خوداگاهی

چگونه نظم را دوباره به زندگی بازگردانیم(بخش اول)

چگونه نظم را دوباره به زندگی بازگردانیم(بخش اول)

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که پس از تجربه‌ی یک دوره‌ی بی‌نظمی، چگونه نظم را دوباره به زندگی خود بازگردانید؟

بدون شک، بسیاری از ما حاضر نیستیم بلند شویم و برای بازگرداندن دوباره‌ی نظم به زندگی خود حرکت کنیم.

خیلی شایع است که بسیاری از افراد فقط احساس تاسف می‌کنند

و هیچ کاری درباره‌ی شرایط زندگی‌شان انجام نمی‌دهند

یا از طریق عادت‌های خودتخریبی اوضاع زندگی خود را بدتر می‌سازند.

نکته‌ی مهم این است که برای متعادل باقی ماندن، باید حرکت کنید.

بخش 1

زمان را دوباره تحت کنترل خود درآورید

چگونه نظم را دوباره به زندگی بازگردانیم(بخش اول)

1- نحوه‌ی سپری کردن زمان خود را ارزیابی کنید.

اگر در زندگی‌تان فعالیتی منجر به نتیجه‌ی ملموسی نمی‌شود یا شما را به موفقیت نمی‌رساند، انجام آن احتمالاً تلف کردن زمان است.

این شامل زمان هدفمند تفکر نمی‌شود که برای به نظم بازگرداندن زندگی خود لازم و حیاتی است.

ببینید کدام چیزها در زندگی‌‌تان مهم است و کدام چیزها مهم نیست. ابتدا فهرستی از کارها یا فعالیت‌هایی درست کنید

که شما به شکل طبیعی روزانه یا ماهانه انجام می‌دهید و بنویسید چه‌مقدار زمان را برای هر فعالیت می‌گذرانید.

سپس مواردی را در آن فهرست انتخاب کنید و دور فعالیت‌هایی را‌ خط بکشید

که در زندگی‌تان بلااستفاده است و شما زمان بسیاری را برای انجام آن‌ها سپری می‌کنید.

لیست انجام دادن‌ها و انجام ندادن‌ها را برای خود درست کنید.

چگونه نظم را دوباره به زندگی بازگردانیم(بخش اول)

2- فعالیت‌های غیرضروری را کاهش دهید.

به فعالیت‌هایی که دور آن‌ها خط کشیده‌اید و آنچه در لیست دیگر خود دارید، نگاهی بیندازید.

آیا منطقی به نظر می‌رسد؟ هدف اصلی مجبور ساختن خود به توقف انجام کارهای بی‌فایده است.

الان که می‌دانید از انجام چه کارهایی باید اجتناب کنید، آن‌ها را با فعالیت‌های موثرتر جایگزین کنید.

برای مثال، رفتن به سینما یا کار با کامپیوتر در اغلب موارد به شما زمان بیشتری می‌دهد.

اگر به‌مدت 5 ساعت در روز تلویزیون تماشا می‌کنید، قطعاً در حال تلف کردن بخشی از زمان زندگی خود هستید.

چگونه نظم را دوباره به زندگی بازگردانیم(بخش اول)

3- فضای مجازی را کنار بگذارید.

برخی افراد وقتی با کامپیوتر کار می‌کنند، دوست دارند تا جای ممکن در کامپیوترشان پنجره باز کنند.

آن‌ها ادعا می‌کنند این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا کارهای مهم‌شان را فراموش نکنند و پیگیر باقی بمانند.

اما اگر شما هم به همین شکل با کامپیوتر کار می‌کنید،

حتماً متوجه شده‌اید علامت‌های اطلاع‌دهنده‌ای دائماً خودنمایی می‌کنند

و قبل از آنکه بدانید، با توئیت بعدی به موضوعات مهم دیگر،

به‌روزرسانی عکس‌ها و شاید بحث‌های آن‌لاین بی‌فایده‌ی اینترنتی کشیده می‌شوید. فضای مجازی را تحت کنترل خود درآورید.

زمان‌هایی از روز را برای پرسه در فضای مجازی اختصاص دهید. از ابزارهای مفید مدیریت زمان برای برنامه‌ریزی بروزرسانی‌ها استفاده کنید.

چگونه نظم را دوباره به زندگی بازگردانیم(بخش اول)

4- صبح زود از خواب بلند شوید و از این زمان ارزشمند برای تمرکز استفاده کنید.

از انرژی که با طلوع آفتاب می‌آید، استفاده کنید.

از آنجایی که بسیاری از انسان‌ها هنوز بلند نشده‌اند تا بی‌نظمی در جهان ایجاد کنند،

صبح زود بلند شدن زمان مناسبی برای داشتن بالاترین کارایی ممکن است.

چک کردن فضای مجازی را به زمان دیگری موکول کنید.

با مدی‌تیشن مختصری شروع کنید که تمرکز شما را سر جایش می‌آورد و فهرستی از اهداف خود تهیه کنید.

سپس کار بر روی هدف خود را شروع کنید. بدانید این روز خوبی برای شما خواهد شد.

شما می‌توانید از بخشی از این زمان برای مدی‌تیشن یا ورزش استفاده کنید.

مدی‌تیشن می‌تواند کمک قابل‌توجهی به باز کردن ذهن و احساس طراوت و آرامش داشتن دوباره کند.

اگر هر روز صبح بتوانید بین 5:30 تا 7:30 از خواب بلند شوید،

دو ساعت زمان برای تمرکز بر انجام کارهای خود خواهید داشت.

آنچه بتوانید در این دو ساعت انجام دهید، قطعاً مفید خواهد بود.

چگونه نظم را دوباره به زندگی بازگردانیم(بخش اول)

5- هر زمان لازم است، “نه” بگویید و از این کار خود احساس شرمندگی نکنید.

زمان‌هایی در زندگی پیش خواهد آمد که همراهی کردن تقریباً غیرممکن است.

ملاقات‌ها، قرارهای شام، کنفرانس‌ها و موقعیت‌های دیگری ممکن است پیش بیاید که مستلزم حضور ماست.

احساس خواسته شدن خوب است اما به چه قیمتی؟

تلاش برای انجام هر کار کوچکی تقریباً اثر منفی بر توانایی‌ها و کارآمدی‌های شما خواهد گذاشت.

به کارهایی که انجام‌شان ضرورت مهمی برای‌تان ندارد، “نه” بگویید.

با انجام این کار، شما درها را به‌سمت موقعیت‌های مهم‌تری در زندگی خود که از اولویت برای‌تان برخوردار است، خواهید گشود.

از خود بپرسید: “چگونه گفتن “بله” کمک می‌کند مهم‌ترین نواحی زندگی خود را بهبود بخشید؟ اگر کمکی نمی‌کند، پس “نه” بگویید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن