیشتر شهامت تصور کردن مطلوبتان را داشته باشید و هر چه بیشتر تصورات ذهنتان را زنده نگه دارید ،

قدرت تخیل ذهن ، سریع تر می تواند نتایج جادویی را برایتان به ارمغان آورد .

” ( کاترین پاندر – شهامت موفق شدن ص 29 )

همه چیز در رقص ارتعاش اندیشه شکل می گیرد .

این نوسانات انرژی اندیشه به صورت مادی تر درنوسانی تغییر یافته ،

در زندگی به شکل فیزیکی و روحی مشاهده می شوند .

جزر و مد زندگی ، نوسان ارتعاشات مختلف اندیشه است .

ارتعاش افکارانسان از سطح غیرمادی به شکل مادی تبدیل می شوند.

مایکل لوسیر می گوید : ” قانون جاذبه به ارتعاش شما چه مثبت و چه منفی باشد پاسخ می دهد ،

به این گونه که بیشتر از همان موردی که به ارتعاش در آورده اید به شما خواهد داد . ( قانون جاذبه 0 ص 18 ) .

ذهن ثروتمند ، ثروت و فراوانی جذب می کند ؛ ذهن آرام ، شرایط آرامش بخش تولید می کند ،

ذهن توانگر ، اعتماد به نفس و شجاعت بوجود می آورد .

این قانون می تواند برعکس هم عمل کند .

هر گاه بر روی نکات منفی و حتی افراد مشکل سازمتمرکز می شوید

با شراط منفی و حوادث ناراحت کننده دیگران برخورد می کنید .

برای مثال اگر به طور مرتب به فرزند خود یا همسرتان غُر می زنید و از او مکررگلایه و شکایت هایی می کنید ،

مانند این قبیل جملات ، ” همیشه شلخته ای ” ، ” من را

همیشه ناراحت می کنی ” ، ” چرا با من همیشه این طور رفتار می کنی ؟

” ، چرا همیشه نمره بد یا کا ر را خراب می کنی ؟

” ، این نوع گفتار و باورها با لایه های ضمیر طرف مقابل شما نفوذ می کند و مانند اشعه ایکس که بر سلول ها اثر می گذارد

، بر روی روحیه همسر و فرزند شما اثر می گذارد .

در این حال نباید تعجب کنید و ناله سر دهید که چرا او را مرتب در همان شرایط می بینید که شما را همیشه ناراحت می کند.

وقتی از روی تنفربه کاری می پردازیم یا از روی خشم و کینه بر رفتار دیگران متمرکز شویم،

سبب جذب بیشترترنکات منفی شرایط یا افراد می شویم .

به عبارت بهتر و ساده تر، از آن چه بیشترمی نالیم یا بدمان می آید ، بیشتر برخورد می کنیم .

در فیلم سینمایی ” راز ” که از شبکه چهارم سیما پخش گردید

در قسمتی از فیلم ، دکتر روانشانس خاطره ای جالب از یک

بیمار خود در مورد جذب شرایط وعوامل گوناگون صحبت می کند . در این خاطره فردی با دکتر مذکور به طور مرتب مداوم از برخورد

تحقیر آمیز همکارانش شکوه و گلایه می کند و از درگیری با اوباشی که بر سر راه او قرار می گیرند کله می کند .

دکتر روانشناس به او می گوید که تو مرتب از موقعیتی که متنفرهستی صحبت می کنی

و تمرکز تو بیشتر بر روی اعمال منفی دیگران است .

روانپزشک به او می گوید که اکنون به اتفاقات و نکات زیبای کار خود و زندگی نگاه کن .

آن فرد به این گفته عمل می کند و به طور عجیبی در زندگی او تغییر ایجاد می شود .

تمامی همکارانی که او را مورد اذیت و تحقیر قرار می دادند به بخش های دیگری منتقل شدند یا از کار خود استعفامی دهند .

او دیگر مورد اذیت و آزار اوباش قرار نمی گیرد وخبری از مزاحمت های آنها نیست .

آن دکتر و سایر دانشمندان درآن فیلم که بر اساس مستندات و

اظهار نظر دانشمندان علوم مختلف و بهترین نویسندگان و صاحب نظران ساخته شده است ،

از قدرت جذب عوامل مختلف صحبت می کنند که انسان آن را وارد حیطه ی زندگی خود می سازد .

تجسم زیبا ، پنچره ای معجزه آسا ست ، برای گشودن و مشاهده زیبایی های عالم و زندگی .

تجسم زیبا هیچ منافاتی با منطق ندارد .

بلکه تجسم زیبا یکی از منطقی ترین کارهایی است که می توان از آن در جهت پویا کردن زندگی سود برد .

تجسم زیبا یکی از ارزشمندترین سرمایه درونی هرکس می باشد .

تجسم، کلید گشاینده هر گنجی و ترقی در زندگی است .

 

وقتی که بر آرمانی زیبا به طور منظم متمرکزمی شوید آن را مورد هجوم ارتعاشات ذهنی قرار می دهید

و آنقدر به آن نیرو می بخشید تا آنرا جان می دهید.

حالا اگر هدفی دیگر مانند ثروت و معنویت یا ارتقاءشغلی در سر دارید ،

می توانید آنرا به سوی خود جذب کنید . نیروی تمرکز اندیشه در هر عرصه ای قابل اجرا و بکارگیری است .

اسکاول شین می گوید : ” انسان نخست شکست یا موفقیت ، غم یا شادی خود را در صحنه ی خیال می بیند .

آنگاه ، شکست یا موفقیت ، غم یا شادی او عنیت می یابد . “( بازی زندگی و راه این بازی ص 39 )

تجسم زیبا فرایند خلاقه ذهن الهی ماست .

کاربرد تجسم زیبا نه تنها یک هنر است بلکه یک تکنیک نوآور و خلاق نیز هست .

برعکس ساده اندیشان که این کار را با ماوراء طبیعت مرتبط می دانند

تجسم ، فرایندی علمی ،عملی برای علوم پزشکی ، تجاری ، علمی و سایر مواردیگراست .

امروزه از بکارگیری فن و تکنیک ” تجسم درمانی ” برای بهبود شرایط جسمی و روحی افراد ،

نتایج حیرت آوری به دست می آید .

“جسم ما و به عبارتی تمامی زندگی ما ، باز تاب کامل وضعیت ذهنی ماست ،

زیرا ذهن سازنده جسم و تعیین کننده سرنوشت انسان هاست .

ماهرترین پزشکان و بهترین داروها کاری از پیش نمی برند ؛ مگر آن که نیروی شفایابی را در ما برانگیزانند؛

از این رو درمان با کمک ذهن ، اصلی مسلم و تنها راه رسیدن به سلامت روحی و جسمی است.

” ( کورت تپرواین – ذهن خلاق -7 )

شرایط روحی شما نشأت گرفته از کارخانه تولید انرژی ذهن شماست .

حتی تمامی وسایل و ابزار و تکنولوژی صنعتی که در اطراف شماست ابزاری مادی هستند

که از خمیرمایه تخیل ذهنی مخترعان و دانشمندان شکل حقیقی به خود گرفته اند .

قدرت تصاویر و نمادها

برخی به پدیده ها ، آنچنان که هستند می نگرند و می پرسند :
چرا ؟

من به پدیده هایی که هرگز نبوده اند می اندیشم و می پرسم :
” چرا نه ” ؟

(جورج برناد شاو – دل به رویاها سپار –ص 19)

بنا بر نظریه روانشناسان احساس امنیت یکی از انگیزه ها و محرک هایی است که انسان را به تکاپو وا می دارد .

برای رسیدن به چنین احساس امنیتی ، انسان دست به تلاش و نو آوری می زند

تا فرایند زندگی را از یکنواختی و رکود نجات دهد .

اگر فردی نتواند برای خودش یک تکیه گاه روانی و ایده آل روحی

بنا کند به طور مکرر در جهنمی از نا امنی ، اضطراب و تنش می سوزد .

همه ما به احساس آرامش و امنیت نیاز داریم و چه بسا برای رسیدن

به این هدف حتی دچار رنج های مختلف بشویم

ولی چون از درون به یک منبع خلاء پرکن امنیت ساز ارتباط داریم در بیرون همه چیز را تحمل می کنیم .

برای این است که می بینیم اکثر انسان های بزرگ با روحیه ای

قوی و ایمانی محکم توانسته اند بر مشکلات و سختی ها پیروز شوند و بربام کامیابی بنشینند .

راز موفقیت این افراد چه چیزی می تواند باشد؟

چه عاملی سبب گردیده تا این افراد با توجه به شرایط سخت بیرونی بتوانند انرژی شکیبایی و اراده خود را حفظ کنند ؟

آن “حامی درون ” چیزی جزتجسم زیبا نمی تواند باشد .

افراد پیروز در پس ظاهرِ شرایط سخت همیشه با یک چشم انداز زیبا ازاهداف آینده

و دیدن مثبت نتایج مورد نظر باطری روحیه خود را شارژ نگه می دارند

و از سربالایی ها و ناهمواری های مسیر هراسی به دل راه نمی دهند .

می گویند چنگیز خان مغول فتح دیوار چین را در شرایطی که هیچ لشکری در اطراف او وجود نداشت

همیشه متصور می شد .

توجیه علمی این مسأله این است که داشتن یک تصویر روشن یا یک نماد واضح از رؤیای موردنظر گامهای قدرتمندی

برای اثر گذاری بر روی ضمیر ناخودآگاه هستند وخود این مسأله باعث پویایی قوای خلاقه ذهنی و روحی می شود .

فکر زیبا درسی بزرگ به ما می آموزد و آن این است که همه نوع تغییری با فکر میسر است.

انسان در دنیای تصورات کامیابی یا ناکامی خود زندگی می کند .

انعکاس و انتقال انرژی شکوفایی و تحول در سطوح مختلف زندگی به یک سامانه پرقدرت انتقال نیازدارد .

تجسم رؤیاها به شما در امر فرایند خلاقیت خواسته و اهداف زندگی کمک می کند.

قانون انرژی اصلاً توجهی به شرایط زندگی شما ندارد ،

برای آن مهم نیست که در خانه ای محقر یا در کاخی با شکوه زندگی می کنید ،

اهمیتی ندارد که در رنج هستید یا در شادی .

برای قانون مهم این است که چه احساساتی را از خودتان مرتعش می کنید .

موج سیال افکار و احساسات مثبت یا منفی شما هستند که کیفیت زندگیتان را رقم می زنند .

وقتی می گویید من انسانی شاد و موفق هستم تا زمانی که به این مسأله اعتماد دارید ،

رفته رفته حضور و ایجاد بعضی از حوادث توفیق دهنده را در زندگی احاسس می کنید .

وقتی به شادی فکر می کنیم می بینیم که امکانات و شرایط شادی ساز

به زندگی جذب می کنیم و بالعکس اگر بر شرایط منفی تأکید می ورزید بر اوضاع ناگوار و نابسامان تکیه می زنید .

جوهر تمامی اجسام مادی نشأت گرفته از ارتعاش انرژی هوشمند است .

با توجه به پتانسیل موجود درذرات هوشمند انرژی ، انواع مختلف

اجسام و شرایط را در شکل های مختلف در اطراف خود می بینیم .

همین کتاب و متن آن چیزی جز وجود یک سری اطلاعات و ایده نبوده

که اکنون به این شکل در آمده است . حالا یک نگاهی به زندگی خودتان بیندازید .

شکل زندگی شما از تمامی افکار شما شکل گرفته است .

انرژی کلمات

” هر کلامی که با اعتقاد شما هماهنگی دارد برای انتقال انرژی مؤثرواقع می شود . ” ( حامی درون ص 82)

کسی را می شناسم که از اول صبح تا آخر شب ، مدام از خرابی وضع دنیا و شرایط بد زندگی صحبت می کند .

من هر روز او را می بینم که در فشار عصبی و فشار روحی دست و پا می زند

و هیچگاه از شرسختی ها و تنش های زندگی رها نمی شود . او نمی خواهد که پیام دنیا را بشنود

و به صورت مدام ضرباتی می خورد که جبران آنها برای او مشکل است .

هرکس که می گوید :

“پول کافی برای این کار ندارم
ناتوان از انجام این کار هستم

انسانی بد شانس هستم
دنیا خطرناک و کثیف است

ثروت شیطان است

موفقیت غیر ممکن است

فرصت ها از بین رفته

همیشه بیمارم “

همان موقعیت را خلق می کند .

یادم نمی رود زمانی که مرتب از کمر دردم صحبت می کردم

و همین امرباعث شد که درمان آن بیش ازحد معمول به درازا کشیده شد.

بازهم فراموش نمی کنم ،زمانی را که مدام تکرار می کردم ” وقت نوشتن کتابم را ندارم

” نوشتن آن با چند هفته تأخیر روبرو شد و مدام برنامه ها و شرایطی پیش می آمد

که فرصت نوشتن کتابم را پیدا نمی کردم .

به طور مدام به مهمانی دعوت می شدم ،

سفرهای مهمی پیش می آمد ، اتفاقاتی می افتاد که گویی

اصلاً جبهه ای جدید برای جلوگیری از نوشتن کتابم باز شده بود.

البته از نفوذ تأثیر کلام ، تجربه های بسیار خوب دیگری دارم ؛ مانند این مسأله که مدتی بود تکرار می کردم

” چاپ کتابم هم اکنون در کمال نظمی الهی محقق می شود .”

. پس از مدتی سرمایه لازم برای چاپ نه فقط یک کتاب فراهم ، بلکه سرمایه گذارانی پید اشدند

و پیشنهاد دادند برای چاپ کتاب هایم من همکاری کنند وبه دین ترتیب توانستم دو کتاب چاپ بکنم .

به هر ترتیب سخن گفتن از هر شرایطی به طور مرتب باعث بزرگتر شدن و گسترش همان شرایط می شود .

هرگاه از لحاظ کلامی و ذهنی بر یک حالت و یا یک جریان تأکید می ورزید

آن چیز در ضمیر شما نقش می بندد و همان شرایط را پدید می آورید.

مثلا ً هرگاه می گویید :

من نمی خواهم به فقر گرفتار شوم ! ذهن شما تصویری از فقر در ضمیر شما الگو سازی می کند

و همان را در جریان زندگی وارد می سازد . سعی کنید چیزهایی را که دوست ندارید ،

از آنها صحبتی نکنید .

به جای اینکه فکر فقر را در ذهن بپرورانید به ثروت توجه کنید و ازآدم های موفق و ثروتمند صحبت کنید .

می دانید چرا این اتفاق می افتد ؟

چون ضمیر بر اساس کلمات گفته شده برنامه ریزی می شود . حالا اگر شما مرتب از چیزی که می ترسید یا آن را دوست

ندارید صحبت می کنید به خلق آن شرایط کمک می کنید وبه سوی آن شرایط جذب می شوید .

اگر می خواهید چیزی را فراموش نکنید حرف از فراموشی نزنید بلکه به خودتان احساس یادرآوری را تأکید کنید .

ضمیر انسان تمامی یادآوری ها و نکات مهمی که در باره آن صحبت می کنیم را در خود ذخیره می کند .

” اصل از این قرار است :

به هر چیزی که فکر کنیم به طرفش کشیده می شویم یا شرایط ایجاد آنرا فراهم می سازیم .

حتی اگر به چیزهایی فکر کنیم که دلخواهمان نیستند بازهم به سوی همان ها کشیده می شویم .

علت آن است که مسیر حرکت ذهن همیشه در جهت نزدیک شدن به چیزهاست نه در جهت گریز از آنها .

اندرو متیوس می گوید” :

اگر من به شما بگویم : راجع به یک فیل صورتی بزرگ با گوش

های بزرگ و خال های قرمز که عینک آفتابی هم زده باشد

فکرنکنید ؛ بلافاصله در ذهن شما چه چیز نقش می بندد ؟ یک فیل !” ( راز شاد زیستن ص 64 )

اگر خیال می کنید که روز به روز از رؤیاهای خودتان فاصله می گیرید ،

راه حل این مسأله دراین است که از تکرارکلمات دلسرد کننده

و کلیشه ای منفی رها شوید و پا در دنیای نوآوری و ذهنیت زیبا بگذارید .

عدم رشد ما در کمبود امکانات فیزیکی خلاصه نمی شود ،

مانع توسعه و رشد و ترقی ما در افکار و باورهای ما نهفته است

.
وقتی ذهن خود را برای دگرگونی آماده و پرورش می دهید

باید کهنه افکار و حتی اعتقادات بی پایه و اساس فسیل شده را کنار بگذارید

تا راه را برای به جریان درآوردن انرژ ی تازه باز کنید .

انرژی تازه است که به شما علم تازه ، آگاهی تازه ،دانش تازه ، وزندگی تازه می بخشد .

بی هدفی شرارت است

چیزی که در مورد قدرت ایمان ، نیروی اراده ، شجاعت عمل و معجزه ی پشتکار می گویم این است

که این عوامل تماماً کلید های بزرگ موفقیت هستند

ولی شاه کلید این عوامل که آنها را به نتیجه می رساند هدف است .

هدف ها ما را با توانمندی های درونیمان پیوند می زنند.

ایمان ، پشتکار و اراده بدون هدف مردگانی هستند که به نتیجه نمی رسند .

بی هدفی شرارت است .

اتلاف عمر باارزش است . افراد بسیاری هستند که از صبح تا پاسی از شب تلاش می کنند

ولی می بینیم که همیشه جیب آنها خالی است . این گونه افراد هیچ گاه به موفقیت نمی رسند ،

چون هدفی ندارند ؛ چون پشتوانه ی هرحرکت کار آفرین و نوآور، یک انگیزه ی هدفمند است .
اغلب اوقات اهداف کوتاه مدت

نتایج کوتاه مدت به بار می آورد .

اما می دانید چرا اکثر افراد تمایل بیشتری به سوی اهداف و برنامه های کوچک و کوتاه مدت دارند ؟

چون رسیدن به اهداف کوچک و کوتاه مدت آسانتر و ماموس ترهستند .

چون اهداف کوچک معمولاً ریسک کمتری دارند .

برنامه های دست پایین و کم ارزش نیاز زیادی به رویارویی با موانع و مشکلات را ندارند. برعکس ،

اهداف بزرگ اراده ی بزرگ می خواهند .

فرکانس یا ارتعاش موج فکری زیبا ی هدفمند می تواند با یک نیروی عظیم ، بخش اعظم زندگی شما را متحول سازد .

هر وقت فرکانس انرژی خود را با موج یک هدف ایده آل تنظیم می کنید

برج های پرقدرت گیرنده کائنات این سیگنال های ذهنی شما را دریافت می کنند

و انها را به سوی شما باز می گردانند تا صدا و تصویر هدف خود را دریافت کنید .

تمرین

حدا قل 5 هدف مورد دلخواه برای خودتان انتخاب کنید . این اهداف می توانند اهدف شغلی ،

خانوادگی ، معنوی ، تحصیلی ، تفریحی و غیره باشند .

برای خودتان بنویسید در چه مدت می خواهید به این هدف مورد نظر برسید

( تعیین مهلت زمانی ). پس از مشخص نمودن هدف خودتان و تاریخ تحقق آن ،

تصویری رنگی یا یک نماد از هدف مورد نظرخودتان تهیه کنید و آن را در محلی که هر روز آن را می بینید بچسبانید .

این عمل باعث تمرکز و انرژی بخشیدن به هدف مورد نظر شما می شود .

هر شب قبل از خواب و پس از بیداری ، هدف خود را مجسم کنید

و خود را در شرایطی تصور کنید که در آن رؤیا زندگی می کنید .

ضمیر شما در قبل و بعد از خواب قدرت پذیرش و قبول بهتری از دریافت تصاویر و باورها دارد .

هر روز با بکارگیری از جملات مثبت تأکیدی روحیه خود را شارژکنید .

کلمات و عباراتی که به کار می برید باید مثبت و در برگیرنده این تصور باشند که هم اکنون به هدف خود رسیده اید .

مانند:
من هم اکنون انسانی ثروتمند هستم

لحظه به لحظه شرایط زندگیم در کمال آرامش الهی بهتر و زیباتر می شود .

هم اکنون خودم را در اوج موفقیت و ترقی می بینم

من همیشه و به صورت پایدار انسانی سالم و شاد هستم

سلامتی و تندرستی جزء تقدیر الهی من است

نکته ای را که باید به این بخش اضافه کنم عبارت است

از فاصله گرفتن از افراد و محل هایی است که دارای تموج منفی و مسموم هستند . تا انجا که می توانید :

* ازتکرار کلمات منفی پرهیز کنید

* ازمعاشرت با افراد منفی باف و بد زبان و ناامید فاصله بگیرید

* تصاویر منفی و توهمات خوفناک بیچارگی و فقر و بیماری را از ذهن خودتان خارج کنید

* از مشاهده ی تصاویر و فیلم هایی که روحیه شما را تیره و افسرده می کنند بپرهیزید

* از کینه و تنگ نظری آزاد شوید تا ورود جریان تازه و حیات بخش زندگی و نعمت را مسدود نسازید

پیام های تحول

پیام هایی زیبا از بزرگان در مورد قدرت شگرف اندیشه ها و گفتار:

” اندیشه ها و اعمال نیک هیچگاه نمی توانند ثمرات پلید تولید کنند .

اندیشه ها و اعمال پلید هیچگاه نمی توانند ثمرات نیکو به بار آورند .

گندم از گندم بروید جو ز جو .

–(- تو همانی که می اندیشی- جیمز آلن -26 ص)

کام تو عصای معجزه گر تو است ( چهار اثر ازفلورانس اسکاول شین – صض 105 )

برکت – نه داراییهای مادی – معیار اندیشه ی درست است و

فلاکت – نه فقدان داراییهای مادی –

معیار اندیشه های نادرست است . (- تو همانی که می اندیشی – جیمز آلن- ص27-)

آدمی تنها زمانی می تواند

آدمیت خود را آغاز کند که از ناله و فغان باز ایستد (- توهمانی که می اندیشی- جیمز آ لن -ص27)

در طول سالها ، به تجربه دریافته ام که نفوذ کلام و تکرار عبارات تأکیدی ،

در طول زندگی بی شمار معجزه هایی ارزشمند به ارمغان آورده است ( چشم دل بگشا – کاترین پاندر – ص 107 )

آدمی تنها باید خودش را درست کند تا دریابد که کائنات درست است

و در فرایند درست کردن خویش در می یابید که چون اندیشه هایش را نسبت به همه امور و سایر مردم درست کند

امور و سایر مردم نیز نسبت به او تغییر می کنند .

( تو همانی که می اندیشی – جیمز آلن – ص 28)

جهان شهر فرنگ است ، آمیزه ی رنگ هایی که در هر لحظه می بینید

نمایانگر تصاویر اندیشه های خودتان است .(– تو همانی که می اندیشی – جیمز آلن -ص31)

آدمی می تواند با یک حرکت عصای کلام خود ، وضعیتی ناخوشایند را از میان بردارد.

( چهار اثر از فلورانس اسکاول شین – ص 105 )

هرگونه بیندیشی همان گونه می شوید .( تو همانی که می اندیشی – جیمز آلن – ص45-)

هر آنچه به گفتار درآید ، به رفتار درمی آید .

هر آنچه بر زبان آورید متجلی می شود (چشم دل بگشا – کاترین پاندر- ص 99-)

تخمین زده اند که تکرار عبارات تأکیدی ویژه ی توانگری می تواند

هشتاد در صد برسرعت تجلی ثمرات دلخواه بیفزاید . ( چشم دل بگشا – کالترین پاندر – ص 100 )

منبع :tulo.persianblog

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن