مطالبي چند در مورد موسيقي شفابخش
از بدو تاريخ، موسيقي نقش مهمي در شفابخشي انسان داشته است. آمريتا كترل در اين ارتباط مطالبي نوشته است. او در زمينههاي درماني و مراقبتي تحقيقات گستردهاي صورت داده است. موسيقي و شفابخشي فعاليتهاي همگاني و مشترك طبيعي براي تمامي افراد هستند. در زمان يونان باستان، آپولو هم خداي موسيقي بود و هم خداي پزشكي و طب. يونانيان باستان ميگويند: ”موسيقي هنري است كه قادر است به عميقترين مناطق روح نفوذ كند.“ اين گونه عقايد در تعاليم، آداب و رسوم قومي سهيم بوده است. در مدارس علوم باطني مصر و يونان، شفابخشي و صوت، دانشي مقدس و متعالي معرفي ميشود.
افلاطون اعتقاد داشت موسيقي ”اساس نظم“ است.
افلاطون عميقاً به اين موضوع اعتقاد داشت كه: ”موسيقي جزء قوانين اخلاقي است، به جهان روح ميبخشد و به اذهان پر و بال پرواز ميدهد تا به آسمان تخيل پرواز كنند، براي آدم غمگين جذاب است، به زندگي هر انسان و موجود سبكي روحي و شادماني به ارمغان ميآورد. اين اساس نظم و ترتيب همين است و همه افراد را به راه نيك هدايت ميكند. موسيقي ميتواند بسيار زيبا و حتي مرئي باشد. اما با اين حال، طبيعتي خيره كننده، هوسران و ابدي دارد.“
معلم عصر جديد، ديپاك چوپرا[1]، عبارتي زيبا دارد كه ميگويد: ”موسيقي كجاست؟ ميتوانيد آن را در بسياري از تارهاي مرتعش، ضربات چكش، حركت انگشتان روي كليدها، علائم سياه روي كاغذ و يا تپشهاي عصبي ناشي از درد در ذهن نوازنده آن بيابيد. اما همه اينها صرفاً كد هستند. حقيقت موسيقي، مواج و لرزان است و شكل غير مرئي و زيبا دارد و حافظه ما را بدون اين كه در جهان فيزيكي حضور داشته باشد، در چنگال خود گرفتار ميكند.“
موسيقي شفابخش موسيقي شفابخش موسيقي شفابخش موسيقي شفابخش موسيقي شفابخش