خلاقیت

خلاقيت و راه های افزايش آن

خلاقيت و راه های افزايش آن

خلاقيت

اين تعاريف نشان مي دهد كه خلاقيت دربرگيرنده اين موارد است:

• توانايي ديدن چيز ها به طرزي نو

• آموختن از تجارب قبلي و ارتباط دادن اين يادگيري به موقعيت هاي تازه

• تفكري انعطاف پذير و شكستن محدوديت ها

• استفاده از روش هاي غير سنتي براي حل مشكلات

• فراتر از اطلاعات گام برداشتن

• آفريدن چيزي منحصر به فرد يا اصيل

مك كلر(1957)معتقد كه هر تفكر خلاقي منابعي بيروني دارد كه شايد دور يا نزديك،آگاهانه يا ناآگاهانه باشد.

خلاقيت در خلا ايجاد نمي شود.عامل خلاق در ارتباط با اين منابع است و در ضمن اطلاعات گرفته شده از اين منابع را سازماندهي دوباره مي كند.

براي اين كار به اين ها نياز داريم:

• مهارت و توانايي لازم براي فعلت بخشيدن به عقايدمان
مجموعه اي از دانش و درك براي كاوش و يافتن تركيبات تازه

• نگرش ها و آمادگي هايي كه ما را قادر مي سازد تكليفي را تا مرحله به فعلت رساندن عقايدمان ادامه دهيم.

خلاقيت يعني يافتن ارتباط بين آن چيز هايي كه قبلاً با هم بي ارتباط بودند به طرقي كه از نظر خود فرد تازه و معني دار است.

تخيل عبارت است از

((بازي بدون عمل.))
((توانايي مجسم كردن تصورات بينايي،حس و شنوايي در ذهن.))
((توانايي به تصور در آوردن آنچه نيست.))

تخيل-((نيروي براي شكل دادن به تصوراتي كه هنوز شكل نگرفته اند.))
((ديدن چيزي كه نيست.دانيل فكر مي كند كه توري قفسه شبح است.))

((توانايي شكل دادن تصورات ذهني متنوع و غني يا مفاهيمي از مردم،جاها،چيز ها،موقعيت هايي كه وجود ندارد.))

((توانايي شناختي به تصور در آوردن واقعيتي ديگر در ذهن.))
((تخيل-الهام،تصور،خيال…)
((آنچه انساني است.)

تخيل

اين تعاريف بعضي از عناصري را كه بخشي از تخيل است نشان مي دهد.

تخيل كردن يعني:

• جدا كردن خود از جهان ملموس و پيش رفتن به فراسوي موقعيت هاي عيني.
• محدود نبودن به جهاني كه ادراك مي كنيم.

• جدا كردن عمل و اشياء از معنايشان در جهان واقعي و بخشيدن معناي تازه به آن.
• يكي كردن و انسجام دادن به تجارب و ادراكات.

• ساختن آنچه نيست ولي مي تواند باشد؛وانمود كردن.

اين گونه ادراكات فرد مبدل به تصورات مي شود،ذخيره مي شود وبه كار مي رود بستگي به خود فرد فرد دارد.

هر فردي ممكن است تخيلي را ترجيح دهد و توانايي تخيل كردن در افراد مختلف متفاوت است.

براي مثال،به هنگام تخيل از اين ها مدد مي گيريم:

• تجارب بينايي-آنچه ديده ايم.
• تجارب شنوايي-آنچه شنيده ايم.
• تجارب حسي-آنچه حس كرده ايم.

تخيل دروني كردن ادراكات ماست و كاربرد آن ها و اشياست براي خلق معاني اي كه وابسته به جهان بيروني نيستند.

ارتباط بين خلاقيت و تخيل

از اين تعاريف چنين بر مي آيد كه خلاقيت و تخيل در عين حال كه يكي نيستن ولي كاملاً به هم ربط دارند. خلاقيت غالباً مستلزم كاربرد تخيل است. براي مثال:

• چسب لباس كه كار دكمه رامي كند و بسيار راحت تر از دكمه بستن است در نتيجه مشاهدات مبدع آن خلق شد.

او هنگامي كه از مزرعه مي گذشت ديد كه خار و خسك به لباسش چسبيده است.

او از اين مشاهده با استفاده از تخيلش مدلي براي بستن لباس ابداع كرد.

بسياري از افراد در طول سال ها مي دانستند كه خار و خسك چه خاصيتي دارد

ولي او اولين كسي بود كه كاربرد گسترده تر آن را ديد.او با استفاده از خلاقيتش مشاهداتش از خار و خسك را به لباس ارتباط داد.

• دانشمندان براي درگير شدن در كار ‍‍ژنتيك جمعيت،اعداد خيالي ابداع كرده اند.جذر منهاي يك در دنياي واقعي وجود ندارد و در فرمول هايي كه در اين زمينه به كار مي رود اهميتي حياتي دارد.

بدون اين عدد خيالي مشكلات ژنتيك جمعيت حل نمي شد و تفكر پيشرفت نمي كرد.

هنگامي كه روابط تازه اي كشف مي كنيم غالباً با توسل به تخيل خود را از جهان اطراف خود جدا مي كنيم،

ادراكات خود را دروني مي كنيم و احتمالات مختلفي را بررسي مي كنيم. ولي به هنگام كاربرد تخيل خود هميشه خلاق نيستيم.

براي مثال،بازي تخيلي كودكان مي تواند تكراري باشد. آنان ممكن است صرفاً نقش ها و سناتور هايي را كه مي دانند تكرار كنند.

تعاريف تخيل و خلاقيت كه گاردنر و فرانسيس ارائه كردند به ما كمك مي كند تا تفاوت را بفهميم

-تخيل توانايي به تصور درآوردن آن چيزي است كه وجود ندارد،عنصر خلاق يعني مبدل كردن تخيل به واقعيت.

يا به قول فروبلوقتي ما خلاقيم كه((به تفكر خود جسم بدهيم. . .آنچه غي قابل ديدن است قابل ديدن كنيم.))

ويژگي هاي خلاقيت در كودكان خردسال

غالباً چيز هايي كه كودكان كشف مي كنند تازه نيستند و مدت ها قبل كسان ديگركشفشان كرده اند.

ولي اينكشفيات براي كودك تازگي دارد. خلاقيت در كودكان يعني وقتي كه براي اولين بار

ارتباطي را كشف كرده اند كه قبلاً كشف نكرده بودند.

آيزنبرگ و يالانگو در تعريف خلاقيت در سال هاي اوليه كودكي اين راه ها را پيشنهاد مي كنند.
كودكان خلاقند در صورتي كه:

• كاوش كنند و بيازمايند.
• با استفاده از زبان و بازي به جهان خود معنا ببخشند.
• مدتي طولاني بر روي يك تكليف تمركز كنند.
• به آشفتگي نظم بدهند و با پديده قديمي و آشنا كاري تازه كنند.
• با تكرار چيزي تازه بياموزند.

ارتباط خلاقيت و بازي

بين فرايند خلاق و بازي ارتباط ها و همپوشي هاي بسياري وجود دارد. بازي و خلاقيت ويژگي هاي مشتركي دارند.

در حقيقت بازي غالباً بخشي از فرايند خلاق است. هر دو اين ها اين موارد را در بر مي گيرد:

• يك نگرش و يك فرايند
• وضعيتي ذهني و آمادگي
• آمادگي كنار آمدن با عدم اطمينان

• توانايي كاوش در مفاهيم تازه
• تفكر و اگر،يعني توانايي نگاه كردن به يك مشكل از راه هاي مختلف
• عدم اجبار

• فرصت انتخاب داشتن
• آفرينش و باز آفريني ابتكار داشته باشيم

ابتكار عبارت از دور شدن از چيز هاي واضح و معمولي يا قطع رابطه با تفكر مبتني بر عادت است.

ايده هاي ابتكاري از نظر آماري كمياب اند. در واقع،برخي از محققين ترجيح مي دهند به جاي ابتكار لغت«منحصر به فرد»را به كار ببرند.

در آزمون هاي خلاق معمولاً ارتباطي بالنسبه قوي بين سيلان و ابتكار وجود دارد.

معذالك، به طور كلي مقياس هاي ابتكار رفتار خاق ر دقيق تر پيش بيني مي كنند تا مقياس هاي سيلان.

بدين ترتيب ،در عين آنكه سيلان (اياد سريع تعداد زيادي ايده)مسلماً اين احتمال را كه ايده هاي

ابتكاري ايجاد شود بالا مي برد،تضميني وجود ندارد كه اين مطلب اتفاق بيفتد.

در نتيجه اين موضوع حائز اهميت استكه بعضي از ويژگي هاي ايده ابتكاري مختلف و روش هاي

بالا بردن احتمال ايجاد چنين ايده هائي را مورد بررسي قرار دهيم.

اگر شرح يك وضعيت مسئله ساز معمولي مدنظر باشد،فردي كهدر حل مسائل داراي شايستگي باشد

بايد بتواند راه هاي معمولي يا بر طبق عادت خود را براي حل مسئله شرح داده،

مؤسر بودن آن ها را ارزيابي نموده و راه حل هاي مختلفي تدوين كند.

اگر شرح يك وضعيت مسئله ساز غيرعادي داده شده باشد،فردي كه در حل مسائل شايستگي دارد

بايد بتواند برخي از روش هي سنجيده ايجاد راه حل هاي مناسبرا مورد استفاده قرار دهد.

معمولاً،استفاده از چهارقانون يورش فكري،كاربرد صورت هاي تطبيق اسكمپر تدوين شده

توسط ابرل روش هاي ويژه سينتيكز،تفكر جانبي((ادوارد دبونو))نمايش هاي اجتماعي و ساير

ابزار هايي كه منجر به ايجاد ايده هاي ابتكاري خواهد گرديد. با وجود اين،عوامل عاطفي،غير

منطقي،فوق منطقي و اانگيزش به ويژه در ايجاد ايده هاي ابتكاري حائز اهميت اند.

متفكر مبتكر بايد از اينكه با ديگران متفاوت باشد(يا در اقليت يك نفري قرار داشته باشد)احساس راحتي كند.

والدين،مربيان،كارفرمايان،سرپرستان و ساير افرادي كه در هدايت جامعه نقش عمده اي ايفا مي كنند

مي توانند با قائل شدن احترام براي راه هاي غير عادي ايجاد شده،نشان دادن اين طرز فكر كه ايده هاي غير عادي ممكن است مفيد باشند

با فراهم ساختن وقت براي تمرين بدون ارزيابي،و نظاير آن،اين فرايند را تهسيل كنند.

ويژگي راه هاي ابتكاري

در بسياري موارد،ابتكار به اساس ((ساتوري))و خلاقيت تخيلي خيلي نزديك مي شود.

در بسياري از آزمون هاي خلاقيت،براي آنكه معلوم شود يك ايده ابتكاري است

يا نه،ضابطه ندرت آماري يا كميابي مورد استفاده قرار مي گيرد.

معذالك،راه هاي مختلف بايد همچنين نشانه يك جهش فكري-دار!بودن((نيروي))خلاقيت بوده و از آنچه واضح است بدور باشد.

بدين ترتيب، نمي توانيم راهي را كه بر طبق عادت به فكر خطور مي كند يا مكرراً اتفاق مي افتد ابتكاري ارزيابي كنيم.

ولي در بسياري موارد، راه هايي كه به ندرت ارائه مي گردد نشانه يك جهش فكري بوده و داراي قوت خلاقيت است و تلقي كردن آن بعنوان موجه است.

ممكن است مفيد باشد كه ببينم چگونه اين طرح در راه هاي مختلفي كه آمده عمل مي كند.

راه هاي مختلفي را كه براي كاربرد هاي غير عادي اتومبيل هاي اسقاطي ايجاد كرديد مورد بررسي قرار دهيد.

هريك از راه هاي مختلف زير را كه ذكر كرديد علامت بزنيد و ببينيد پس از حذف اين ها چه پاسخ هايي باقي مي ماند:
• هنر،هنر انتزاعي،مجسمه سازي مدرن،هنر توده پسند و غيره.
• اتومبيل ها،يك اتومبيل از چند اتومبيل اسقاطي بسازيد.

• اتومبيل ها،براي بازي بچه ها كه تظاهر به راندن اتومبيل كنند.
• صندلي ها.

• تخريب كلي.
• نمايش اتومبيل هاي تصادفي براي هشدار به رانندگان.

• استفاده هاي آموزشي،دوباره سازي براي يادگيري،آن به جوان براي يادگيري درباره اتومبيل.
• كاشتن گياهان.

• مسابقه.

• تعميرو فروش آن ها.
• استفاده هاي آموزشي،دوباره سازي.

• يادگيري درباره اتومبيل.
• خورده آهن،خورده فلزو غيره.

• وسائل يدكي براي اتومبيل هاي ديگر.
• استفاده از تاير ها براي گرداندن به عنوان اسباب بازي.

• با چكش روي آن ها بكوبيد تا تنش خود را از بين ببريد.
• باز سازي تاير ها براي فروش.

• اسباب بازي در زمين بازي.

پشتيباني از ساير رشته ها و تحقيقات خلاقيت

ايده((وحدت اضداد))و فرايند هاي فكري مربوط به عنوان فرآيند هاي غير واپس رو سطح

بالا،منحصر به روانكاري نيست و مدتهاست كه در مآخذ نمايشي موسوم بوده است.

در واقع،بيشتر نمايش هاي بزرگ مربوط به حل خلاق اختلافات همراه با بر خورد بوده و اين انفجارات بينش زاست

كه در تآتر مورد تحسين قرار گيرد.روبرت ادلر،به اين پديده ها((وحدت اضداد))اطلاق نموده و اعتبار اين ايده را از طريق ساخت

و بازي كردن سناريو هايي نظير سناريو هاي درام اجتماعي كه قبلاً ذكر آن رفت نشان مي دهد.

استفاده از اين چنين اختلافاتي در نوشته دراماتيك به وسيله انگري در نوشته كلاسيك وي موسوم به هنر نويسندگي دراماتيك شرح داده شده است.

مفهموم وحدت اضداد همچنين در تحقيقات درباره افراد خلاق ديده شده است.

به ويژهدر تحقيقات مك كينون و بارون و همكارانشاندر

((انستيتوي ارزيابي و تحقيقات شخصيت ها))در دانشگاه كاليفرنيا در بر كلي واضح و روشن است.

آناندريافتند كه افراد فوق العاده خلاق بيش از همتايان كمتر خلاقشان در وفق دادن خود با تضاد هاي دروني شان موفق بوده اند.

آنان در آن واحد داراي ويژگي هاي مذكر و ويژگي هاي مؤنث،مستقل و وابسته،داراي،خودكاري

بيشتر و نيز پذيرا تر و باز تر نسبت به ايده هاي ديگران،همرنگ جماعت تر و خود رأي تر هستند.

بسياري از افراد كمتر خلاق نسبت به اين ويژگي هاي متضاد در بين افراد خلاق و از نتايج چنين تحقيقاتي در تعجب اند.

چنين خصوصيات متضاد از نظر منطقي قابل توجه نيستند و براي افراد كمتر خلاق چنين سنتر خلاقي قابل درك نيست.

شخصيت خلاق

با وجود دلايل معتبر،مي توان پذيرفت كه روش هاي مبتكرانه در افرادي كه با بصيرت عمل مي كنند،تا حدودي عادي است.

در شرح حال افراد نابغه و نوآور همواره مي توان نشاني از تفكرات نوآورانه پيدا كرد البته،افكار

معدودي به خود ادامه داده و شهرت خود را در ياد بجاي گذارده اند.

بازده بسيار بالا براي افرادي كه كار هاي چشمگيري ارايه داده اند،يك قاعده است و نه يك استثنا.

به نظر مي رسد كه واكنش هاي مبتكرانه در برخي ديگر،هيچگاه از تفكرات مرسوم و قالبي خود دست نمي كشند.

اگر برخي از افراد همواره مبتكرانه عمل كرده و برخي ديگر خير،اين به جهت الگو هاي معين ويژگي هاي نسبتاً پايداري است،كه ايجاد كنش هاي مبتكرانه را هم تسهيل بخشيده و هم با مانع روبرو مي سازد.
آنچه ما خلاقيت مي ناميم در واقع به دست آوردن چيزي منحصر به فرد و يا حداقل كمياب است.

نقش الگويي معلم در رشد خلاقيت

نقش الگويي معلم نيز در بالا بودن قدرت خلاقيت دانش آموزان داراي اهميت بسزايي است.

تحقيقات نشان داده اند افراد خلاق خيلي بيشتر از افراد غير خلاق در پرورش خلاقيت موفقترند.

معلمي كه از انگيزه خلاق برخوردار است هم خود الگويي براي خلاق بودن و هم فرايند خلاقيت را تقويت مي كند.

آنها به واسطه نگرشي كه دارند از دانش آموزان اطلاعات و پيروي محض نمي خواهند،

بلكه به آن ها آزادي لازم را خواهند داد تا بتوانند خود كشف و ابداع كنند.

از سؤالات غير منتظره و حتي به ظاهر نا معقول و عجيب آن ها استقبال مي كنند

و به بحث و گفتگو پيرامون آن مي پردازند و با فراهم آوردن محيط مناسب به دانش آموزان فرصت مي دهند،

توانايي بالقوه خويش را محقق سازند و در نهايت تلاش مي كنند آنچه موجب توسعه خلاقيت

هم در دانش آموزان و هم در خودشان مي گردد را بشناسند و به كار بگيرند. آمابيل معتقد است

معلمان با بيان آزاد احساس خود مانند عشق و شادي،كنجكاوي به امور مي توانند الگوي مناسبي براي كودكان باشند.

توصيه هايي براي رشد خلاقيت

• مكان ها و زمان ها را كه معمولاً ايده هاي جديدي به ذهنتان مي رسد،

شناسايي كرده و سعي كنيد روزي يكبار در آن موقعيت قرار بگيرد(قبلاً كاغذ و قلم براي يادداشت برداري آماده كنيد).

• هنگامي كه با مشكلي روبرو مي شويد بعد از نيم ساعت سعي كنيد

جاي خود را عوض نموده و از هواي تازه استنشاخ نماييد. به طور كلي حال و هواي خود را عوض كنيد و دوباره به موضوع فكر كنيد.

• مرتب با خود فكر كنيد اگر مشكل يا مسئله ام حل شود چه خواهد شد.

همين تصور به شما نيرويي براي حل مسئله و ديدن آن زواياي مختلف مي دهد.

• به آهنگ هاي الهام بخش بيشتر گوش دهيد. مثل آهنگ هستي!

• از مكان هاي رويايي مثل موزه ها وم آثار باستاني و…بيشتر ديدن كنيد.
• با افراد خلاق بيشتر معاشرت كنيد.

• به جاهايي كه تا به حال نرفته ايد بيشتر مسافرت كنيد.
• به طبيعت بيشتر برويد. مخصوصاً جاهايي كه تا به حال نرفته ايد.

• خلاقيت نمي تواند تحت شرايط فشار ايجاد شود. اگر عجله،تشويق يا مشغوليت و نگراني زيادي داريد آن ها را برطرف نماييد.

• اشيايي را كه روي ميز يا جلوي چشمتان قرار مي دهيد،متنوع باشد.

همچنين سعي كنيد از چيز هايي انتخاب كنيد كه خلاقيت را بيشتر تحريك مي كنند.

مثل اشياء عجيب و غريب،عتيقه و يا حتي قراضه هاي بي ارزش.
• سعي كنيد گاهي مخالف عادت هاي خود رفتار كنيد.

به عنوان نمونه اگر عادت به سيگار يا آدامس داريد حداقل گاهي آن را كنار بگذاريد

و يا اگر هميشه با اتومبيل شخصي به محل كار يا مسافرت مي رويد گاهي با وسايل عمومي برويد

و يا اگر هميشه از كانال راديو يا تلوزيون خاصي استفاده مي كنيد

گاهي از كانال هاي ديگر نيز استفاده كنيد و همچنين اگر عادت كرده ايد

كه هميشه به رستوران مشخصي رفته و در محل معيني بنشينيد گاهي بر خلاف آن عمل كنيد و…

• دكوراسيون منزل يا محل كار خود را مرتب تغيير دهيد.
• هميشه از نمايشگاه اختراعات و اكتشافات ديدن كنيد.

• از افراد غريبه يا بي خبر از موضوع،حتي بچه ها در حل مسئله تان استفاده كنيد.
• براي حل مشكل مورد نظرتان يك زمان ضرب العجل معين كنيد.

• سعي كنيد خودتان را جاي موضوع يا مشكل و از دريچه ديد آن به مسائل نگاه كنيد.
• معما زياد حل كنيد.

• سعي كنيد تكنيك شش كلاه فكري را در محل كار يا منزل و بين اقوام و دوستان رايج كنيد.
برو هر لحظه ايمان تازه گردان مسلمان شو،مسلمان شو،مسلمان

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن