چه کسی ذهنتان را کنترل می کند؟

چه کسی ذهنتان را کنترل می کند؟

 

چه کسی ذهنتان را کنترل می کند؟

 
عده کمی از مردم از افکاری که از ذهنشان می گذرد آگاه و باخبر هستند.
 
اکثر فکرها به صورت خودکار انجام می شود. اگر افکار مثبت باشد همه چیز خوب است .
 
اما اگر منفی باشد دردسر آفرین می شود!
 
ذهن مانند یک بچه کوچک است که هر چیزی که می بیند و یا می شنود را به طور حتم می پذیرد،
 
بدون قضاوت  و بدون توجه و در نظر گرفتن عواقبش.
 
ما به طور مدام در در افکار ، در نظرها و اطلاعاتی که از طریق حواس پنج گانه  و یا دیگر انسان ها ، تلویزیون، رادیو و … دریافت می کنیم، غرق می شویم .
 
این افکار ، نظرها و اطلاعات به ذهن ما نفوذ می کنند حال ما چه از آنها آگاه باشیم و چه نباشیم!
 
این جریان خارجی، روی افکار و عکس العمل های شما تاثیر می گذارد روی طرز تفکرتان، عملکردتان و علایق ها و …
 
 
 
 

این بدین معنی ست که ما اجازه می دهیم نیروهای خارجی زندگیمان را شکل دهند .
 

پس در این صورت آزادی ما کجاست؟

 

چه کسی ذهنتان را کنترل می کند؟

 
اکثر مردم اعتقاد دارند که افکارشان از درونشان نشات می گیرد .
اما آیا آنها تا کنون اندکی تامل کرده اند که آیا افکار و خواسته ها و علایقشان واقعا به آنها تعلق  دارد؟
 
ممکن است آنها از بیرون آمده باشند و شخص به طور ناخودآگاه پذیرفته است که به آنها تعلق دارد.
 
اگر هیچ فیلتری برای ورود افکار به ذهنتان  وجود نداشته باشد پس در این صورت آزادی  وجود ندارد!
 
این بدین معنی ست که تمام کارهایمان مانند کارهای یک عروسک خیمه شب بازیست.
 
که به یک ریسمان متصل است و از بیرون کنترل می شود ، که این پذیرفتنی نیست .
 
ممکن است اعتراض کنید و بگویید که افکاری که از ذهن من می گذرند متعلق به من هستند .
 
اما واقعا همین طور است؟ آیا شما خودتان ، دقیقا و به درستی هر فکری که در ذهنتان هست را به وجود می آورید؟
 
چرا اجازه می دهید عوامل خارجی ذهن و زندگیتان را کنترل کند؟
 
چرا می گذارید افکار مردم دیگر زندگیتان را کنترل کند؟
 
آیا می خواهید ذهنتان را آزاد کنید یا ترجیح می دهید برده افکار و نظرات مردم دیگر باشد؟
 
 

چه کسی ذهنتان را کنترل می کند؟

 
اگر ذهنتان را باز بگذارید تا هر فکری به راحتی از آن عبور کند زندگیتان را در دستان انسانهای دیگر داده اید.
 
و بدون فهمیدن آنها ، افکار دیگران را پذیرفته اید و مطابق آنها عمل کرده اید.
 
هر شخصی مستعد پذیرش نوع خاصی از افکار ، نسبت به بقیه افکار است .
 
افکار و ایده های خاصی که ما از آنها چشم پوشی می کنیم و دیگران تحت شرایط خاصی آنها را می پذیرند !
 
درست است که  افکاری که ما آنها را دوست داریم ،نسبت به بقیه افکار، قدرت و تاثیر بیشتری روی ما دارند .
 
اما حتی افکار و ایده هایی که ما توجهی به آنها نمی کنیم،
 
اگر به  طور دائم در معرض آنها قرار بگیریم به ذهن ناخوداگاه ما نفوذ می کنند و روی ما تاثیر می گذارند.
 
اگر به ذهنتان اجازه دهید هر طوری که می خواهد رفتار کند و به آن آزادی کامل بدهید، آزادی خودتان را از دست می دهید.
 

چه کسی ذهنتان را کنترل می کند؟

 
هر کسی خواسته ها ،آمال و آرزوها و هدفهایی دارد که ممکن است آنها را از کودکی پرورش داده باشد .
 
آنها ممکن است افکار پدر و مادر ها ، معلمان و یا دوستانمان باشند که به ذهن ما راه یافته اند.
 
آیا آنها ضروری هستند؟ آیا ما به همه ی این بار سنگین نیازی داریم؟
 
همانطوری که می بینید شما باید  تاثیر عوامل و افکار خارجی را بر روی ذهنتان کم کنید .
 
 
شما باید از افکار و خواسته هایی که وارد ذهنتان می شود کاملا آگاه باشید.
 
و از خودتان بپرسید آیا واقعا آنها را دوست دارم؟
 
شما باید انگیزه ها و حرکاتتان را کاملا آنالیز کنید و آنوقت است که شما شگفت زده خواهید شد از تاثیراتی که عوامل خارجی روی ذهن شما دارند.
 
شما نباید هر فکر و نظری را بپذیرید . باید بررسی کنید ببینید شما آن فکر را قبول دارید؟
 
زیرا شما تصمیم گیرنده اید و زیرا آنها فقط سرخود و تحت تاثیر عوامل خارجی  وارد ذهن شما شده اند.
 
یاد بگیرید که هر فکری که با آن مواجه می شوید را نپذیرید.
 
در ابتدا ممکن است راحت به نظر نرسد زیرا در ابتدا ذهنتان در مقابل این کنترل طغیان می کند .
 
اگر می خواهید رئیس ذهن و زندگییتان باشید نباید اجازه دهید افکار ، خواسته ها و انگیزه های افراد دیگر بر زندگیتان حکمرانی کند مگر آنکه آنها را آگاهانه انتخاب کرده باشید!
 
 

چه کسی ذهنتان را کنترل می کند؟

منبع:ghodratezehnema

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *