تجسم خلاق، استاد آرام - Content


اطلاعات مفيد تجسم خلاق






جستجو در سایت تجسم خلاق


جستجو در وب
جستجوی سايت

سابقه و آمار بازدید تجسم خلاق

محبوبیت در گوگل

با زدن دکمه 1 ما را در گوگل محبوب کنید




شفاي كودك درون
در برنامه‌هاي قبلي راجع به افلاطون صحبت كرديم. افلاطون در كتاب جمهوري خود مردم را بدين گونه توصيف مي‌كند كه در غاري هستند و فقط مي‌توانند سايه‌هايي كه بر ديوار مي‌افتد را ببينند و از اين سايه دنياي بيرون و واقعي را توصيف مي‌كنند تا اينكه روزي عده‌اي(يا يكي از آنها) از اين زنجير رهايي مي‌يابد و به دنياي بيرون مي‌رود ابتدا نور خير كننده خورشيد چشمان او را كور مي‌كند ولي پس از اينكه به نور فراوان خورشيد عادت كرد، توانست واقعيت دنياي بيرون را مستقيم ببيند و بداند آنچه آنها از دنياي بيرون تصور مي‌كردند، تنها رقص سايه‌ها بوده است نه خود واقعيت. زمانيكه دوباره به غار مي‌آيد و به دربنديان مي‌گويد كه دنياي بيرون چگونه است، آنها به او مي‌خندند و مي‌گويد پدران و نياكان ما اينگونه دنياي بيرون را ديده‌اند و اين دنياي توهمي و خيالي كه شما مي‌گوئيد واقعيت ندارد.
ما اينگونه به دنياي روزمره نگاه مي‌كنيم كه انگار دنياي واقعي همين است. البته دنياي واقعي همين است اما ما آنچه واقعيت دارد را نمي‌بينم. ما فقط خود را مي‌بينيم. ما آنچه مي‌خواهيم مي‌بينيم نه آنچه واقعاً وجود دارد و مسائل را آنگونه كه دلمان مي‌خواهد تفسير مي‌كنيم نه آنچه كه واقعاً وجود دارد.
اگر يادتان باشد گفته شد كه توقع و انتظار ما در بوجود آمدن نتايج نيز نقش دارد. بنابراين انتظارات و باورهاي ما نقش زيادي در اتفاقات بيرون دارد.
در مورد دوست داشتن خود و بدن در برنامه‌اي مجزا صحبت كرده‌ايم. برخي از مذاهب به افراد مي‌آموزند كه عشق به خود، به خودخواهي منجر مي‌شود. ولي ما بدون عشق به خود از اعتماد به نفس پائيني برخوردار خواهيم شد. بنابراين از اينكه خطاي ديگران را به آنها گوشزد كنيم خودمان يا ديگران چه سودي خواهند برد. اگراحساس گناه جنبه وسواس داشته باشد. بيشترين چيزي كه احتمال دارد وجود داشته باشد اين است كه دوباره خطا كار گناه را تكرار كند. اگر احساس گناه فضيلتي داشته باشد، بايد سبب شود كه خطا كار به اشتباه خود پي ببرد، دستي به شانه خود بزند و شانه‌هايش را بالا بيندازد و نه بيشتر.كوچكترين سودي بكار بردن احساس گناه ندارد.
ترس هم مانند احساس گناه فلج كننده است. ترس واقعي در زندگي لازم‌ است. كودك بايد بياموزد كه رانندگي در اتوبان، دريا، سگهاي وحشي و ... خطرناكند. ترس موجب مي‌شود كه آنان در برابر خطر ايمن شوند. پدر و مادر مي‌توانند با عمل خود و نه با حرف به بچه‌ها نشان دهند كه زندگي سراسر ترس نيست و نيازي به ترس از سوسك، مارمولك، امتحان، تجربه‌هاي جديد، چيزهايي ازاين قبيل كه تنها توهمات ما هستند و غير واقعي‌اند، ندارد. روزانه حوادث رانندگي، شنا در دريا جان بسياري از انسانها را مي‌گيرد اما پدر و مادرها در مورد اين مسائل صحبتي را با فرزندانشان نمي‌كنند. اما بسياري از مادرها به بچه‌هايشان ياد مي‌دهند كه از تاريكي بترسند. از سوسك بترسند از مارمولك يا از امتحان بترسند و بسياري از خانواده‌ها هستند كه بچه‌هايشان كه امتحان دارند خودشان استرس پيدا مي‌كنند به جاي فرزندانشان. تا بحال چند نفر را مي‌شناسيد كه توسط تاريكي، سوسك، مارمولك و امتحان از بين رفته باشند. ما آنها را از چيزهايي مي‌ترسانيم و مرتباً در گوششان زمزمه مي‌كنيم كه تا به حال جان هيچ كس را نگرفته‌اند. اما در مورد چيزهايي كه واقعي هستند و مرتباً جان انسانها را مي‌گيرند صحبت نمي‌كنيم.
بچه‌ها هرگونه كه زندگي كنند از آن پند مي‌گيرند.
اگر با انتقاد زندگي كنند                 ياد مي‌گيرند محكوم كننده باشند.
اگر با دشمني زندگي كنند             ياد مي‌گيرند ستيزه‌جو باشند.
اگر با طعنه و تمسخر زندگي كنند    ياد مي‌گيرند خجالتي باشند.
اگر با شرمساري زندگي كنند         ياد مي‌گيرند احساس گناه كنند.
اگر با تشويق زندگي كنند              ياد مي‌گيرند سپاسگذار باشند.
اگر با تحسين زندگي كنند              ياد مي‌گيرند ستايشگر باشند.
اگر با عدالت زندگي كنند                عدالت را مي‌آموزند.
اگر با امنيت زندگي كنند                ايمان را مي‌آموزند.
اگر با تأثير زندگي كنند       ياد مي‌گيرند خودشان را دوست داشته باشند.
اگر با مهر و دوستي زندگي كنند      ياد مي‌گيرند دردنيا عشق را بيابند.
كتاب پيامبر و ديوانه-از جبران خليل جبران در پاسخ به زني كه در مورد كودكان مي‌پرسد:
بچه‌هاي شما، بچه‌هاي شما نيستند.
آنان پسران و دختران زندگي هستند كه آرزوهاي ويژه خود را دارند.
آنان از طريق شما به دنيا مي‌آيند، ولي از آن شما نيستند.
و گر چه با شما هستند، به شما تعلق ندارند.
 
شما ممكن است عشق خود را به آنها بدهيد، ولي نه افكارتان را،
چون آنان افكار ويژه خود را دارند.
شما ممكن است جسم آنان را مأوا دهيد، ولي نه روحشان را،
چون روح آنان در خانه فردا، كه شما حتي در خواب قادر به ديدن آن نيستيد، زندگي مي‌كند.
شما ممكن است بكوشيد كه شبيه آنان شويد، ولي تلاش نكنيد آنان را واداريد شما را دوست بدارند...
كودك از دست رفته درون
هرگونه كه پدر و مادر به ما آموخته‌اند و عمل كرده‌اند ما آنگونه ياد گرفته‌ايم و در زندگي آنگونه عمل مي‌كنيم. پدر و مادر ما موجب شده‌اند كه كودكي ما شكل گيرد و تصوير از برخورد و نوع زندگي در ما به وجود آورند و ما هم همانگونه با فرزندان خود عمل مي‌كنيم. به قول لوئيز هي ما قربانيان قربانيان هستيم. اگر پدر و مادر، ما را بد تربيت كرده‌اند يا اينكه ما را با ترس و نگراني بزرگ كرده‌اند تقصيري ندارند. شايد پدران و مادران آنها را آنگونه بزرگ كرده بودند و آنها روشي را بهتر براي بزرگ كردن و تربيت ما نداشته‌اند و ما هم فرزندان خود را اينگونه بزرگ مي‌كنيم و تربيت مي‌كنيم و اين زنجيره ناقص نسل به نسل منتقل مي‌شود.
نوع تربيتي كه در كودكي داشته‌ايم موجب مي‌شود كه همه ما يك كودك از دست رفته دروني داشته باشيم كه خشمگين، ترسيده، ناشاد، فراموش شده و به دنبال عشق و توجه مي‌گردد. چنانچه شما از آن دسته افراد هستيد كه نمي‌توانيد با فرزندان خود بخوبي ارتباط برقرار كنيد. اين كودك آزرده است و مشكل دارد و بهتر است قبل از هر اقدام جديدي ابتدا اين كودك درون را شفا داد و از بند گذشته ناقص رهايش كرد.
شفاي كودك درون به ما كمك مي‌كند كه در زندگي كنوني ارتباط مؤثرتر و بهتري را با نزديكان و كار و دوستانمان داشته باشيم. آن كودك چيزي را در سنين كودكي خواسته است كه هنوز نتوانسته بدست آورد و هم اكنون تمام زندگي و تلاشش را بر اين گذاشته است تا آن را كسب كند. او سعي مي‌كند عقدهاي كودكي را پياده كند. زندگي او ادامه زندگي كودكي است. يادتان باشد ما هميشه دختر بچه يا پسر بچه‌اي را در درون خود داريم كه به دنبال عشق، تاييد شدن، اعتماد، امنيت و تفريح است و با كمي توجه به اين كودك مي‌توانيم از رفتار عجيب و غريب خود در زندگي واقعي دست برداريم و رفتار متعادلي داشته باشيم. شايد بگوئيد ما زندگي متعادل داريم. درست است. اما تا به حال كاري را انجام نداده‌اي و پس از مدتي به خود بگويي انجام بگويي كاش انجام نمي‌دادم. آيا تو هم به اندازه ديگران تفريح مي‌كني، پول در مي‌آوري، كار مي‌كني. اگر نه پس تعادل هم وجود ندارد. هرگونه افراط و تفريط نشانگر عدم تعادل است.
تكنيك دوست داشتن بدن كمك مي‌كند تا اين كودك درون شفا پيدا كند. راستي آيا موفق شديد نيم ساعت روبروي آينه بايستيد و به خودتان بگوئيد كه من تو را دوست دارم.
تجسم كودك درون
روانشناسان معتقد هستند كه شفاي رواني- روحي- فرايندي طولاني است كه به مشاوره ماهر نياز داريم. عصر كوانتوم ضمن اينكه راهنما و استاد ماهر و راه گشا را توصيه مي‌كند، عقيده دارد كه تغيير فوري در كليه زمينه‌هاي زندگي ممكن است با قدرت ذهن، تجسم خلاق كه افراد از آن برخوردار هستند شگفتي بيافريند و انجام پذيرد.
با استفاده از تكنيك‌هايي كه آموزش داده‌ام خودتان را وارد خلسه كنيد. مي‌توانيد از تكنيك‌هاي ريلكس استفاده كنيد يا اينكه با استفاده از روشهاي آلفا- خود هيپنوتيزم- يا آدمك مغزي – تكنيك تتا- وارد اين مرحله گرديد. بدون اين مرحله هم امكان پذير است ولي با اين مرحله سريعتر و عميق‌تر انجام مي‌پذيرد. پس از اينكه احساس آرامش كرديد. خودتان را در حال قدم زدن در يك چمنزار يا پارك يا جنگل كنيد. به خودتان تلقين كنيد كه كودك درونتان را در اين موقعيت مي‌بينيد. مي‌توانيد از تكنيك خلوتگاه درون استفاده نمائيد يا اينكه از CD‌هاي كه براي اين منظور آماده شده است استفاده كنيد. اين كودك ممكن است نگران باشد. ترسيده باشد. به صورت دختر بچه يا حتي پسر بچه نمايان مي‌شود.در بسياري از مواقع غمگين است از او بپرسيد كه از چه چيزي نگران است. چه چيزي مي‌خواهد و همان چيز را به او هديه بدهيد. كودك درون با چيزهاي بسيار كوچك كه به نظر ما بي ارزش هستند راضي مي‌شوند. او را راضي كنيد. او را در آغوش بگيريد و مرتباً به او بگوئيد كه دوستش داريد. هر بار در مورد يكي از نگرانيها و خواسته‌هايش صحبت خواهد كرد و هر بار شما يكي از موانع و ايراداتي كه ممكن است در كودكي آموخته باشيد را آزاد مي‌كنيد و رهايي مي‌يابيد. از تكنيك راهبر درون همزمان مي‌توانيد كمك بگيريد و راهنمايي درونيتان به شما كمك خواهد كرد كه چگونه مشكل را برطرف سازيد.
از تكنيك‌هاي تجسم بالا و پائين رفتن استفاده نمائيد.
هنگاميكه بخواهيم چيزهايي را از درون ناخودآگاه بيرون بكشيم و بخواهيم از ياري ناخودآگاهمان استفاده كنيم بهتر است از تكنيك‌‌هاي رو به پائين استفاده كنيم. يعني شمارشها برعكس از 99 به پائين را تجربه كنيم اين روشها موجب مي‌شود ما با لايه‌هاي دروني‌تر خود ارتباط برقرار كنيم يا اينكه تصور كنيم از پلكاني به سمت پائين مي‌رويم يا اينكه توسط آسانسور به طبقات زيرين حركت مي‌كنيم و وارد زيرزمين، غار يا دره‌اي مي‌شويم. اين حركت سمبوليك رو به پائين در بياد آوردن موانع ذهني كمك مي‌كند و ممكن است ندانيم چه چيزي در لايه‌هاي زيرين ذهنمان مدفون يا پنهان شده است ولي همين تمايل حركت به عقب يا جهت حركت به پائين به ما در تماس با انرژي‌هاي مدفون شده كمك مي‌كند و آنها را آزاد مي‌نمايد
براي كشف لايه‌هاي بالاتر هوشياري، ارتباط با فرشتگان، راهبر درون بايد به جاي پائين رفتن از تكنيك بالا رفتن استفاده نمود. كه اين تكنيك ما در برنامه و CD ارتباط با ضمير برتر يا راهبر درون به تصوير كشيده‌ايم.





شفاي كودك درون شفاي كودك درون شفاي كودك درون

در تاریخ : يكشنبه، 8 شهريور ماه، 1388
نویسنده :
(9302 مشاهده)

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Content ©
دوره مقدماتی تجسم خلاق (هیپنوتیزم کاربردی)